ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

12 + 13 =

بستن
بستن

چگونه سرگذشت شاه سلطان حسین را بدانیم؟

چگونه سرگذشت شاه سلطان حسین را بدانیم؟

دوره ی سلطنت نسبتا طولانی شاه سلطان حسین ۱۱۳۵_۱۱۰۵دوره ی با اهمیتی است،زیرا در پایان سلطنت شاه سلطان حسین سلسله ی صفویه پس از دو قرن و نیم حکومت به پایان رسید.

مطالب مرتبط


بخش 1 - تولد شاه سلطان حسین

تولد شاه سلطان حسین

تولد شاه سلطان حسین:

در سال چهارم سلطنت شاه سلیمان صفوی 1105_1077 هشتمین پادشاه صفویه به دنیا آمد که حسین نام گرفت و ولیعهد دولت صفوی شد.تربیت او برعهده ی مادر،مادربزرگ و بعضی از زنان سالخورده بود.دوران کودکی و نوجوانی خود را در حرم شاهی گذراند و خارج از محدوده حرم شاهی حتی اجازه نمیدادند رنگ آفتاب را ببیند و شاهزاده هیچ وسیله و امکانی در اختیار نداشت که بتواند به تقویت قوای بدنی خود بپردازد و جسارت و دلیری خود را آزمایش کند.

بخش 2 - خصوصیات اخلاقی شاه سلطان حسین

خصوصیات اخلاقی شاه سلطان حسین

خصوصیات اخلاقی شاه سلطان حسین:

شاه سلطان حسین برخلاف شاهان پیش از خود که پسران و برادران خود را در جایی دور و تنها محصور می داشتند با برادران و فرزندان خود بدرفتاری نکرد و دستور داد برای آنها کاخی دلگشا ترتیب دهند.او اخلاقی بسیار ملایم،صلح جو و معتدل داشت.در ابتدا بسیار پرهیزگار بود و دین خود را بسیار دوست می داشت و از خونریزی و آدمکشی پرهیز داشت و دستور تحریم شراب را داد اما درباریان چنین اقداماتی رانمی خواستند.آنها شاهی را طالب بودند که سرش به جام باده و زلف یار گرم باشد تا بتوانند به بیکارگی و تن پروری ادامه دهند پس دست به کارهایی زدند که شاه سلطان حسین پیمان توبه بشکند و دست در جام و باده بزند،فرمانهای شاه صفوی در خصوص سایر منکرات نیز نتیجه ای نداد.

بخش 3 - به تخت نشینی شاه سلطان حسین

به تخت نشینی شاه سلطان حسین

به تخت نشینی شاه سلطان حسین:

شاه سلیمان هفت پسر داشت که بزرگترین آنها سلطان حسین میرزا بود.پس از درگذشت شاه سلیمان و پایان عزاداری برای آن پادشاه،انجمنی برای رسیدگی به امور ضروری و انتخاب جانشین برای شاه درگذشته تشکیل شد و همه ی اعضا انجمن بدون مخالفت،فرزند ارشد شاه را انتخاب کردند.امرا این شاهزاده را به علت ضعف نفس به سلطنت نشاندند تا در سایه ی بی کفایتی او به هر اموری دست یابند با وجود توصیه ی شاه سلیمان زیربار پادشاهی پسر دیگر او مرتضی میرزا که جوانی عاقل و باکفایت بود نرفتند.سلطان حسین میرزا به نام شاه سلطان حسین در 1106 به جای پدر بر تخت پادشاهی نشست و اولین حرکت زشتی که از او سرزد نصب شاهنواز خان گرجی به حکومت قندهار بود و این حاکم بد سیرت همان است که به لقب گرگین خان معروف شده و موجبات عصیان افاغنه و انقراض سلسله ی صفوی را فراهم ساخته است.

بخش 4 - شورش افاغنه

شورش افاغنه

شورش افاغنه:

سلسله ی مقتدری که شاه اسماعیل اول بنیان نهاد و در زمان شاه عباس اول به اوج اقتدار رسید آنچنان دچار ضعف شد که به آسانی در مقابل مشتی اقوام افغانی که زمانی خود را رعیت و خراجگذار ایران می دانستند از پای در آمد و حاکم بر ایران شدند.به دستور گرگین خان که حاکم قندهار بود یکی از سران افغانی به نام میرویس که سمت کلانتر قندهار را نیز داشت چون از همه ی شورشیان خطرناک تر بود تحت الحفظ به اصفهان فرستاد و طی گزارشی به پادشاه صفوی عامل اصلی همه ی فتنه های افغانستان را این شخص معرفی کرد و گفت اگر می خواهد خطه ی قندهار در امن و امان بماند او را در اصفهان نگه دارند.ولی اوضاع دربار اصفهان بقدری آشفته و در هم بود که نه تنها وی را زندانی نکردند بلکه بخاطر نطق و بیانی که داشت به تدریج بین همه ی درباریان حتی خود شاه صفوی نفوذ پیدا کرد و جز مشاوران شاه شد.

اقدامات میرویس:

میرویس با قدرت و نفوذی که به دست آورده بود می توانست شاه را وادار کند که او را با همان سمتی که داشت به قندهار بفرستد ولی وقتی آن همه آشفتگی و نفع طلبی اطرافیان شاه را به چشم دید به فکر افتاد بساط صفویه را براندازد برای انجام این نقشه از شاه اجازه ی سفر عتبات و زیارت خانه ی خدا را گرفت و در طول مدتی که در خارج از ایران به سر می برد فرامین و فتواهای متعددی بر واجب بودن قتل پیروان شیعه توسط سنی مذهبان و علمای مذهب تسنن و شمشیر کشیدن بر شیعه مذهبان صادر کرد.هنگام بازگشت در سرحدات غربی ایران به جمعی از ارامنه که از طرف دربار تزار روسیه مامور سفارت در دربار شاه صفوی بودند برخورد کرد این عده ماموریت داشتند در گرجستان شورش برپا کنند این امر دستاویزی برای میرویس شد تا به شاه سلطان حسین اینطور القا کند که تزار روسیه قصد تصرف گرجستان و ارمنستان را دارد و گرگین خان نیز با تزار روسیه هم پیمان است و ماندن او در افغانستان و ظلم و جور افاغنه برای آن است که بر ضد دربار اصفهان قیام کنند.سخنان میرویس ذهن شاه را نسبت به گرگین خان تغییر داد ولی چون قادر به تغییر حاکم قندهار نبود میرویس را با همان شغل کلانتری به قندهار فرستاد روزی گرگین خان و همه ی اطرافیان او را به باغی دعوت و در گرماگرم خوردن و نوشیدن جمعی از افراد مسلح افغان به باغ ریخته و همه را گشتند و میرویس بر قندهار مسلط و ارگ حکومتی را تصرف و فرمانروایی خود را اعلام داشت.

بخش 5 - قتل شاه سلطان حسین

قتل شاه سلطان حسین

قتل شاه سلطان حسین:

پس از قتل محمود(داماد شاه سلطان حسین) به دست اشرف افغان(پسر عموی محمود)،افغان ها اشرف را بر مسند سلطنت نشاندند او از محمود زیرک تر بود شاه سلطان حسین با دست خود کلاه و تاج پادشاهی بر سر او نهاد و گفت بعد از وفات محمود تو را به فرزندی و دامادی و ولیعهد خود قبول نمودیم .پس از چندی در گوشه و کنار ایران سردارانی برخاستند تا قدرت را به دست گیرند این اقدامات اشرف افغان را به وحشت انداخت با نزدیکان و بزرگان و از همه مهم تر ملا زعفران (که حنفی و مقتدای همه ی اهل سنت بود و قتل شیعه و اسیر کردنشان را واجب و مالشان را مباح و آزارشان را ثواب می دانست )مشورت کرد که نظر بر قتل شاه سلطان حسین دادند ملا زعفران دستور داد شاه سلطان حسین را به ایوان چهل ستون بردند دستور داد سجاده اش را آوردند و او مشغول نماز شد ملا زعفران به هر کس گفت او را بکشند قبول نکرد تا آن که غلامی که از کودکی با شاه سلطان حسین هم بازی و نمک پرورده ی او بود بر سر سجاده رفت و زمانی که او در سجده بود سر از تنش جدا کرد و جسدش را در میان مردم آوردند همه ی مردم از شیعه و سنی گریستند بزرگان افاغنه شمشیرها را کشیدند و آن غلام را به ضرب شمشیر پاره پاره کرده و جسدش را سوزاندند.

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب