ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

دو + 19 =

بستن
بستن

چگونه حکومت صفویه در ایران تثبیت شد؟

چگونه حکومت صفویه در ایران تثبیت شد؟

تشکیل حکومت صفوی در ابتدای قرن دهم هجری قمری، رویدادی بسیار مهم و تعیین کننده در تاریخ ایران به شمار می رود. حکومتی که بیش از دو قرن دوام آورد و آثار و نتایج اساسی آن عبارت بود از : تمرکز و ثبات سیاسی ؛ فراگیر شدن تشیع به عنوان مذهب رسمی ؛ رونق و شکوفایی اقتصادی و فرهنگی و برقراری روابط سیاسی و اقتصادی پایدار با همسایگان و دولت های اروپایی. در این مقاله مهم ترین تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دوران حکومت صفویان مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

مطالب مرتبط


گام 1 - دوران تثبیت حاکمیت صفوی

دوران تثبیت حاکمیت صفوی

بعد از مرگ شاه اسماعیل اول، پسرش تهماسب که یازده سال بیشتر نداشت، به سلطنت رسید. در ده سال اول سلطنت شاه تهماسب، اوضاع حکومت صفوی بسیار آشفته و نابسامان بود؛ زیرا از یک طرف، سران قزلباش با سوءاستفاده از خردسالی شاه، خودسری پیشه کرده، وارد رقابت و ستیز با یکدیگر شدند و از طرف دیگر نیروهای ازبکان و سپاه عثمانی نیز از دو سمت به مرزهای ایران هجوم آوردند. شاه تهماسب به تدریج زمام قدرت را به دست گرفت و به خودسری سران قزلباش پایان داد. او همچنین ازبکان را شکست داد و با اتخاذ تدابیر مناسب، مانع موفقیت سپاه عثمانی در هجوم های مکرر به قلمرو ایران شد. درنتیجهٔ چنین تدابیری بود که امپراتور عثمانی دست از جنگ برداشت و با انعقاد قرارداد آماسیه، برای مدتی میان دو کشور صلح برقرار شد. بدین گونه شاه تهماسب توانست با اتخاذ تدابیر مناسب در دوران پنجاه و چهار سالهٔ سلطنت خود، پایه های حکومت صفوی را تثبیت و تحکیم سازد.

گام 2 - دوران اقتدار حکومت صفویه

دوران اقتدار حکومت صفویه

پس از مرگ شاه تهماسب، در دوران کوتاه سلطنت شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده، بار دیگر حکومت صفوی دچار بی ثباتی سیاسی و اجتماعی شد. از این رو، هنگامی که نوجوان دیگری از خاندان صفوی به نام عباس اول به سلطنت رسید، اوضاع داخلی و خارجی ایران پریشان بود. از یک سو سران قزلباش به جان یکدیگر افتاده بودند و تلاش می کردند که شاه را بازیچهٔ اغراض و اهداف طایفه ای و قبیله ای خود قرار دهند و از سوی دیگر، عثمانی ها و ازبکان نیز بخش هایی از نواحی غربی و شرقی کشور را اشغال کرده بودند. شاه عباس اول برای سامان بخشیدن به اوضاع آشفتهٔ کشور اقدامات زیر را انجام داد:

١ پایان دادن به سرکشی و طغیان امرای قزلباش؛

٢ انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان به منظور تسلط بیشتر بر نواحی مختلف ایران؛

٣ نوسازی سازمان سپاه صفوی؛ شاه عباس اول با استفاده از غلامان گرُجی یک سپاه مستقل به وجود آورد که تنها به شخص شاه وابسته و وفادار بود. سپاه جدید به توپ و تفنگ نیز مجهز شد.

٤ بهبود اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از طریق ایجاد امنیت، آرامش و ثبات سیاسی؛

٥ انتصاب افراد با کفایت و در عین حال گمنام به سمت های سیاسی، اداری و نظامی.

 

شاه عباس پس از سامان دادن به اوضاع داخلی، آماده مقابله با دشمنان خارجی شد. از آن جایی که درگیری همزمان با دو دشمن در شرق و غرب ایران، احتمال موفقیت را کاهش می داد، ابتدا با عثمانی صلح کرد. پس از آن به خراسان لشکر کشید و با وارد آوردن ضربه ای سنگین بر ازبکان، مناطق اشغالی را آزاد کرد. وی، سپس برق آسا سپاه صفوی را به آذربایجان برد و با غافل گیر کردن نیروهای عثمانی، سرزمین های اشغالی ایران را از آنان باز پس گرفت. این اقدامات سبب شهرت و محبوبیت شاه عباس اول در ادبیات عامیانه و خاطرهٔ تاریخی مردم ایران شده است. با این حال شاه عباس اول نیز عاری از خطا و اشتباه نبود. بی اعتمادی او به اعضای خانواده، به ویژه پسرانش، کشتن و کور کردن شاهزادگان صفوی و محبوس کردن آنان در حرمسرا، سبب شد که بعد از مرگ وی، حکومت صفویه از وجود حاکمان با کفایت و مدبر محروم گردد و به تدریج زمینهٔ سقوط این سلسله فراهم شود.

گام 3 - دوران ضعف و انحطاط صفویه

شاه صفی، نوه و جانشین شاه عباس اول از تعادل روحی و سلامت عقل بهرهٔ کافی نداشت. در دوران پادشاهی او مناطقی مانند قندهار و بغداد از ایران جدا شد و سردار باکفایتی چون امام قلی خان حاکم فارس به فرمان وی به قتل رسید. شاه عباس دوم، پسر و جانشین شاه صفی نیز اگر چه کاردانی و لیاقت بیشتری نسبت به پدر داشت و حتی موفق شد قندهار را باز پس گیرد، اما کم تجربگی و عدم تعادل شخصیتی، او را به انجام برخی کارهای نسنجیده واداشت و روند ضعف حکمرانی صفویه شتاب بیشتری پیدا کرد.

شاه سلیمان نیز از کودکی در حرمسرا به سر برده و با امور و اصول کشورداری بیگانه بود. به همین دلیل در زمان سلطنت او، زنان و خواجه سرایان نفوذ زیادی داشتند و در ادارهٔ امور کشور دخالت می کردند. درنتیجهٔ نفوذ و دخالت آنان، شاهزاده حسین میرزا که فاقد کفایت و درایت لازم بود، به عنوان جانشین وی انتخاب شد. در دوران زمامداری شاه سلطان حسین، حکومت صفویان به نهایت ضعف و انحطاط رسید. از این رو، گروهی از افغانان فرصت را مغتنم شمردند و در قندهار سر به شورش برداشتند. شورشیان با آگاهی از بی کفایتی شاه و اختلاف و درگیری میان مقام های کشوری و لشکری، راهی اصفهان شدند و پایتخت صفوی را به محاصرهٔ خود درآوردند. شاه صفوی، به ناچار، تاج از سر خود برداشت و بر سر محمود افغان، سردسته شورشیان نهاد و چندی بعد به دست اشرف افغان، جانشین محمود، به قتل رسید.

اطلاعات مطلب

  • تاریخ و تمدن
  • 803 بازدید
  • blankblankblankblankblank (No Ratings Yet)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : مهدی هاتفی نیا - سه‌شنبه, 27 فوریه 18, 8:58 ق.ظ
  • تاریخ جهان

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب