گام 1 - تعریف خانواده:

تعریف خانواده:

از خانواده،به وسیله ی دانشمندان مختلف تعاریف گوناگونی ارائه شده است که به چند مورد از آن ها در اینجا اشاره می کنیم.

صاحب نظران معتقدند:خانواده از نخستین نظام هاس نهادی عمومی و جهانی است که برای رفع نیازمندی های حیاتی و عاطفی انسان و بقای جامعه ضرورت تام دارد.

خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع و نخستین مدرسه و مهد اصلی تربیت است.

خانواده عامل انتقال فرهنگ،تمدن،آداب و سنن است و اهمیت آن دائمی است.

خانواده می تواند عامل سازندگی جسمی،روانی،عاطفی،ذهنی کودک باشد و یا عامل ویرانی و نابودی آن ،می تواند شرافت و سلامت ایجاد کند یا انحراف و اختلال.

انسان، ذاتا موجودی است اجتماعی و نخستین بستر ظهور برترین مخلوق الهی،به طور قطع کانون مقدس خانواده است.

خانواده،اولین،مهمترین و پربرکت ترین نهاد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی است.

 

در فرهنگ الهی،خانواده به مثابه دژی استوار و نهادی مقدس،بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول،تربیت و تعالی و سعادت وجود انسان بر عهده دارد

خانواده کانونی است که در آن ارزش های اخلاقی،باور های دینی و معیار های اجتماعی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.

خانواده در انتقال فرهنگ و پاسداری از ارزش های فرهنگی جامعه نیز اساسی ترین نقش را عهده دار است.

گام 2 - اهمیت و ضرورت خانواده:

اهمیت و ضرورت خانواده:

خانواده ها به مثابه اصلی ترین پایگاه های رشد و شکوفایی شخصیت و پرورش مهارت های اجتماعی کودکان و نوجوانان،همانند حلقه های زنجیر اجتماع انسان ها،اساسی ترین سهم را در سلامت و اعتلای جوامع بشری بر عهده دارند.خانواده با پیمان ازدواج بین زن و مردی هوشمند و آگاه و برخوردار از بلوغ فکری و قابلیت های اجتماعی پایه گذاری می شود و این زوج،ستون اصلی حیاتی ترین نهاد اجتماعی،یعنی خانواده را تشکیل می دهند 

بنابرین سلامت و سعادت جامعه به سلامت و پویایی نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالی نظام خانواده نیز به کیفیت روابط بین زن و شوهر والدین و فرزندان بستگی دارد.

هر قدر روابط فی ما بین همسران بهتر،سالمتر و پر جاذبه تر باشد،زندگی شیرین تر و با صفا تر می گردد و فرزندان پر نشاط و موفقی تربیت می شوند.و هر قدر روابط بین والدین و فرزندان گرم تر و نزدیک تر باشد بهداشت روانی فردی و خانوادگی بیشتر می شود.

بدون تردید کودکان،اولین تجربه ارتباط اجتماعی شان را از پدر و مادر خویش می آموزند،اما پدران و مادران نیک می دانند که سال ها قبل از آن که کودکانشان از طریق تقلید چشمی،از رفتار آنان الگو بگیرند،در دوران جنینی تحت تاثیر ویژگی های شخصیتی و کلام و گفت و گوی ایشان قرار گرفته اند.به دیگر سخن،پایه های اساسی رشد شخصیت کودکان و نوجوانان از طریق تقلید نهاده می شود و این شیوه تقلید بیش از آن که تقلید بصری باشد،تقلید شنیداری است.یعنی آن گاه که جنین چهار ماهه می شود و قدرت شنیدن و درک صدا را به وضوح پیدا می کند،شخصیتش از طریق شنیدن کلام مادر،سخن پدر،و گفت و گو های میان آنان شکل می گیرد. و زمانی که کودک متولد می شود،در صورتی که نیاز های زیستی،عاطفی و اجتماعی به گونه ای شایسته تامین شود،به پدر و مادر خویش دلبستگی پیدا می کند و چنین رابطه ی دوستانه ای،پایه های اولیه رشد سالم شخصیت اجتماعی وی را تشکیل می دهد.

چگونگی ارتباط والدین با کودک،الگوی تمام عیار ارتباطات اجتماعی برای وی به شمار می آید،و بر اساس آن به داوری درباره ی شخصیت بزرگسالان می نشیند.یعنی اگر خدای ناکرده پدر را خشن و پرخاشگر یابد و یا مادر را گوشه گیر و منفعل پندارد،تصور می کند که همه ی مردان و زنان چنین هستند.بنابرین تمایلات کودکان برای برقراری ارتباط با معلمان و همسالان در مدرسه و دیگر بزرگسالان جامعه،بر مبنای همین پنداشت های اولیه شکل می گیرد.

به طور کلی کودکانی که از ارتباط با پدر و مادر خود در محیط خانه رضایت حاصل نکرده باشند،با عقده های ناشی از ناکامی وارد مدرسه می شوند و احساس می کنند معلمان هم مانند پدر و مادرشان هستند و لذا رفتاری گوشه گیرانه،پرخواشگرانه و حتی عصبانی پیدا می کنند.به عکس،آن دسته از کودکان و نوباوگانی که نیازهایشان در خانواده مورد توجه جدی پدر و مادر بوده و از ارتباط با ایشان لذت برده اند و هرگز از پدر و مادر خویش کلامی تند ،تحقیر کننده،تهدید آمیز و پرخاشگرانه نشنیده و رابطه ی صمیمی و گرم با آنان داشته اند،با آرامش خاطر وارد مدرسه می شوند و علاقه مندند چنین ارتباطی را بار دیگر با دوستان و همکلاسی های خود در مدرسه برقرار کرده و از آن لذت ببرند.

گام 3 - انواع تیپ های خانواده:

انواع تیپ های خانواده:

خانواده از حیث کیفیت روابط اعضای آن،به سه تیپ تقسیم می شوند:

1)خانواده متزلزل

2)خانواده متعادل

3)خانواده متکامل

خانواده متزلزل:

خانواده ای است که از درون تهی گشته،مسولیت ها به کنار رفته،مدیریت تجزیه شده،فردای روشن و امید بخش وجود ندارد،اعضای خانواده رابطه ای با هم ندارند و برای هیچ یک از افراد حضور در آن خانواده آرامش خاطر و لذت ایجاد نمی کنند.

خانواده متعادل:

منظور از خانواده فاقد عیب و نقص نمی باشد،بلکه ممکن است اعضای آن دارای مشکلات و موانعی هم باشند لیکن در شیوه ای مقابله با آن روش منطقی اتخاذ می کنند،در این خانواده موقعیت و جایگاه هر یک از اعضا دارای ویژگی هایی است:

1)بینش تکاپویی در این خانواده حاکم است.

2)تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی وجود دارد.

3)مثبت گرا هستند.

4)در برابر تخاصم،تفاهم دارند.

5)به جای واگرایی به هم گرایی می اندیشند.

6)مثل دو بال یک پرنده مکمل یکدیگر هستند.

7)به مشارکت به جای مفارقت می اندیشند.

8)به حق سالاری به جای مرد سالاری یا زن سالاری معتقد هستند.

9)شاد کامی را در برابر تلخ کامی قبول دارند.

10)به بزرگ منشی در مقابل کودک منشی می اندیشند.

 

خانواده متکامل:

خانواده ای است که بعد از تعادل به تکامل رسیده است.حداکثر قابلیت های اعضای آن کشف شده و پرورش داده می شود.در رفع آسیب های روانی و اجتماعی سایرین و خانواده های وابسته،گام بر می دارند.هدف هایی فراتر از منافع شخصی دارند،ارتباطات اعضای خانواده با هم بر اساس اصول منطقی  برقرار می شود و همه در جهت تقویت و رشد یکدیگر تلاش می کنند و خانواده از استحکام کافی برخوردار است.

گام 4 - کارکرد های خانواده:

کارکرد های خانواده:

با توجه به این که خانواده،یکی از نهاد های اجتماعی است در طول تاریخ بشری دارای کارکرد های مختلفی بوده و هست.در جامعه های گوناگون این کارکرد ها و وظایف به دلایل مسایل فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و حتی سیاسی و جغرافیایی گوناگون خواهد بود.ولیکن نقاط مشترک این کار کرد ها در تمام جوامع بشری،عبارتند از:

1-به وجود آوردن و پرورش انسان هایی سالم و کارآمد،به وسیله ی تعلیم و تربیت مناسب.

2-ساختن جامعه ای سالم و پویا به وسیله ی تربیت انسان های سالم و کارآمد.

3-همکاری در امور تولید و رشد اقتصادی خانواده به وسیله ی تفاهم و هم گرایی و همفکری بین اعضای خانواده.

4-همکاری در رشد و تکامل شخصیت انسان ها و رشد ابعاد اخلاقی،اجتماعی و عقلانی اعضای خانواده با برقراری روابط صمیمی و مناسب.

5-ارضاء برخی از نیاز های اساسی انسان ها مثل نیاز جنسی،نیاز به تعلق،نیاز به امنیت خاطر و … تامین امنیت روحی و روانی و سلامت افراد.

6-تولید نسل و فرزند داری.

7-اطاعت از امر الهی و اجرای احکام مذهبی.

8-همفکری و همکاری در امور مربوط به تغذیه و بهداشت عمومی اعضای خانواده.

9-ایجاد و تامین امنیت روحی اعضای خانواده.

10-تعلیم و تربیت فرزندان.