ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

ده + پانزده =

بستن
بستن

چگونه حریف تنبلی خودمان بشویم؟

چگونه حریف تنبلی خودمان بشویم؟

شما هم خیر سرِ کیم کارداشیان جوانی هستید که مغزتان پر از اطلاعات است اما جانِ برادر حال ندارید که سخت کار کنید. برای صد متر راه ماشین دربست می‌گیرید. حاضرید کل برنامه‌ی خسته کننده‌ی میزگرد اقتصاد از منظر الهیات را ببینید اما ۲ متر سینه خیز نروید تا کنترل تلویزیون را برداشته و آن‌را در دیوار خُرد خاکشیر کنید. برای رفع این مشکل راهکارهای زیر پیشنهاد می شود.

مطالب مرتبط


گام 1 - کارتان چقدر ارزش دارد؟

کارتان چقدر ارزش دارد؟

مسخرگی قضیه در این‌جاست که اگر از همان آدم‌های سوپرفعال بپرسی از شغلت راضی هستی یا نه اکثرشان می‎گویند که حالم از کار بهم می‎خورد. اما قرار نیست این‌طور باشد. حتی اگر کارتان دقیقاً آن‌چیزی نباشد که با روحیات‌تان سازگاری دارد، باز هم فعالیت شغلی می‎تواند چیزی لذت بخش به شمار آید. اگر به این فکر کنید که کارتان به خودی خود چه ارزشی دارد این احساس لذت بخشی در شما ایجاد می‎شود. همه چیز به طرز فکر شما بستگی دارد.

اریکا آندرسون که در مجله‌ی فوربس کار می‎کند می‌گوید که اگر دور و بر شما افرادی حضور داشته باشند که از شغل‌شان بدشان می‎آید و نمی‌توانند دست از غرغر کردن درباره آن بردارند، دیگر با آن‌ها در مورد کار هم صحبت نشوید. این‌ها شما را هم با خودشان غرق می‎کنند.
وی توضیح می‎دهد: “در هر جایی یک سری هستند که انگار از غر و لُند کردن خوش‌شان می‌آید. این جور افراد چنان در کار خود تبحر دارند که اگر چند دفعه پای صحبت‌های‌شان بنشینید مطمئن می‎‌شوید که رئیس‌تان یک ابله شش سیلندر است، شرکتی که در آن کار می‌کنید حق و حقوق‌تان را بالا کشیده، باقی کارمندان یک مُشت میمون پاچه خوار هستند و اصلاً کارتان از بیخ و بن مسخره است. با وجودیکه در بدبخت و بیچاره خواندن سایرین لذتی مخلوط از بدجنسی و حق به جانبداری نهفته است، اما در دراز مدت دود این کارها به چشم خود آدم فرو می‌رود. شنیدن مداوم دیدگاه‌های منفی درباره محل کار باعث می‌شود نکات مثبت آن نیز به چشم نیایند و احساس بدی به آدم دست بدهد (که اگر این‌ مکان و آدم‌های داخل آن انقدر گند هستند پس من این‎جا چکار می‎کنم؟) سر و کله زدن با افرادی که دیدگاه‌های متعادلانه تری دارند باعث می‌شود از لحاظ روحی تقویت شوید و بهتر کار کنید.”

 

اگر شما هم همکارانی دارید که دائم در گوش‌تان آیه‌ی یأس خوانده‌اند و گند زده‌اند به ذهنیت شما در مورد محیط کار، می‌توانید این راه‌حل‌ها را امتحان کنید:

لیستی از نکات مثبت شغل‌تان را یادداشت کنید: کار کردن همیشه نکته‌ی مثبت دارد (وگرنه که همه در خانه‌شان خوابیده بودند!) بنابراین ناشکری نکنید. اگر محل کارتان سرویس رفت و آمد برای‌تان در نظر گرفته، بلیط مجانی استخر به شما می‎دهد، شما را بیمه تکمیلی می‎کند و یا حقوق‌تان را ماه به ماه سر وقت پرداخت می‌کند این‌ها را مد نظر داشته باشید

 

قدر اوقاتی که از شغل‌تان لذت می‌برید را بدانید: بعضی مواقع هست که جدا از مسئله پول درآوردن، از کارتان لذت می‎برید. خدابیامرز پدرم که تکنیسین اورژانس بود و علی‌رغم حقوق کمی که دریافت می‌کرد و امکانات ضعیفی که وزارت بهداشت در اخیتارشان قرار می‌داد، اما به این خاطر 30 سال خدمت کرد که از نجات دادن جان مردم لذت می‌برد. وقتی چنین لحظاتی اتفاق می‌افتد یکی دو ثانیه مکث کنید و آن لحظه را یکبار دیگر برای خودتان مرور کنید. اصلاً بعضی وقت‌ها لازم است که این لحظه را برای شخص دیگری تعریف کنید تا تأثیر آن بیشتر شود. مثلاً یک افسرراهنمایی رانندگی هستید که باید ساعت‌های متمادی زیر آفتاب سوزان یا باد و باران در جاده و خیابان به ماشین‌ها چشم بدوزید. اگر کسی که با بی مبالاتی در رانندگی برای سایر مردم خطر ایجاد می‌کرد را متوقف کردید و دست رد به تراول اهدایی‌اش زدید و دستور قپون کردن خودرو و فرستادنش به پارکینگ را صادر کردید، حتماً آن سرباز بی‌تجربه زیردست‌تان را فرا بخوانید و با شور و شعف به او توضیح دهید که چطور از این‌که آن آدم بی‌شعور را سر جایش نشاندید لذت می‌برید و این باعث می‌شود که زجر هر روز سرپا ایستادن و دود ماشین خوردن را تحمل کنید.

تعبیری که در ذهن‌تان از ” کار ” دارید را بازسازی کنید: اگر کارتان را درست انجام می‌دهید اما با آن حال نمی‌کنید (منظورمان قاچاق عتیقه‌جات و این جور چیزها نیست) آن وقت باید با ذهن‌تان کشتی بگیرید. به خودتان گوشزد کنید که کار عار نیست و سعی کنید ” لبخند معنی دار” بزنید. مثلاً طرف را در نظر بگیرید که مرده‌شور است. دختر مورد علاقه‌اش پس از آگاهی از شغل او در مراسم خواستگاری پس می‌افتد و سینی چایی روی سرش دمر می‌شود. در این هنگام آن فرد باید به خودش گوشزد کند که من هم در این اجتماع باری از روی دوش جامعه بر می‌دارم و کار خلافی انجام نمی‌دهم که مردم بخواهند از من بترسند.

گام 2 - ترک عادت موجب مرض نیست، خیلی هم خوب است

اگر شما هم از آن دسته آدم‌هایی هستید که بدو بدو از سر کار به خانه برمی‎گردند، کیف‌شان را شوت می‎کنند روی زمین و محتویات جیب‌شان را هم روی اوپن آشپزخانه خالی می‌کنند و بعد کنترل تلویزیون را دست‌شان گرفته و روی کاناپه ولو می‎شوند. این یعنی شما هم برای خودتان یک سیستم تنبلی علم کرده‌اید. فیس بوک باز کردن اول صبح نیز مشمول همین قضیه است. در اصل شما دارید بهترین ساعت‌های روزتان را هدر می‌دهید. نه این‌که بگوییم تکنولوژی بد است و باید بروید داخل غار و با زغال عکس گاو و گراز و لک لک بکشید، اما غرق شدن در تلویزیون و فیس‌بوک هم شما را تنبل بار می‌آرود.

برای قطع کردن این چرخه، بیایید کمی کار خودتان را سخت کنید. اگر معتاد تلویزیون هستید شب که می‌خواهید بخوابید تلویزیون را پریز برق بکشید. اگر فیس‌بوک را خون انداخته‌اید، بهتر است که اپلیکیشن آن‌را از روی گوشی‌تان حذف کنید. هر گونه سد کوچکی هم که جلوی سیستم تنبلی خود احداث کنید غنیمت است. این موانع به شما کمک می‌کنند تا بتوانید عادت‌های بدتان را تغییر بدهید و عادت‌های مفید را به جای آن‌ها جایگزین کنید.

 

اطلاعات مطلب

  • مالی و تجاری
  • 403 بازدید
  • blankblankblankblankblank (No Ratings Yet)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : مهدی فریادی - سه‌شنبه, 03 ژانویه 17, 10:05 ق.ظ
  • تجاری

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب