ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

یازده − 9 =

بستن
بستن

چگونه ضرب المثل ها را با لهجه اسکویی بگوییم؟(مجموعه ۱)

چگونه ضرب المثل ها را با لهجه اسکویی بگوییم؟(مجموعه ۱)

امثال و حکم در هر زبان و فرهنگی معمول و پر استفاده است. گاهی این امثال در زبان های مختلف مترادف نیز دارند. در این مجموعه مقالات سعی بر آن است این امثال و حکم را با زبان ترکی با لهجه اسکو برای شما بیان نموده و معادل فارسی آن را نیز نشان دهیم.

فلانی جیبلا غادور (جلت)

افراد بد جنس وموذی در عین حال زیرک وباهوش را در غرور عامیانه جلت گویندالبته مادر ترکی (جیبیل لاغادور) می گوییم و من فکر کردم که این اصطلاح همان جلت فارسی باشد ولی جلت چیست شاد روان مستوفی درکتاب شرح زندگانی من چنین می نویسد  درعربی کیسه خرمای یربسته را جلت گویند و این کیسه از ساقه برگ خرما بافته می شود وبافته ناهنجار و زمخت و نخرا شیده ای از کار در می آ ید و از کجا به ایران آمد وبه صورت ضرب المثل شده  جای تامل و تحقیق می باشد.

مطالب مرتبط


گام 1 - ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

ینگیم یه: آستین نو پلو بخور

گویند شبی بهلول جایی دعوت داشت در صدر مجلس می نشیند چون لباسش مندرس بود بعد از وی هرکس می آید بالا دست بهلول می نشیند در نتیجه بهلول از صدر به کفش کن منتقلمی می شود. دو سهشب بعداز نو بهلول را به هما جا دعوت می کنند این بار یکدست لباس نو عاریه گرفته و در مهمانی حضور بهم می رساند و دم در می نشیند و هر کس بعداز وی می رسد پایین دست بهلول می نشیند آنگاه که اتاق پر شد محل جلوس بهلول صدر مجلس می شود موقع صرف شام بهلول آستینش را توی ظرف خودش کرده می گوید آستینم بخور چه تو را دعوت کرده اند نه مرا

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

هولی (هلو) گَل آغزیما

                                     دینه یولداشیمینگینا دا گلسون

 

هلو بیا به دهنم

                                    بگو به دهن دوستم هم بیاید

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

قلیج همان قلیج دور قول همان قول دگل

 

شمشیر همان شمشیر است ولی بازو همان بازو نیست

 

گویند سلطان عثمانی از شاه اسمعیل صفوی درخواست کرد که شمشیری را چه با آن لوله توپ را به دو نیم می کند برایش بفرستد شاه اسمعیل دعوت سلطان را اجابت کرده و وقتی شمشیر به دارالخلافه رسید. سلطان در حضور اعیان و اشراف آن را بر روی لوله توپ بیازمود اثر مطلوب را بدست نیاورد و بنابراین نامه ای به شاه صفوی نوشت و گله کرد که معلوم می شود شاه قزلباش یک شمشیر را از برادرش مضایقه کرده است. شاه اسماعیل در پاسخ نوشت: قلیج همان قلیج دور قول همان قول دگل

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

مَنَه سو چیخماز سَنَه کی پول چیخماز

 

به من آب در نمی آید برای تو که پول در می آید.

حاج میرزا آغاسی وزیر آقامحمدشاه به حفر چاه و احداث قنوات علاقه فراوان داشت روزی یکی از چاه کن ها شرفیاب شده معروضی می دارد چاهی که دستور حفر آن را داده اید گمان نمی کنم در آنجا برای سرکار آبی درآید حاجی گفت: احمق، مَنَه سو چیخماز سَنَه کی پول چیخار.

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

کورکن سن یا نکیر و منکر

دامادی یا نکیر و منکر هستی

دامادی کم رو و خجول برای آن که در صحبت را با عروس خانم باز کند دلی به دریازده و پرسید اصول دین چند است؟ عروس که برعکس از آن دختران دریده بود با تمسخر پاسخ می دهد بگو ببینم تو دامادی یا نکیر و منکر هستی؟

گام 2 - ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

همیشه بیز گوردوخ بیر یولدا سن گور

 

همیشه ما دیدیم یک دفعه هم تو ببین

موقع پریدن گوسفند از جوی دنبه اش بالا رفته بز آواز داد دیدیم گوسفند لبخند تمسخرآمیزی کرده گفت همیشه بیز گوردوخ بیر یودا سن گور یعنی یک کسی همیشه کار بدی می کند ولی از این کار خودش ناراحت نمی شود امّا وقتی که یک نفر دیگر آن کار را بکند فوراً داد و هوا راه انداخته که دیدیم او را این کار را کرد.

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

نه نه ون ویره ن اولسیدی یدی ایلیق سرکه سی اولمازدی

 

اگر مادرت بخشنده بود سرکه هفت ساله نداشت.

 

شخصی به مادرش مراجعه کرده گفت: که یکی از رفقایم تقاضا دارد که یک بطری از آن سرکه هفت ساله ات را برایش بدهی مادر گفت: نه نه ون ویره ن اولسیدی یدی ایللیق سرکه سی اولمازدی "یعنی: اگر مادرت بخشنده بود سرکه هفت ساله نداشت.."

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

ذاغ ییخیلماسا دره دولماز

 

اگر کوه نریزد دره پر نمی شود

 

رفع مشکل بزرگ فداکاری بزرگ می خواهد

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

ذاتی قیریخدور

 

یعنی ذاتش خلل دارد

ضرب المثل ها با لهجه اسکویی (مجموعه 1)

آخر قالان یا بود اولار یا نود

 

کسی که به آخر مانده یا برنده می شود یا بازنده

اطلاعات مطلب

  • آداب و رسوم
  • 805 بازدید
  • blankblankblankblankblank (1 votes, average: 5,00 out of 5)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : مهدی هاتفی نیا - سه‌شنبه, 31 جولای 18, 11:53 ق.ظ

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب