گام 1 - اعتقادات خود را مشخص کنید :

اعتقادات خود را مشخص کنید :

اعتقادات شما هر چه که باشد هم اکنون آن را برای خودتان مشخص کنید تا بتوانید روح خدا شناسی را در کودک خود تقویت کتنید . البته این بدان معنی نیست که شما مجبورید به همه ی سئوالات فرزند خود پاسخ دهید ، اما می توانید زمانی را برای بررسی پرسش هایی در این راستا صرف کنید : ” آیا به وجود خداوند اعتقادی داری ؟ آیا باور دلری که قدرتی الهی در خلقت جهان دست داشته است ؟ وقتی انسانی می میرد چه اتفاقی برای او می افتد ؟ ” پس از تمیز دادن اعتقادات خود ، حالا باید تصمیم بگیرید که چه نوع تعلیم دینی برای او در نظر بگیرید : ” ایا می خواهید او را به طور منظم در مسیری مذهبی قرار دهید ؟ ایا در نظر دارید او را به یک مدرسه ی مذهبی بفرستید ؟ ” اگر شما و هسرتان در این مورد اختلاف نظر دارید عاقلانه تر است که هم اکنون ، قبل از آنکه او به سنی برسد که با عقاید متفاوت شما گیج و حیران شود به توافق برسید .

فرزندتان را از همان سنین کودکی با خداوند آشنا کنید :

کودکان خداوند را نمی شناسند اما در واقع آنها پدر بزرگ خود را هم نمی شناسند . شما مصرید که پدر بزرگ را به او بشناسانید پس از همان روزهای اوّل با او در مورد پدر بزرگ صحبت می کنید . در مورد وجود خداوند نیز باید همین گونه رفتار کنید . همان طور که او سخنان شما را در باره ی اهمیت پدر بزرگ به تدریج در می یابد ( حتّی اگر او را به ندرت ببیند )، حرف های شما در مورد وجود پروردگار نیز اندک اندک در او اثر می کند . به علاوه آشنایی با مراسم مذهبی و عبادی در سنین کودکی ،مثل دعا کردن یا خواندن نماز دسته جمعی باعث می شود کودک به آن به عنوان بخشی عادی از زندگی روزمره بنگرد و قبل از اینکه تحت تأثیر دیگران قرار بگیرد تحت تأثیر روحیات معنوی خودتان واقع شود زیرا کودکان از از اطرافیان خود صحبتهای زیادی در مورد خداوند می شنوند و چنانچه شما آنها را در سایه ی عقاید خود قرار ندهید مطمئناً جذب عقاید دیگران خواهند شد .

تظاهر نکنید که پاسخ همه ی پرسشها را می دانید :

وقتی کودکتان می پرسد بعد از مرگ به کجا می رود صادقانه پاسخ دهید : ” هیچ کس نمی داند ، اما خیلی ها فکر می کنند که او به بهشت می رود تا به خداوند نزدیک تر باشد و … ” به احتمال قوی ، پرسش بعدی کودکتان این خواهد بود که شما در این باره چه فکر می کنید . اگر اعتقاد قوی و محکمی دارید به او بگویید و اگر تردید دارید تصدیق کنید که ، پرسش هایی در این جهان وجود دارد که انسانها همه ی عمر خود را برای یافتن پاسخ آن ها صرف می کنند و این مورد هم یکی ا زاین مسایل است .

از رخدادهای عادی روزانه برای این منظور بهره بگیرید :
عقاید بزرگ همیشه مستلزم انجام اعمال بزرگ نیست . می توانید از اتفاقات عادی روزمره و کلام خود بهره بگیرید و خداوند را در تک تک رخدادهای روزانه به او نشان بدهید : مثلاً خیلی ساده ، صبح وقتی پرده ها را کنار می زنید بگویید : ” آه ، ببین خالق طبیعت چه روز زیباییی را قلم زده ! ”
یا شب هنگام ، موقعی که پتو را به رویش می کشید بگویید : ” خدا نگهدارت باشد دلبندم .”

از طبیعت بهره بگیرید :
طبیعت خوان گسترده و محسوسی از ظهور جلال و جبروت الهی است و کودکان با تمام حواس پنجگانه خود در حال کنجکاوی و جستجوی ایدگیری هستند . با تمام وجود به دنبال پروانه ها می دوند ، در گودال های آب می پرند یا سنگی را از زمین بر می دارند . پس با نشان دادن عشق و احترام خود نسبت به طبیعت به کودکتنا کمک کنید ات به عنوان چیزی با ارزش از مظاهر رحمت خدا بنگرد . هنگامی که برای گردش به ساحل یا جنگل می روید مراقب حیوانات در لانه هایشان باشید و در هنگام بازگشت زباله های خود و حتّی آن چه از دیگران باقیمانده را جمع کنید و محیط را پاکیزه و تمیز ترک کنید . با کودکتان در باغچه درخت و گل بکرید و هر روز با هم به آن رسیدگی کنید و از نزدیک مراحل رشد آنها را شاهد باشید . کود گیاهی درست کنید تا او با چشمان خودش ببیند که برگ های خشکیده دوباره به خاک تبدیل می شوند و شما از آن ها در باغچه تان استفاده می کنید . به او بگویید کره زمین یک هدیه است و بقای ما در بقای آن است .

گام 2 - برایش داستان تعریف کنید :

 برایش داستان تعریف کنید :

سنت های عرفانی دنیا پر از داستانهای گوناگون است و از چگونگی پیدایش جهان گرفته تا علل کارهای بد بعضی انسانها قصه های بسیاری آورده شده است . با هبره گیری از ادبیات غنی جهان به کودک خود تفهیم کنید که انسانهای متفاوت دارای عقاید گوناگونی در مورد خداوند هستند . با اصلاح و ساده سازی داستانهای مناسبی از کتب معتبر و کتاب آسمانی شان مثل قصص قرآن و … برای آنها تعریف کنید . خواندن چنین کتابهایی آنها را به تفکر و در نتیجه سئوال کردن وامی دارد .

گام 3 - اصل را بر مبنای سنن خانوادگی بنا نهید :

اصل را بر مبنای سنن خانوادگی بنا نهید :

دین و شناخت خداوند مهربان نه تنها راه اتصال ما به الوهیت است ، بلکه ما ار به یکدیگر و گذشته وصل می کند . اگر کودک خود را در همان حال و هوای معنوی که خود بزرگ شده اید پرورش دهید ، مطمئن باشید که او به خوبی در همان راهی قدم می گذارد و همان آیین و مراسم عبادی را انجام می دهد که جد و حتّی والدین جدش انجام می دادند . به او کمک کنید تا وسایل مذهبی مانند سجاده ، کتاب آسمانی و… که از والدین تان و از دوران کودکی تان به شما رسیده است نگه داری کند { در صورت نبود آنها ار برایش تهیّه کنید } تا آنها را تمیز و مرتب کند . همان قصه ها و داستانهای ( دینی و حماسی و ملی ) که مادرتان برای شما تعریف کرده یا شنیده اید برایش تعریف کنید .

شادی و تفریح را چاشنی آموزش های دینی کنید .
لازم است دین و آموزش مسائل دینی ( با توجه به روحیه و درک و فهم بچه ها ) بیشتر فرح بخش و روح افزا باشد تا جدی و غمگین .
کودک خود را کمک کنید تا تصور خود را از خلقت جهان نقاشی کند یا به صورت یک داستان درآورد و یا اینکه ذهنیت خود را از بهشت ترسیم کند . می توانید بر اساس داستانهیی که در این باب وجود دارد نمایشنامه ای ترتیب دهید و بازی کنید . اگر چنین کارهایی را بلد نیستید می توانید از سی دی ها و نوارهای موجود در بازار کمک بگیرید .

گام 4 - شکل ساده ای از عبادت را به او بیاموزید:

 شکل ساده ای از عبادت را به او بیاموزید:

به کودک خود یاد بدهید که عبادت منحصر به نمازهای پنجگانه یا مواقعی که دچار مشکل می شویم نیست بلکه وسیله ای برای ارتباط با خداوند در هر زمانی است . پس در اوقات مختلف شبانه روز در موقع بیدار شدن یا قبل از خواب ، یا وقتی که او کار جدیدی را برای اولین بار انجام می دهد و یا حتی زمانی که چیز زیبایی می بیند ، او را به دعا گفتن دعوت کنید .

دعای سپاس گذاری قبل یا بعد از غذا شیوه ای آسان و تأثیر گذار برای القای تدریجی شکر خداوند متعال به خاطر اصل و اساس زندگانی است .

اگر فرزند شما آنقدر کوچک است که هنوز نمی داند چگونه دعا کند می توانید عبارت ساده ای برای کمک به او بیان کنید ، مثل “خدایا به خاطر … متشکرم . ” و او به خوبی آن را درک خواهد کرد . در ضمن ، به این طریق او به خوبی متوجه می شود که خداوند در همه جا حاضر است ، و حضور خالق کل هستی و این که او به حرف هایش گوش می دهد احساس خوبی را در او برمی انگیزد .

گام 5 - بر جنبه ی معنوی تعطیلات تأکید کنید :

بر جنبه ی معنوی تعطیلات تأکید کنید :

برای گرذاندن فصل تعطیلات فعالیت های معنوی را پایه گذاری کنید . داوطلبانه عضو یک موسسه ی دینی یا خیریه شوید . با بخشیدن پوشاک و مواد غذایی و… ب۹ه خانواده های مستحق کمک کنید و از کودک خود نیز بخاهید تا در مورد اسباب بازی های کوچکی { یا حتی بهترین اسباب بازیهایش } همین کار را انجام دهد .
در فعالیتهای متمرکز در اماکن مذهبی شرکت کنید . به منظور تفریح چند کاردستی با هم درست کنید : با مقوا خانه ای بسازید و عروسک های فرزند تان را در آن بچینید . با خاک رس مناره یا مسجد درست کنید و به این ترتیب از تعطیلات فرزندتان برای نشان دادن وحدت ، تصمیم گیری ، کاردسته جمعی ، مسئولیت پذیری ، هدف داشتن ، خلاقیت و پرورش ایمان در او استفاده نمایید .

به جمع های معنوی بپیوندید :
با حضور منظم در نماز ها و مسجد و مراسم دعاهای دسته جمعی ، کودک شما خیلی زود در می یابد که دین نقشی اصلی و اساسی در زندگی روزمره جامعه دارد . به علاوه او با آداب نماز و پرهیز گاری شما خو می گیرد و بزرگ می شود و عبادتگاه را به عنوان مکانی راحت و امن می یابد .

 

از کودکتان سرمشق بگیرید :
اجازه بدهید فرزندتان هر چقدر می خواهد سئوال بپرسد و به او فرصت کافی بدهید تا در مورد تصورات و عقاید خود از قبیل خداوند چیست ؟ بهشت چه شکلی است ؟ یا بعد از مرگ چه اتفاقی برای انسان می افتد ؟ بحث کند .
سعی کنید پاسخ پرسش های مهم و بزرگ را به دیکته نکنید . اگر از شما پرسید ، خداوند کجا زندگی می کند ؟ در جواب بگویید : ” تو چه فکر می کنید ؟ ” یا از او بخواهید که در این مورد نقاشی بکشد و به این وسیله به شما توضیح بدهد .
معنویت همچون خیابانی دو طرفه است ؛ چنان چه شما با دقت به کودک خود گوش فرا دهید این امکان وجود دارد که چیز تازه ای را که هرگز به آن فکر نکرده بودید ، دریابید .