ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

3 × 2 =

بستن
بستن

چگونه فرزندان خود را به نماز خواندن تشویق کنیم؟

چگونه فرزندان خود را به نماز خواندن تشویق کنیم؟

INTER GRA26 2-11

امروزه این سؤال و سؤالاتی مشابه این در حوزه تربیت عبادی مورد تحقیق قرار می گیرد و امید است که شما با تهیه کتاب هایی که در این باره نوشته است خود به صورت مفصل به مطالعه در این باره بپردازید اما جواب اجمالی که ما می توانیم ارائه دهیم این است که در مورد نماز خوان کردن کودک لازم است خدمتتان عرض کنیم اولا به همان اندازه که این مسأله برایمان مهم است و به آن حساسیت داریم باید نسبت به روشی که برای این کار انتخاب می کنیم، دقت کنیم و توجه داشته باشیم. مطمئنا استفاده از خشونت و اجبار برای این کار تأثیر منفی دارد. آیه «لا اکراه فی الدین»(بقره، آیه ۲۵۶) که به معنای این است که در دین اکراه و اجبار نیست، به این معناست که دین و ایمان و علاقه به عبادت و نماز با اکراه و اجبار، ایجاد نمی شود و بلکه این بذر فقط در زمین عشق و محبت و علاقه رشد می کند. عشق و علاقه هم از دو راه ایجاد می شود:
اول: بالا رفتن شناخت و سطح آگاهی فرد است.
دوم: جلوگیری از نفوذ و تأثیر لذت های کاذبی است که بر اثر بی دینی گریبان‏گیر انسان می شود.
بنابراین اگر بخواهید کودکی را به طرف نماز و عبادت مشتاق کنید، ابتدا باید سعی کنید آگاهی او را بالا ببرید تا از نماز و ارتباط با معنویات لذت ببرد. اگر هم این توان را در او احساس نمی کنید باید فعلا با تشویق، این لذت را به طور سطحی در او ایجاد کنید تا بعدا و به تدریج عمیق شود.
در مرحله بعد باید مواظب باشید ذائقه او توسط لذت های حرام و نامشروع ارضاء نشود، زیرا اگر کودک یا نوجوانی به طرف لذت های مادی شبیه لهو و لعب و خودآرایی و پول و شهوت و مانند آن جذب شد، سوق دادن او به لذت های معنوی کار بسیار سختی است. البته این را هم فراموش نکنید که فطرت انسانی کودک به طرف معنویات است و آرامش واقعی انسان در ارتباط با خداست.
مهم آن است که ما سعی کنیم با رفق و مدارا و نرم خویی و محبت، فطرت انسانی او را تقویت کنیم.
نکته بسیار مهمی که باید در مورد این گونه کودکان مدنظر قرار دهیم این است که چنین کودکانی زمینه برای انحراف اخلاقی و دینی بیشتر از بچه هایی دارند که چنین وضعیتی را نداشته اند.
بنابراین برای خنثی کردن زمینه انحراف باید از نظر تربیتی سرمایه گذاری بیشتری کنیم تا هم اثر آن شیر را به حداقل برسانیم و ثانیا او را به سوی معنویت، کمال و دین سوق دهیم و این امری ممکن و شدنی است و نگران نباشید مطمئنا اگر از نظر تربیتی شرایط مناسبی را برای او فراهم کنید در جهت صحیح حرکت خواهد کرد و مشکلی به وجود نخواهد آمد.
از سوی دیگر همچنان که می دانید، کودکان تأثیرپذیری فراوانی از همسالان دارند. بنابراین سعی کنید که به طور غیر مستقیم میان او و همسالانی که فریضه نماز اهمیت می دهند انس و الفت و دوستی ایجاد کنید.
نکته اخر اینکه می توانید با زبان عمل فرزند خود را تشویق کنید فراموش نکنیم که زبان عملی، زبان بین المللی است، بنابراین نباید از زبان انتظار معجزه داشته باشیم چرا که کودکان بیش از اینکه تحت تأثیر سخنان والدین قرار گیرند، تحت تأثیر عملکرد آنها می باشند.

مطالب مرتبط


گام 1 - آغاز تربيت ديني:

آغاز تربيت ديني:

اصولاً از نظر اسلام تربيت از گهواره آغاز مي شود و در خانواده شكل مي گيرد . مقدمات و پايه گذاري آن از مرحله تشكيل جنين و حتي قبل از آن است . ولي آنچه كه صورت رسمي دارد از لحظه تولد است و با ذكر اذان و اقامه در دو گوش كودك شروع مي شود.
بعدها و به تدريج در مراحل مختلف زندگي ، ما وظيفه اي در قبال كودك داريم كه به عنوان مربي بايد به اداي آن بپردازيم . شك نيست كه تا حدود هفت سالگي اعمال قدرت و فشار مطرح نيست . حتي رفتار مذهبي كودك صورت بازي و سرگرمي دارد. سعي و تلاش ما بايد بر اين باشد كه تكاليف مذهبي بر كودك سنگين نيايد واو را خسته نكند.
در طول مدت تربيت در هفت سال اول ، كوشش بر اين است كه مصداق ها و مدل هايي عرضه و ارائه شوند كه براي كودك درس آموز باشند و شيوه تربيت به گونه اي باشد كه نيازي به اصلاح و تجديد نظر در آن ضرورت پيدا نكند كه بسياري از لغزش هاي مذهبي افراد در اين رابطه است.
اصولي در تربيت ديني:
پيش از اين كه درباره مقاصد و محتوا و شيوه ها و فنون تربيت مذهبي كودكان سخن بگوييم ضروري است از سه اصل مهمي كه براي تربيت ديني لازم است سخن به ميان آوريم . اين اصول بدين قرارند:
1- آگاهي و معرفت : ما مدعي نيستيم كه كودك قادر به درك همه ي مسائل و جوانب مربوط به مذهب باشد و يا آنچه را كه مي گوييم دريابد. ولي اين نكته بايد مورد نظر باشد كه به ميزان توانايي درك مطالب و فهم او مسائل را به او تزريق كنيم و به حساب اين كه او خردسال است و هنوز وقت بسياري براي متدين شدن دارد در اين كار تعلـّل نكنيم.
2- شور و احساس : طفل مي بايست كم و بيش با جماعات و اجتماعات مذهبي آشنا شود. در مراسم مذهبي ، دعاهاي دسته جمعي ، سرودها و مراثي و در عبادت هاي جمعي مثل نمازهاي جمعه و جماعت شركت كند و كم و بيش هيجانات ، شادي ها ، اشك ها و آه و ناله ها را ببيند . اين امر در برانگيختن عواطف و شور مذهبي طفل مؤثر است . همچنين داستان هاي مذهبي نيز در اين امر مفيد است.
3- رفتار و عمل : نقش عمل و رفتار را چه در كار مربي و چه در كار كودك ناديده نگيريد كه آن بيش از منطق و گفتار در تربيت مؤثر است. از طريق عمل دل ها متوجه حقيقت ها مي شوند و عادات مذهبي پديد مي آيند و ميل به طاعت وعبادت در فرد شكل مي گيرد. اين روش تعليم پيامبر بود كه به مردم مي فرمود: ببينيد من چگونه عمل مي كنم شما هم همان كار را بكنيد.
در چگونگي تربيت ديني كودكان مي بايست نقاط و مقاصدي روشن باشد و مربي بداند كه چه مسيري را مي خواهد تعقيب كند، به چه اهدافي مي خواهد برسد؟ چه چيزهايي را مي خواهد به كودك بياموزد؟

الف – اهداف و مقاصد:
مقصد كلي ، مذهبي بار آوردن كودك است ؛ به گونه اي كه به تعاليم مذهب مؤمن و معتقد و برنامه هاي آن را عامل باشد. هدف اين است كه كودك ما اسلام را به عنوان مكتبي سازنده و حياتبخش بپذيرد و تعاليم آن را به صورت افكاري اصيل و هيجان انگيز در خود پذيرا شود. زندگي حال و آينده خود را براساس فلسفه اي كه مذهب معين مي كند رنگ و صورت دهد و در ايجاد و محيط مورد تأييد مذهب، كه محيطي پاك و به دور از هر گونه بد آموزي است كوشش و تلاش كند.
هدف اين است كه او در برابر آفريدگار خاضع ، و به فرمانش تسليم ، و در همه حال چشم به الطاف و عنايات او داشته باشد ؛ در زندگي حال و آينده ، خود را مسئول بداند و در كشاكش زندگي همچون پر كاهي نباشد كه با وزش بادها به هرسوي بجنبد و خالي و سبك و بي محتوا باشد.

ب – محتوا و مضمون:
محتوا و مضمون چنين تربيتي پردامنه ، و در برگيرنده ي همه جوانب و ابعاد حيات انسان چه در جنبه روابط و چه در جنبه واقعيات است و لااقل در دو مورد زير قابل ذكر و دسته بندي است: 1 – در اصول اعتقادي 2 – در فروع مذهب و تعاليم آن

گام 2 - اصول اعتقادي:

اصول اعتقادي:

بخشي از مباحث ديني ما در زمينه اصول اعتقادي است. آن را اصول مي ناميم از آن بابت كه بناي همه افعال و كردار و گفتار مذهبي ماست و قبل از هفت سالگي مي توان از طريق داستانها و شرح حال ها اشاراتي بدان داشت. از حدود هشت و يا نه سالگي مي توان تا حدودي به گونه اي مستدل آن را به فرد آموخت . آموزش اصول اعتقادي از نوع آموزش هاي اساسي و براي حيات افراد سرنوشت ساز است. مباحثي كه در اين زمينه بايد آموخته شوند بسيار و اهم آنها عبارت اند از:
خدا و توحيد : در اين قسمت هم سخن از معرفي خدا و عظمت و جلال و جمال اوست و هم صحبت از رابطه خدا با انسان از يك سو و رابطه انسان با خدا از سوي ديگر. در جنبه اول مسئله هستي بخشي ، آفرينش و گردانندگي جهان و پديده ها ، رازق بودن و حاكميت او درعين علم و قدرت و اراده مطرح است و در جنبه دوم خضوع و خشوع ، مددخواهي ، نيايش ، شناخت وظيفه در راه او ، تنظيم برنامه حيات براساس فرمان او و دوستي و دشمني براساس خواست و نظر اوست.
بناي توحيد بايد به صورت ركني باشد كه نه تنها جنبه عقيدتي ، بلكه تمام شئون زندگي آدمي را در برگيرد و البته در اين راه خداي را بايد به گونه اي معرفي كرد كه براي طفل جالب باشد . هنوز مدت و زمان لازم دارد تا او دريابد كه چرا بايد برخي عقوبت شوند و عده اي پاداش گيرند.
درآموزش هاي مربوط به خدا براي كودك مسئله اسرار نمي تواند مطرح باشد. كودك نمي تواند از اسرار سر درآورد. لفاظي ها و آنچه كه تعليمات بيهوده اش مي خوانيم ضربه اي بر احساس مذهبي اوست. لازم نيست آنچه را كه طفل نمي فهمد برايش تكرار كنيم . او مي تواند بهشت را از راه لذائذ كامي بشناسد و به آن دلبسته شود و سختي آتش دوزخ را از راه حواس خود درك كند.
در معرفي اولياي خدا: مدح و معرفي اولياي دين و پيامبران كه واسطه ابلاغ پيام خدا به مردمند جزء اصول اساسي اعتقاد است. لازم است در طول دوران خردسالي به معرفي پيامبران و نقش آنها آن هم به زبان ساده بپردازيم و داستان زندگي پيامبر اسلام و اهميت و ارزش قرآن را براي كودك شرح دهيم، به گونه اي كه به آن دلبستگي پيدا كند.
به همين گونه از چهارده معصوم و نقش و ارزش آنها، و خلاصه اي از زندگي و راه و رسم حياتشان ، به ويژه در جشن ها و وفات آنها سخن گوييم . در محافل خاصي كه بدين منظور ترتيب مي يابد آموزش اين گونه مسائل آن هم از طريق القاء و سخنراني ها مي تواند مؤثرباشد.
در رابطه با ايجاد عُلقه ( دلبستگي ) به اوليا ي دين مي توان از صفات عاليه آنها سخن گفت ، و به مدح آن صفات پرداخت كه خود داراي آثار عاطفي است و جنبه تهييج كننده در كودك دارد . از فرشتگان خدا بايد براي او حرف زد ؛ همچنين از پيامبران و عظمت آنها: زيرا گاهي اين تصور براي كودك پديد مي آيد كه ديگر پيامبران را مي توان قبول نداشت.
در مسئله مرگ و معاد:مسئله مرگ براي كودكان تا حدود سه – چهار سالگي چندان مفهوم نيست مگر آنگاه كه صحنه اي را در اين رابطه ببينند و يا نسبتاً از هوش بالاتري برخوردارباشند. بديهي است كه در چنين صورتي مسئله معاد هم جز در حد درك بيداري پس از خواب براي طفل مفهوم نخواهد بود.
از حدود پنج سالگي به داستان هاي شما در رابطه با مسئله مرگ وحياتِ پس از آن ، و مسئله بهشت و جهنم خوب گوش فرا خواهد داد و اين امر پس از هفت سالگي براي او بيشتر مفهوم خواهد بود و در ده سالگي كاملاً از آن سر در مي آورد و حدود دوازده سالگي خود مي تواند به استدلال در اثبات آن بپردازد.
بخش مهمي از تربيت ديني ما بايد متوجه مبدأ و معاد باشد و جنبه هاي مربوط به مرگ و حيات ما را در برگيرد. در كمتر از هشت سالگي بهتر است از مسائل دوزخ و جهنم و عذاب و كيفيت آن كمتر بحث به ميان آيد زيرا براي كودكان هراس انگيز است . همچنين مسئله مرگ را در حدود هشت سالگي به صورت كوچ از يك جهان به جهان ديگرمي توان مطرح كرد و اطلاعات مربوط به آن را دراين رابطه بايد تشريح نمود.

گام 3 - فروع مذهب و تعاليم آن:

فروع مذهب و تعاليم آن:

بخش ديگري از آموزش هاي مذهبي دررابطه با مسائلي است كه تحت عنوان فروع دين و تعاليم مربوط به آن مطرح است. دراين رابطه مباحث را بايد با ديدي وسيع تر مطرح كرد و حتي مسائل مربوط به حدود وحقوق و نوع موضعگيري ها را براي كودك تشريح نمود . ما ذيلاً به قسمت هايي ازآن اشاره خواهيم كرد:
در عبادات :يقسمتي از آموزش هاي ما در رابطه با عبادات چون نماز و روزه و حج و جهاد وخمس و زكات و... است كه كودك بخشي از آن را به صورت عملي و گوشه اي ديگررا به صورت تئوري خواهد آموخت. در مسئله ينماز سعي براين است از همان حدود دو تا سه سالگي كه كودك سر پاي مي ايستد به صورت يبازي و سرگرمي بدان خوي گيرد، در كنار مادر و پدر بايستد و به نماز مشغول شود .
در مسئله روزه از امام صادق نقل شده است كه فرمود : كودكان خود را از حدود شش سالگي براي سحري خوردن بيدار كنيد و از حدود هفت سالگي او را ساعاتي به تحمل تشنگي و گرسنگي تشويق كنيد . مثلاً امروز صبح تا ظهر روزه بگيرد و فردا از ظهر تا مغرب و ...
مسائل مربوط به حج و جهاد و... اغلب به صورت تئوري و بيان شرح حال ارائه شود ، مگر آنگاه كه زمينه عمل آن فراهم شود . در همه حال سعي بر اين است كودك تشويق شود كه با حقايق و جنبه هايي اين چنين آشنا گردد و روحيه اش بر اين اساس خوي گيرد.
در احكام و دستورات : دستوراتي در اسلام در رابطه با كيفيت گفتار و رفتار مطرح است كه طفل عملاً بايد با آن آشنا شود . او مي بايست ظواهر مذهبي را مراعات كند و خود را با آداب اسلامي رنگ دهد ، به گونه اي كه عمل او چون عمل شما با خدا ارتباط داشته باشد. دعا كند، خدا را شكر بگويد، پس از صرف غذا سپاس خداي را به جاي آورد، در كارها حضور و رضاي خدا را در نظر گيرد در برابر قرآن مؤدب و متواضع باشد، حكم كيفر را براي دروغ و خيانت بداند، بفهمد شرارت بد است ، خرابكاري ناروا است، تجاوز به حقوق و حدود زشت است ، وضو براي نماز لازم است ، چه شوخي هايي نارواست ، چه روابطي حرام است و ...
درحقوق و حدود : درآموزش ديني بخشي مربوط به حدود و حقوق انسانهاست . در ضمن زندگي و معاشرت در خانه و مدرسه بايد كودك را به حقوق وحدود خود و ديگران آشنا كرد. او بايد بداند كه در اسلام ، بر نفس خود حقي دارد ، در رابطه با بدن خود وظايفي دارد ؛ بايد بكوشد خود را تندرست نگه دارد و خود را رشد و ارتقاء دهد. لازم نيست كه ترك لذت كند ولي بايد بداند كه چه لذاتي حرام و نارواست ، چگونه بايد حفظ بدن كند، حفظ مال نمايد و... .
از همان كودكي در ضمن عمل به او بياموزيد و عادتش دهيد كه در حين دعا براي خود و براي سعادت ديگران هم دعا كند و براي مردم هم خيرخواهي داشته باشد. اين دعاها اگر چه لفظي است در حين عمل سبب آن خواهد شد كه طفل به آن توجه داشته باشد. شما با اين كار او را براي دوست داشتن ديگران ، برادري و الفت باغير، ايجاد هدف و زمينه مشترك آماده مي كنيد.
در موضعگيري ها: تربيت بايد به كودك در جريان حيات ، راه و رسم موضعگيري را در برابر حوادث و امور بدهد تا او بداند در وقايعي كه پديد مي آيد چه روشي را در پيش گيرد، در كجا سازش ناپذير باشد و در كجا تسليم؟ آيا تابع هر هوايي باشد يا تابع حق؟ و ...
كودك از همان خردسالي بايد در وضع و موقعيت تمريني قرار گيرد كه در برابر كشش ها و جذبه هايي كه دل ها را مي ميراند و تهي مي كنند خود را نبازد. وسوسه ها، كمرويي ها، بي شخصيتي ها سبب آن نگردند كه او بلغزد ، طعمه گرسنگان شهوت نشود ، در برابر هر چيزي كه او را از مرز خارج مي سازد بايستد و قادر باشد درحدود فكر خود از عقايدش دفاع كند.
بي تفاوتي بلائي است كه از دوران كودكي دامنگير كودك مي شود و آن هم براساس توصيه ها وعملكردهاي والدين و مربيان است كه براي حفظ كودك از خطر دائماً به او مي گويند كاري به كار كسي نداشته باش، به تو چه كه فلاني دعوا كرده ؟ و ... در نتيجه ي اين بي تفاوتي ، عدم توجه به امر به معروف و نهي از منكر در كودك به صورت امري عادي در مي آيد. در حالي كه او ازهمان كودكي بايد بداند كه در برابر ستمكار و ستمكاري نبايد ساكت باشد و يدر برابر مظلوم بايد ياور و كمك كار باشد.
زندگي مذهبي تابع آداب و ضوابطي است كه كودك ازهمان دوران خردسالي بايد بكوشد خود را با آن تطابق دهد. وقت شناسي ، انضباط در كار، محكم كاري ، رعايت حقوق و حدود ، انس به كار ، ميل به سحر خيزي ، علاقه به خواب و استراحت پس از نماز عشاء ، تقسيم اوقات شبانه روز به ساعات كار و معاشرت و استراحت و ده ها مسئله از اين قبيل در دوران كودكي بايد سر و سامان پيدا كنند.
همچنين حد حيا و شرم براي كودك بايد روشن شود از آن جهت كه بسياري از حُجب و حياها ابلهانه و خطرآفرين است. و يا احتياط هاي آلوده ي وسواسي سبب ويرانگري هايي در آينده خواهد شد. آرايش ها، لباس پوشيدن ها، خور و خواب ، كيفيت معاشرت ، رعايت محبت ، خدمت، فداكاري ، صحت عمل ، تسلط برخود ، مديريت و حفظ خود ، همه و همه از مباحثي هستند كه در تربيت مذهبي كودكان بايد مّد نظر قرار گيرند. در همين جاست كه مي توان رابطه ي مذهب با اخلاق را نيز كشف و دريافت نمود.

گام 4 - روش هاي تربيت ديني :

روش هاي تربيت ديني :

در قسمت هاي قبل به اهداف و مقاصد و محتوا و مضمون تربيت ديني پرداختيم : اينك به روش هايي كه در تربيت ديني كارساز هستند ، مي پردازيم .
1- در آموزش: در آموزش ديني شيوه ها و فنوني براي تربيت مطرح است كه اهم آنها عبارت اند از بحث كردن در مورد جهان و طبيعت و آفاق و انفس، دادن تذكر در موارد لازم و ضروري ( مثلاً دروغ كار زشتي است و ...) ، توجه دادن به خود و ابعاد وجود ي خود ، واداشتن به تفكر و تدبر در امور، تعقل و استدلال ، استفاده از تجارب شخصي ، سياحت و زيارت اماكن و در سايه آن دادن آگاهي ، عبرت آموزي و ...
درس هاي ديني نمي توانند صرفاً ذهني باشند ! چون در آن صورت خشك و بي حاصل خواهند بود. بايد در مواردي او را به تماشاي زيبايي هاي آفرينش و مذهب و تعاليم آن جهت دهيم تا عظمت و قدرت آفريدگار در اعمال و روح او تجلي كند.
به هرحال روش آموزش نبايد به صورتي باشد كه فكر و مغز او را تسخير كند و او را به صورت برده اي درآورد. به همين نظر نبايد كوشش در القاي مطالب خشك و بي حاصل باشد ، بلكه عرضه و ارائه ي عمل و نماياندن چهره واقعي مذهب در حيات خانوادگي و در موضع گيري هاي عملي مهم است.
پس قدرت درك او را از طريق سؤالات بالا ببريد و قدرت تعميم او را با اين گونه پرسش ها تقويت كنيد : زمين را كه آفريد؟ درخت را كه آفريد؟ آب را چه كسي به وجود آورد؟ آسمان را چه كسي ؟ و ... و سپس نتيجه بگيريد كه : همه چيز را خدا آفريد.
با پرسش هاي مكرر ، خدا را در ذهن كودك بزرگ و دوست داشتني كنيد؛ روح مذهب را در اعماق وجود او نفوذ دهيد، و شك ها را از درون او بزداييد. آموزش ها به صورت سمعي و بصري و حتي لمس و درك باشد تا كودك را به خود آورد و او را قلباً به مكتب خود معتقد و علاقه مند سازد.
2- در پرورش :در پرورش مذهبي ، تكيه به مسائل و جنبه هايي است كه اهم آنها عبارت اند از :
احياي فطرت:
در سرشت و ذات كودك جنبه هايي وجود دارند كه فرد را به سوي تقوا و عدالت ، پاكي و صداقت وا مي دارند. ميل به پاكي و صفا در كودكان امري است كه در همه جاي جهان مي توان از آن سراغ گرفت . ما در هيچ كجاي جهان فردي را نمي شناسيم كه در كودكي و خردسالي خواستار خير و پاكي ، جوانمردي و صداقت نباشد و يا كمك به مظلوم مورد تحسينش قرار نگيرد .احياي فطرت ، خود گامي است به سوي رشد ، و در پرورش و سازندگي افراد نقشي فوق العاده دارد. در تربيت ، سعي بر اين است كه طفل را به فطرت ارجاع دهيم و داوري را از وجدان او بطلبيم و حظّ و بهره ي او را بر اساس آن قرار دهيم كه فطرت و وجدانش تأييد مي كند.
در تربيت و سازندگي نسل ، سعي بر اين است كه تنها از حق طرفداري شود و به كودك نيز القاء گردد و عرضه حق دور از هر گونه شائبه اي و پيراسته از هرگونه مصلحت جويي باشد. اجازه دهيم كه فطرتش سالم و دست نخورده باشد و به راستي و درستي و پاكي همچنان مأنوس و دوست دار فضائل باشد.

گام 5 - تزريق محبت خدا

تزريق محبت خدا

: ما بايد كاري كنيم كه كودك خدا را دوست داشته باشد . در اين صورت است كه او مي تواند عامل به احكام خدا شود . در طريق وصول به اين هدف ضروري است خدا را دوست داشتني ، مهربان و بخشنده و صميمي تر از پدر و مادر معرفي كنيد.همچنين ضروري است اين تصور در ذهن كودك مستقر شود كه خدا او را دوست دارد و مي خواهد او فردي ارزنده شود و خوشبخت و سعادتمند گردد. با كودكان لااقل تا شش سالگي بايد دائماً از مهر و عنايت خدا و از لطف و كرامت او سخن گفت ، نه از خشم و غضب و جهنم و عذاب او.
در طريق تزريق محبت خدا دردل كودك از هر وسيله حقي مي توان استفاده كرد و داستانها و قصه هايي در اين رابطه مي توان ساخت ؛ البته بايد درنظر داشت كه تصور و سخن والدين درباره خدا در كودك مؤثر است . اگر آنان خدا را فردي خشمگين معرفي كنند يا رحيم ، در تلقي كودك مؤثر خواهد بود.

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب