ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

14 − 12 =

بستن
بستن

چگونه گفت و گو به یک فرهنگ ملی تبدیل شود؟

چگونه گفت و گو به یک فرهنگ ملی تبدیل شود؟

گفت وگو، بهترین وسیله ارتباط انسان ها با یکدیگر و گفت وگو پذیری مهم ترین شاخصه و مؤلفه مردمسالاری است.

انسان ها از راه گفت وگو ، نقد و عرضه دیدگاه های خود در عرصه عمومی می توانند خطاهای خود رادرک کنند ، کشف خطاها شرط لازم رشد شناختی و مهارتی است .

جامعه ایران جامعه ای است که دچار انسداد و اختلال گفت وگویی شده است به گونه ای که حرف یکدیگر را به خوبی نمی فهمیم . علت چیست ؟
ما با مسئله ای به نام گسست توانش گفت وگو روبرو هستیم ، هدف از این گفت وگو که در ادامه مطالعه خواهید کرد به سؤالاتی با این رویکردکه احزاب و رسانه ها چه نقشی در نهادینه کردن فرهنگ گفت وگودر جامعه ایران دارند ؟ و چه راهکارهایی برای توسعه فضای گفت وگو و اظهارنظرهای انتقادی پیشنهاد می شود ؟ پاسخ داده شده است .

در گفت وگویی با دکتر امیر عبد الرضا سپنجی ، کارشناس ارتباطات وعضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی به بررسی و واکاوی جایگاه فرهنگ گفت وگو در جامعه ایران پرداخته و دیدگاه های وی راجویاشده است.

آن چه می خوانید ماحصل این گفت وگو است.

مطالب مرتبط


گام 1 - فرهنگ گفت وگو و شیوه زیست انتقادی در سطوح مختلف حیات سیاسی و اجتماعی را درجامعه ایران چگونه تحلیل می کنید؟

فرهنگ گفت وگو و شیوه زیست انتقادی در سطوح مختلف حیات سیاسی و اجتماعی را درجامعه ایران چگونه تحلیل می کنید؟

برای نهادینه شدن فرهنگ گفت وگو نیاز به سرمایه گذاری بنیادین است. در گفت وگو همه مردم به نوعی هراس از انتقاد دارند و این تصور را دارند که با نقد و انتقاد، موجودیت آنان زیر سؤال می رود ، البته ضرورت دارد بحث نقد و انتقاد به صورت دقیقی تعریف شود زیرا یک منتقد باید هم سویه های مثبت و هم سویه های منفی را در نظر بگیرد اما متأسفانه در انتقاد بیشتر، تخریب طرف مقابل هدف است لذا چنین شیوه گفت وگو سبب هراس سیاستمداران ، متفکرین و مردم می شود .
نکته قابل تأمل این است که اگر گفت وگو ها به شیوه انتقادی نباشد مسئولان و مردم مسیر درست را نخواهند رفت و خطاها و لغزش ها اصلاح نخواهد شد . در حقیقت یک ناظر بیرونی به راحتی می تواند اشتباهات مسیر را تشخیص دهد و اصلاح آن در پیش گرفته شود .
با بررسی سیر تاریخی جامعه ایران ، متوجه می شویم که جامعه ایران یک جامعه استبداد زده است و به گفته دکتر کاتوزیان که به استبداد شرقی اشاره می کنند، می بینیم که گفت وگوی انتقادی در جامعه ایران در حوزه های سیاست، فرهنگ، اقتصاد و هنر...، سنت دیر پایی ندارد و هرفردی هم که این شیوه زیست انتقادی را درپیش گرفته است تاوان سنگینی داده است.
بنابراین برای شکل گیری فرهنگ گفت وگو در جامعه ضرورت دارد این فرهنگ در نهاد خانواده ، مدارس و دانشگاه ها . . . ، نهادینه و هراس نقد و انتقاد رفع شود . گفت وگو کردن مسیری است که سبب می شود هرگونه نقد و انتقاد تبدیل به یک سنت شود و فضای روشنی تحقق یابد و طرفین گفت وگو تصور نکنند که با انتقاد موجودیت آنان زیر سؤال می رود .

گام 2 - برخی از کارشناسان اجتماعی و سیاسی معتقدند ، به منظور رفع گسست توانش گفت وگو ، نیاز به نقش فعال احزاب و سازمان های مردم نهاد است تا یک جامعه مدنی تقویت شود، نظرحضرتعالی در این مورد چیست ؟

برخی از کارشناسان اجتماعی و سیاسی معتقدند ، به منظور رفع گسست توانش گفت وگو ، نیاز به نقش فعال احزاب و سازمان های مردم نهاد است تا یک جامعه مدنی تقویت شود، نظرحضرتعالی در این مورد چیست ؟

سنت حزبی درجامعه ایران نیاز به واکاوی دارد زیرا تحزب در این جامعه شکل نگرفته است به عنوان مثال در جریان انتخابات یا تلاطمات سیاسی اگر فردی عقاید خود را مطرح می کند ممکن است آن فرد از سوی سیاستمداران ، رسانه ها . . . تخریب شود چنانکه آن شخص احساس می کند که کسی را ندارد که از او دفاع کند لذا وجود احزاب در یک جامعه سبب می شود زمانی که یک موضعی مطرح می شود آن موضع رسمی یک تشکل و حزب شناخته شده است که سنت فکری ، سیاسی و اقتصادی . . . خاص خود را دارد و بر اساس این ساختارها آن حزب برنامه ها و کاندیداهایی را معرفی می کند.
بنابراین وقتی تحزب در جامعه ایران جایگاهی ندارد به تبع آن گفت وگو و نقد در جامعه شکل نمی گیرد ودرعمل افرادی هم که مواضع خود را مطرح می کنند مجبورند هزینه های بالای سیاسی وقضایی را دهند .
از این رو با توجه به دیدگاه های فکری که در جامعه حاکم است ، ضرورت دارد که در جامعه ایران چند حزب بزرگ تشکل یابد و مواضع رسمی خود را به صراحت و روشنی اعلام کنند به عنوان مثال در انتخابات لازم است این احزاب مواضع خودرادرمورد نرخ سود بانکی ، حقوق و دستمزد ، نحوه تولید و واردات خودرو و وضعیت تعطیلی مدارس . . . به صراحت اعلام کنند .
بنابراین نباید تنها ازیک فرد یا مسئول توقع داشته باشیم که به همه مسائل سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی . . . رسیدگی کند زیرا زمانی هم که حذف شود نگاه و سیاست های او نیز به چالش کشیده می شود لذا هر جامعه ای نیاز به تشکل های حزبی دارد .

گام 3 - به منظور توسعه فضای گفت وگو و اظهار نظرهای نقادانه و تبدیل آن به یک فرهنگ ملی درمیان مسئولان و مردم چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟ و نظام رسانه ای در زمینه سازی و بسط و رواج این شیوه زیست انتقادی چه نقشی می تواند داشته باشد ؟

به منظور توسعه فضای گفت وگو و اظهار نظرهای نقادانه و تبدیل آن به یک فرهنگ ملی درمیان مسئولان و مردم چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟ و نظام رسانه ای در زمینه سازی و بسط و رواج این شیوه زیست انتقادی چه نقشی می تواند داشته باشد ؟

در حقیقت برای توسعه فضای گفت وگو و اظهارنظرهای نقادانه نیاز به آموزش در نهاد خانواده است ، به عبارت دیگر ضروری است فرهنگ گفت وگو در خانواده ها شکل گیرد یعنی به این صورت نباشد که در خانواده فقط یک نفر حرف اول و آخر را بزند و تصمیم گیرنده باشد بلکه باید برای هر تصمیمی گفت وگو و مشورت انجام شود زیرا در غیر این صورت فرزند خانواده زیست استبداد منشانه را آموزش می بیند و در زندگی خود این شیوه را اجرا می کند و قائل به گفت وگو نخواهد بود .
بنابر این برای ساده ترین تصمیمات در فضای خانواده لازم است گفت وگو و طرح بحث شود و حتی از کوچک ترین عضو خانواده نظر خواهی گردد ، این شیوه زیست سبب می شود که فرهنگ گفت وگو شکل گیرد .
این شیوه گفت وگو ضروری است در مدارس نیز ادامه یابد به عنوان مثال ژاپنی ها ، ارتباطات انسانی و فرهنگ گفت و گو را از اول دبستان به دانش آموزان آموزش می دهند لذا لازم است در مدارس ما هم فرهنگ و آداب گفت وگوی محترمانه به دانش آموزان آموزش داده شود و شیوه تدریس گفت وگو محور باشد .
گام بعدی در فضای جامعه است یعنی زمانی که فرد از کودکی شیوه های گفت وگو را فرامی گیرند در سطح جامعه و در تعامل با دیگر افراد به راحتی دیدگاه ها و نقدهای خود را محترمانه مطرح می کند .
این زنجیره آموزش سبب می شود همه افراد به گفت وگو ، نقد و نظر احترام بگذارند و شیوه زیست انتقادی درجامعه شکل بگیرد ، چنین شیوه زیستی باعث می شود در فضای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی دیگر این تصور ایجاد نمی شود که برخی از دیدگاه ها در پی زیر سؤال بردن موجودیت جامعه یا نظام سیاسی اند .
نکته مهم این است که در اظهار نظرهای انتقادی راه حل هم ارائه شود .
همچنین درمورد نقش رسانه در زمینه سازی و بسط ورواج شیوه زیست انتقادی باید گفت ، رسانه ها نباید صرفا بلندگوی یک جریان فکری ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خاص باشند یعنی به عبارت دیگر رسانه ها نقش احزاب را بازی نکنند ، در واقع حزب می تواند یک بازوی رسانه ای داشته باشد اما اگر رسانه بخواهد کار حزبی انجام دهد فضای گفت وگو به چالش کشیده می شود.
در واقع صداوسیما که با بودجه ملی اداره می شود باید از همه دیدگاه های فکری دعوت کند اما در برنامه های این سازمان تنها ازیک جریان فکری دعوت به عمل می آید لذا این برنامه ها برای مخاطب جذابیتی نخواهد داشت زیرا هیچ چالشی وجود ندارد و فضای گفت وگو نیز شکل نمی گیرد .

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب