گام 1 - نقش ذوالفقار

نقش ذوالفقار

برخی به خطا تصور می کنند که ذوالفقار یعنی شمشیری که دو تیغه دارد و بر همین اساس در نقاشی ها و حتی فیلمها آنرا دو تیغه نشان می دهند و این خطای آشکار است . ذوالفقار: یعنی چیزی که دارای مهره ها . شیارها و حفره ها است .
فقار (به کسر یا فتح فاء) جمع فقره ، فقره ، فقاره و فقره است وفقره : یعنی مهره های کمر و فقر : یعنی شیارها و حفره ها .
شمشیر مفقره : یعنی شمشیری که شیارهای با ریک با عمقی اندک یا حفره هایی در وسط تیغه دارد و شیارها از وسط تیغه به سمت بیرون کشیده شده است . به شمشیر امام علی (ع) ذوالفقار می گفتند چون روی تیغه آن حفره هایی (گودی هایی) کوچک و زیبا داشت که گویا جهت تزئین ایجاد شده بود . نیز گفته اند روی تیغه آن ازکنار دسته تا نوک آن شیاری باریک و بلند بود که شیارهای باریک از آن شیار بلند به سمت دم و پشت ( ۱۸ شیار ) در دو طرف ایجاد شده بود . بنابر این فقار یعنی بریدگیها ، شیارها ، گودیها و به معنایی گودیهای کمر .
این معنا هیچ شباهتی به دو تیغه داشتن ندارد . تنها این شهر آشوب در کتاب مناقب آل ابی طالب ( ج ۳ ، ص ۲۹۰ ) گفته است « و کان ذوالفقار ذا شعبتین = ذوالفقار دو تیغه داشت » که به نظر می لآید که برداشت او از ذوالفقار است .
در روایتی منسوب به امام صادق (ع) آمده است که ذوالفقار بدین جهت نام گرفت که در وسط تیغه ، در طول آن شیاری بود که آن را به مهره های کمر تشبیه کرده بودند . ( علل الشرایع ، ج ۱ ، ص ۱۶۰ ؛ مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۴۰ ) . نیز در روایتی دیگر منسوب به امام صادق (ع) آمده است که بدان علت به شمشیر علی (ع) ذوالفقار می گفتند که آن را به هر کسی می زد ، در دنیا از زندگی و در آخرت از بهشت محروم می شد . ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۳۹ ) ، همچنین صدوق در « من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۱۷۸ » گوید ‹‹ ذوالفقار شمشیری بود که پیامبر (ص) به علی (ع) داد و بدین جهت این نام گرفت که در
بپشت آن مهره هایی چون مهره های کمر انسان وجود داشت یا بدین جهت که کمر کفار را قطع می کرد . به نوشته یعقوبی ( تاریخ ، ج ۲ ، ص ۸۸ ) درازای ذوالفقار هفت وجب و عرض آن یک وجب بود و در وسط آن شیاری بود در تمام طول آن . به گفته اصمعی ذوالفقار هجده شیار (فقره) داشت ( طبری ، ج ۷ ، ص ۵۹۶ ؛ مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۴۰ ) .

شمشیر مفقّر یعنی، شمشیری که شیارهای باریک و با عمقی اندک یا حفره هایی در وسط تیغه دارد. شیارها از وسط تیغه، به سمت بیرون کشیده شده است. به شمشیر امام علی(ع) ذوالفقفار می‏گفتند چون روی تیغه آن حفره‏های(گودی‏ها) کوچک و زیبایی، جهت تزیین داشت. هم چنین گفته ‏اند روی تیغه آن – از کنار دسته تا نوک – شیاری بلند و باریک داشت که شیارهایی باریک از آن شیار بلند به طرف نوک شمشیر در دو طرف ایجاد شده بود، بنابر این فقار یعنی، بریدگی‏ها، شیارها و گودی‏ها، محروم شدن و مهره‏های کمر، این معنا، هیچ شباهتی به دو تیغه بودن، ندارد. تنها ابن شهر آشوب گفته است و کان ذوالفقار ذا شعبتین؛ ذوالفقار دو تیغه داشت که به نظر می‏آید برداشت شخصی او، از معنای ذوالفقار است.
در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است که: ” ذوالفقار بدین جهت این نام گرفت که در وسط تیغه در طول آن، شیاری بود که آن را به مهره ‏های کمر تشبیه کرده بودند. ” هم چنین از آن حضرت نقل شده است: ” بدان علت به شمشیر حضرت علی(ع)، ذوالفقار می‏گفتند که آن را بر هر کس می‏زد، در دنیا از زندگی و در آخرت از بهشت محروم می‏شد. “
صدوق گوید:”ذوالفقار شمشیری است که پیامبر(ص) به امام علی(ع) داد و بدین جهت این نام گرفت که در پشت آن مهره ‏هایی چون مهره‏ های کمر انسان بود، یا بدین جهت که کمر کافران را قطع می‏کرد.

ذوالفقار از آن چه کسی بود و چگونه به دست علی (ع) رسید ؟
منابع اسلامی در این باب سخنهای گوناگون گفته اند . به روایت سدی از مفسران بزرگ و معتبر اهل سنت در تفسیر آیه « و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس ، حضرت آدم وقتی از بهشت بیرون آمد ، ذوالفقار را که از برگ اس بهشتی ساخته شده بود با خود به این دنیا آورد و با آن با دشمنان ( جن و شیاطین ) می جنگید . پس از او به ترتیب به پیامبران بعد رسید تا سرانجام به پیامبر اسلام (ص) رسید و آن حضرت آن را به علی (ع) داد ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۳۹ ، نقل از تفسیر سدی ) .
به گزارش دیگر ، روز جنگ احد امام علی (ع) سخت جنگید تا آنکه شمشیرش شکست و نزد پیامبر (ص) آمد و شمشیر خواست . ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۳۹ ؛ علل الشرایع ، جزء ۱ ، ص ۷ ) ، نیز گویند : بتی آهنین در یمن بود که علی (ع) آن را شکست و بفرمود تا از آن ، دو شمشیر ساختند . یکی از آن دو ذوالفقار بود . ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۳۹ )
همچنین گویند هنگامی که بلقیس به دیدن سلیمان رفت ، شش شمشیر از جمله ذوالفقار را برایش به هدیه برد . سرانجام به دست عاص بن منبه رسید و او که در پیکار بدر ، در سپاه مشرکان بود ، کشته شد و شمشیرش به دست پیامبر (ص) و دست آخر به دست علی (ع) رسید ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۱۵، پاورقی ).
نیز گویند حجاج بن علاطه یکی از مردم مکه آن را به پیامبر (ص) هدیه داد و آن حضرت آن را روز احد به علی (ع) بخشید ( تاج العروس ، ج ۷ ، ص ۳۵۷، ماده فقره )
نیز گویند برگ نخلی در دست پیامبر (ص) بود ، وقتی علی (ع) شمشیر خواست ، پیامبر (ص) بر آن برگ نخل دمید و به قدرت خدا شمشیری شد که بعدا ذوالفقار نام گرفت . ( مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۳۹ ).
همچنین گویند به سال هشتم هجری که پیامبر (ص) برای فتح مکه می رفت در میان راه علی (ع) را فرستاد تا بت و بتخانه منات را ویران کند . آن حضرت در خزانه منات دو شمشیر به نام رسوب و مخذم یافت که « حارث بن ابی شمر شاه غسانی شام » به منات هدیه کرده بود و علی (ع) آن دو شمشیر را نزد پیامبر (ص) برد و آن حضرت شمشیرها را به علی (ع) بخشید ؛ ذوالفقار یکی از آن دو بود ( طبری ، تاریخ ، ج ۳ ، ص ۱۷ ؛ اصنام کلبی ، ص ۱۴ ـ ۱۵ ؛ معجم البلدان ، ج ۵ ، ص ۲۰۵ ) این خبر درست نیست ، زیرا در جنگ احد به سال سوم هجرت ذوالفقار در دست علی (ع) بود و با آن می جنگید . ( سیره ابن هشام ، جلد ۳ ، ص ۴ ـ ۷۷ ) .
همچنین گویند که علی (ع) در سال نهم هجرت بت فلس را شکست و بتخانه اش را ویران کرد و دو شمشیر رسوب و مخذم را ( که یکی از آن دو ذوالفقار بود ) در آنجا یافت و آنها را به پیامبر (ص) داد و سپس پیامبر (ص) آنها را به علی (ع) بخشید . این خبر نیز به دلیل اینکه ذوالفقار در سال ۳ هجری دست علی (ع) بود ، درست نیست . همچنین گویند به پیکار بدر به سال دوم هجرت عاص بن منبه و پدر و عمویش که از سران مشرک بود کشته شدند . علی (ع) عاص بن منبه را کشت و شمشیرش ، ذوالفقار را به پیامبر (ص) داد . سال بعد در جنگ احد هنگامی که از شدت جنگ شمشیر علی (ع) شکست و از پیامبر (ص) شمشیر خواست ، پیامبر اکرم (ص) در گرماگرم پیکار احد به علی (ع)داد و علی (ع) شجاعانه از پیامبر (ص) دفاع کرد و دشمن را عقب راند . در این هنگام ندایی شنیده شد که می گفت « لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار » پیامبر (ص) فرمود : ‹‹ این صدای جبرئیل است ››.
در میان همه گزارشها مورخان روی گزارش اخیر بیشتر تأکید کرده اند . به نظر این جانب با آنکه بیشتر گزارشها احتمال صحت دارد ، ولی گزارش آخری معقول تر و منطقی تر است ، ( نیز نگاه کنید به : مناقب سلیمان کوفی ، ص ۴۹۵ ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج ۷ ، ص ۲۱۹ ؛

گام 2 - سرانجام ذوالفقار

سرانجام ذوالفقار

ذو الفقار سرانجام چه شد ؟
بنابر منابع شیعه ذوالفقار از پیـامبر (ص ) به امام علی (ع) رسید و از آن
حضرت به امام حسن و سپس به امام حسین (ع) تا آخر امامان و اکنون ذوالفقار نزد حضرت مهدی (عج) است . شیعیان امام را به چند نشانه می شناختند که از آن جمله ذوالفقار و زره بود . آن را نزد هر کس می یافتند که با نشانه های دیگر همراه بود او را به امامت می پذیرفتند . از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) روایاتی نقل است و در زمان ایشان نزد آنان بوده است ( من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ص ۴۱۸ ـ ۴۱۹ ؛ خصال صدوق ، جزء ۲ ، ص ۸ ـ ۵۲۷ ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج ۱ ، ص ۳۱۲ ؛ الثاقب فی المناقب ، ص ۴۱۶ ـ ۴۲۰ ؛ احمد بن محمد بن حنبل ، کتاب العلل و معرفه الرجال ص ۷۳ ـ ۷۴ ، … )
بنابر بعضی منابع تاریخی ( تاریخ طبری ، ج ۷ ، ص ۵۹۵ ـ ۵۵۶ ؛ ربیع الابرار زمخشری ، ج ۳ ص ۳۱۵ ؛ الکامل فی التاریخ ، ج ۵ ، ص ۵۴۳ ـ ۵۵۱ ) ذوالفقار به دست نوه امام حسن (ع) به نام محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه افتاد و او بر ضد منصور خلیفه دوم عباسی قیام کرد و کشته شد . هنگام مرگ ، وی ذوالفقار را به تاجری داد که از او چهارصد دینار بدهکار بود . وقتی جعفر بن سلیمان عباسی و پس از او به هادی و سپس به هارون خلیفه پنجم بنی عباس رسید . اصمعی گوید هارون را در طوس دیدم که شمشیری به گردن آویخته بود . وی به من گفت می خواهی ذوالفقار را نشانت دهم ، گفتم آری . گفت شمشیرم را از غلاف بیرون بیاور . آن را بیرون آوردم و به دقت نگاه کردم هیجده « فقره » یا شیار یا شکاف داشت .
به نوشته مقریزی ( در الخطط ، ج ۲ ص ۳۰۵ ) هنگامی که ترکان در حدود سال ۴۶۴ هجری قمری در قاهره بر مستنصر خلیفه فاطمی شوریدند و انبارها و خزانه ها از جمله انبار اسلحه او را غارت کردند ذوالفقار سهم تاج الملوک شد .

از امام صادق (ع)نقل است كه آن شمشير را ذوالفقار مى گفتند. در طول آن گره هايى مانند فقرات كمر بود.
در تاريخ ابن ابى يعقوب آمده است: درازى دوالفقار, هفت وجب و پهناى آن يك وجب بود .