ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

1 + 10 =

بستن
بستن

چگونه به تعادل روانی خود کمک کنیم؟

چگونه به تعادل روانی خود کمک کنیم؟

هدف اصلی بهداشت روانی، پیشگیری از وقوع ناراحتی‌ها و اختلال‌های جزیی رفتار است و ارتقای سلامت، بهترین شکل بهداشت روانی است. در این زمینه لازم است جامعه از طریق آموزش‌های رسمی و غیررسمی از ابتلای جمعیت سالم به بیماری‌های روانی جلوگیری ‌کند و افراد را علیه بیماری‌ها واکسینه کند، زیرا علاج واقعه، قبل از وقوع باید گردد.

والدین به‌عنوان نخستین معلم کودکان وظیفه خطیری نسبت به انسان‌سازی و حفاظت از بهداشت روانی و شخصیت فرزندان دارند. والدین ابتدا باید نیازهای اساسی فرزندان ازجمله بازی، احترام، مسئولیت و پذیرش در گروه را مورد توجه قرار دهند و زمینه را برای تأمین هر یک از آنها فراهم سازند. پدر و مادر باید جو خانه خود را اصلاح کنند و بهبود بخشند، یعنی حالت گرم- پذیرا بر خانه خود حاکم کنند، زیرا ایجاد جوی از ترس، تهدید، اضطراب و فشار روانی بر سلامت روانی کودکان آسیب وارد می‌کند.

والدین باید سعی کنند در خانواده محیطی حاکی از صلح، صفا و صمیمیت را به‌وجود آورند، زیرا اگر فرزندان قبول داشته باشند که خانواده آنها را می‌پذیرد، احساس ارزش و احترام می‌کنند. در یک‌کلام، والدین باید الگوی نمونه عملی در مسائل عقیدتی، اجتماعی، دینی و مذهبی باشند.

برای دستیابی به بهترین شکل بهداشت‌روانی، افراد باید شکست‌های خود را بپذیرند، انعطاف‌پذیر باشند، در زندگی هدف داشته باشند، خود کارآمدی و خودگردانی لازم را برای افزایش اعتماد به نفس و احساس کفایت و پختگی داشته باشند. به همین منظور و برای کمک به بهداشت‌روانی باید زمینه‌های آسیب‌پذیری خود را دریابیم، زمان (استفاده بهینه از اوقات) خود را مدیریت‌کنیم، نه خودکم‌بین باشیم و نه خودبزرگ‌بین، با انجام به‌موقع کارها از احساس درماندگی جلوگیری و با دیگران روابط صمیمانه برقرار کنیم.

روانشناسی علم مطالعه رفتار آدمی است. بیشتر توجه روانشناسان، امروزه صرف یافتن راه‌های مناسب برای حل مشکلات روانی است که انسان‌ها در برخورد با مسائل روزمره و عملی با آن روبه‌رو هستند. کمتر کسی در برابر بیماری‌های روانی مصونیت دارد. البته دانستن این که هرکسی ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود، خود به خود کافی نیست، زیرا بهداشت روانی تنها به تشریح علل اختلالات روانی منحصر نیست، بلکه هدف اصلی آن پیشگیری از وقوع ناراحتی‌هاست.

وجود افراد سالم، از شرایط مهم و اساسی برای رشد یک جامعه است. جامعه‌ای که به سلامت جسم و روان اعضای خود توجه می‌کند، ضمن عدم صرف هزینه‌های سرسام‌آور درمانی، انسان‌هایی سالم نیز پرورش می‌دهد که این خود ضامن رشد فردی و اجتماعی آن جامعه است.

مطالب مرتبط


گام 1 - معني و مفهوم بهداشت‌رواني

معني و مفهوم بهداشت‌رواني

اگر بهترين دفاع، تهاجم خوب است، بنابراين ارتقاي سلامت نيز بهترين شكل بهداشت‌رواني به‌شمار مي‌آيد. سازمان جهاني بهداشت، بهداشت‌رواني را چنين تعريف مي‌كند، «فرآيند تواناسازي مردم براي بهبود افزايش تسلط بر سلامت‌شان». ديگر متخصصان بهداشت، بهداشت‌رواني را به اين ‌صورت تعريف‌كرده‌اند: «علم و هنر كمك به مردم براي تغيير شيوه زندگي‌شان به منظور رسيدن به كمال مطلوب سلامتي».

عنصر اساسي در هر تعريفي كه از بهداشت رواني ارایه مي‌شود، مفهوم پيشگيري است. پيشگيري را مي‌توان از دو ديدگاه بررسي‌كرد: ديدگاه موقعيت‌مدار و ديدگاه فردمدار. در ديدگاه پيشگيري موقعيت‌مدار، تلاش متخصصان بهداشت و سلامت‌رواني متوجه كاهش علل محيطي و موقعيتي رفتار غيرعادي است؛ و در ديدگاه پيشگيري فردمدار، بر توانايي‌هاي فرد در مقابله با شرايطي كه امكان دارد به رفتار ناسازگار منجر شود تأكيد مي‌شود.

پيشگيري را چه با ديدگاه موقعيت‌مدار و چه با ديدگاه فردمدار، مي‌توان در ٣ سطح انجام داد:

  • پيشگيري اوليه
  • پيشگيري ثانويه 
  • پيشگيري ثالث

 

الف) پيشگيري اوليه

در پيشگيري اوليه كاهش موارد جديد اختلال رواني در يك جامعه مورد توجه قرار دارد. هدف اين پيشگيري، جلوگيري از ابتلاي جمعيت سالم و عادي به‌اختلال‌رواني است. مثلا اگر معلوم شود كه بسياري از اختلال‌هاي رواني ناشي از فشار رواني و ناكامي‌هاي فرد در زندگي اجتماعي است، جامعه مي‌تواند با دادن آگاهي و آموزش، ساير افراد را در مقابل استرس و فشارهاي روزمره مقاوم کند. امروزه از طريق آموزش‌هاي رسمي (مدارس و دانشگاه‌ها) يا از طريق آموزش غيررسمي (رسانه‌هاي جمعي؛ راديو و تلويزيون، روزنامه‌ها و مجلات) توانسته‌اند ميزان ابتلا به اختلالات رواني را كاهش‌دهند.

ب) پيشگيري ثانويه

در پيشگيري ثانويه، هدف اوليه درمان كامل يك اختلال است ولي هدف ثانويه مي‌تواند كنترل بيماري باشد. در اين پيشگيري، درمان روي جمعيت مبتلا متمركز مي‌شود. به‌طور مثال، يكي از اختلال‌ها، اختلال افسردگي است و در آن با كمك به بيمار براي غلبه به بيماري، در وهله اول از گسترش هرچه بيشتر بيماري او جلوگيري كرده و در مرحله بعد، با اتخاذ شيوه‌هاي درماني مناسب، سعي مي‌شود كه بيمار به وضعيت مناسب‌تر و متقاعدتري دست يابد تا بتواند با محيط خود سازگار شود.

ج) پيشگيري ثالث

هدف اين پيشگيري كاهش آسيب‌هايي است كه در نتيجه اختلال حاصل شده است. براساس اين پيشگيري از طريق توان‌بخشي و حمايت‌هاي اجتماعي مي‌توان ميزان آسيب را به حداقل رساند، هرچند كه ممكن است هيچ‌گاه بهبودي كامل حاصل نشود.

 

براي مثال

پس از مرگ يكي از نزديكان، فشار رواني بر نزديكان ايجاد مي‌شود كه امكان جلوگيري از آن وجود ندارد. مشاوره يا گروه‌درماني بعد از اين‌گونه حوادث ممكن است حمايت‌هاي اجتماعي مناسبي را فراهم سازد كه آسيب‌پذيري فرد را در برابر فشار رواني كاهش مي‌دهد.

گام 2 - ضرورت بلوغ ‌رواني

ضرورت بلوغ ‌رواني

سلامتي يك امر اساسي و مهم در زندگي انسان است. براساس آمارهاي موجود، نيمي از مرگ‌وميرها در نتيجه رفتارها و روش‌هاي غلط زندگي است. در قرون گذشته انسان‌ها بيشتر به‌خاطر بيماري‌هاي ميكروبي و عدم بهداشت جسماني يا حوادث طبيعي مي‌میرند ولي امروزه مرگ‌ها اغلب در نتيجه روش‌هاي غلط زندگي است. مثال‌هايي آشنا در اين مورد شامل بيماري سرطان ريه به‌خاطر استفاده از سيگار، مرگ‌هاي ناشي از استفاده از غذاهاي نامناسب يا عدم فعاليت‌هاي جسماني، بيماري‌هاي ناشي از تماس با مواد سمي و شيميايي، همچنين آتش‌سوزي، تصادفات رانندگي و ... است.

بررسي و مطالعه انجام يافته در شهر تهران در‌ سال ١٣٧٨ نشان‌مي‌دهد كه بيماري‌هاي دستگاه گردش خون، سرطان و ساير تومورها، سوانح، مسموميت‌ها و خودكشي‌ها، عوارض حاملگي- زايمان نفاسي، حالات بد تعريف شده، بيماري‌هاي عفوني و انگلي، بيماري‌هاي دستگاه تنفسي و دستگاه گوارشي به ترتيب بيشترين علت مرگ و مير بوده است.

خانواده نقش مهمي در تأمين بهداشت رواني افراد دارد. در ذيل نقش خانواده از ٣ جنبه بررسي مي‌شود:

گام 3 - اصول كلي براي بالابردن اعتمادبه‌نفس

اصول كلي براي بالابردن اعتمادبه‌نفس

١- به‌جاي انتقادكردن، بچه‌ها را تشويق كنيد.

٢- به بچه‌ها فرصت دهيد تا مسئوليت كارهاي خود را به عهده گيرند و خود تصميم‌گيرنده باشند.

٣- با هر بچه‌اي برخورد خاص و ويژه‌اي داشته باشيد و او را انسان كامل دانسته و با ديگر بچه‌ها مقايسه نكنيد.

٤- اعمال بچه‌ها از خودشان جدا است و بدون توجه به شكست‌ها و موفقيت‌ها، بچه‌ها بايد بدون قيد و شرط پذيرفته شوند.

٥- بچه‌ها را در آغوش بگيريد، بفشاريد، لمس كنيد، ببوسيد و با آنها ارتباط فيزيكي داشته باشيد. اگر اين كار را بكنيد آنها ياد مي‌گيرند كه خودشان را دوست داشته باشند.

٦- با دقت به حرف‌هاي فرزندانتان گوش دهيد.

٧- به جاي مچ‌گيري سعي كنيد با انجام كارهاي مثبت آنها را غافلگير كنيد و به يادشان بياوريد كه چقدر دوست‌داشتني هستند.

٨- والدين بايد الگوي انساني باشند كه براي خود احترام مي‌گذارد.

٩- بچه‌ها را تشويق كنيد تا دوستان خود را به منزل دعوت كنند.

١٠- به بچه‌هاي خود از سن ٦ يا ٧ سالگي مسئوليت بدهيد تا توانايي انجام كارهاي خود را بالا ببرند.

گام 4 - مشخصه‌هاي یک شخصيت سالم

مشخصه‌هاي یک شخصيت سالم

در زندگي و روابط انسان‌ها، معيارهايي وجود دارد كه به بهداشت روان كمك مي‌کند و در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

1- صداقت در رفتار: افرادي كه بين نيت دروني آنها با رفتار بيروني‌شان هماهنگي بيشتري باشد از سلامت رواني بهتري برخوردارند و در غير اين صورت سلامت رواني‌شان به خطر مي‌افتد، مثلا فردي كه دروغ مي‌گويد بخش زيادي از انرژي رواني او صرف فاش‌نشدن دروغ خواهد شد.

2- پذيرش ضعف و شكست‌هاي خود: جهت كمك به بهداشت‌روان لازم است شكست‌ها را به عدم تلاش نسبت دهيم نه به عدم توانايي.

3- انعطاف‌پذيري: زندگي اجتماعي پستي‌ها‌وبلندي‌ها، بدي‌ها و خوبي‌ها، خيرها و شرها را دارد، لذا لازم است انسان ظرفيت پذيرش تغييرات را داشته باشد، زيرا باعث كمك به بهداشت روان مي‌شود.

٤- توانايي نه‌گفتن: درمقابل خواسته‌هاي غيرمنطقي خود و ديگران توانايي «نه‌گفتن» را داشته باشيم و كارها را براساس رضايت‌خاطر دروني خود انجام دهيم نه به خاطر رضايت ديگران. ٥- داشتن قاطعيت: رفتار قاطعانه را روزانه تمرين كنيم و بدون عصبانيت و پرخاشگري و با استفاده از ارتباط كلامي مناسب از حق خود دفاع کنيم.

5- دوري از فرض‌هاي غلط ذهني: فردي كه با خوشرويي با ديگران رفتار نمي‌كند، اين مسأله باعث مي‌شود كه ديگران نيز همان واكنش را با او داشته باشند، لذا به اين تصور درمي‌آيد كه ديگران از او بدشان مي‌آيند و او را دوست ندارند.

6- ورزش: ورزش علاوه‌بر اين كه اميد به زندگي بهتر را بيشتر مي‌كند، بلكه زنجيره تفكرات منفي را نيز قطع مي‌كند.

7- سازگاري مناسب اجتماعي: فرد سالم، ارتباط گرم و صميمانه‌اي با ديگران دارد، سعي مي‌كند به ديگران احترام گذاشته و به احساسات آنها با صميمیت و مهرباني پاسخ دهد.

8- داشتن هدف در زندگي: يك فرد سالم، فلسفه زندگي خود را مي‌شناسد و زندگي را پوچ و بي‌معني نمي‌داند، براي زندگي خود ارزش قايل بوده و بيهوده زندگي‌اش را فداي امور بي‌ارزش نمي‌كند.

9- حركت براي پيشرفت: تلاش و كوشش لازم را داشته باشيم اما انتظار كامل بودن در تمام زمينه‌ها را نداشته باشيم، لذا آنچه مهم است تلاش به اندازه توانايي است.

١0- خودكارآمدي و خودگرداني: خودكارآمدي، ارزيابي فرد از توانايي خود در انجام يك تكليف است. خودگرداني مستلزم توانايي فرد در تأثيرگذاري بر رفتار خود به جاي واكنش مكانيكي در برابر محيط است.

١1- ابراز احساسات: احساسات مثبت مانند شادي و محبت و احساسات منفي ازجمله خشم، نگراني و اضطراب را درون‌فكني و سركوب نكنيم و بدون رفتار پرخاشگرانه آنها را ابزار كنيم.

١2- درك توانايي خود و ديگران: نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم و سعي در شناختن نقاط قوت و ضعف ديگران داشته‌باشيم. توانايي عفو و گذشت را داشته باشيم و هميشه براي اشتباهات خود را سرزنش نكنيم چون سرزنش باعث كاهش اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس افراد مي‌شود.

١3- احترام به ديگران: به ديگران احترام بگذاريم، چون اين امر باعث مي‌شود كه ديگران نيز به ما احترام بگذارند و امكان انگيزش و تقويت محيطي فراهم شود.

١4- داشتن يك نگرش مثبت: نسبت به دوستان، همسالان و بزرگسالان ديد مثبتي را پيدا كنيم، چون نگرش خوب به بهداشت‌روان كمك مي‌كند.

١5- احساس امنيت و آرامش خاطر: افراد سالم دچار اضطراب و نابساماني دایمي فكري نيستند. آنها دلواپس نيستند و از آينده و اتفاقات هراسي ندارند. آنها با بردباري و احساس امنيت با وقايع روبه‌رو مي‌شوند و براي آنها راه حل منطقي پيدا مي‌كنند.

١6- داشتن اعتمادبه‌نفس و احساس‌كفايت: اعتمادبه‌نفس، داشتن نگرش مثبت به توانايي‌هاي خود است كه رابطه تنگاتنگي با احساس كفايت دارد. اين كه كسي به خود و توانايي‌هاي خود اعتماد داشته باشد و بگويد من مي‌توانم اين كار را انجام دهم و مشكلات را از پيش‌پا بردارم حاكي از داشتن بهداشت رواني است.

گام 5 - چگونه به تعادل رواني خود كمك كنيم؟نتيجه‌گيري و ارایه راه‌حل‌ها

چگونه به تعادل رواني خود كمك كنيم؟نتيجه‌گيري و ارایه راه‌حل‌ها

١- درك و يافتن زمينه‌هاي آسيب‌پذيري: شناخت موقعيت‌هايي كه شما را خشمگين مي‌كند يا واكنش تندي در شما ايجاد مي‌كند، مي‌تواند شما را در برابر فشارهاي رواني محافظت كند. اگر افراد خاص شما را خشمگين مي‌سازند، يا بايد از آنها دوري‌گزينيد يا بكوشيد دريابيد، چه‌چيزي در آنان وجود دارد كه شما را اين قدر ناراحت مي‌كند. سعي كنيد علت ناراحتي خود را دريابيد تا بتوانيد موقعيت ياد شده را به‌صورت تازه‌اي ببينيد.

٢- مديريت زمان: از بار زياد سنگين دوري كنيد. با گنجانيدن زمان كافي براي استراحت، آرامش، خوابيدن، خوردن، تمرين‌كردن و اجتماعي‌شدن ساعات‌تان را تنظيم كنيد. براي دوري از دلتنگي و فقدان تمركز و به‌خاطر تربيت‌پذيري زمان، مطالعه را قطع كنيد. نويسنده معتقد است، مديريت زمان از استرس و اضطراب شديد جلوگيري مي‌كند و بدين‌وسيله باعث تضمين بهداشت رواني افراد مي‌شود.

٣- انجام به موقع كارها: هركاري را به‌موقع انجام دهيد، چراكه انجام به موقع فعاليت‌ها از احساس درماندگي جلوگيري مي‌كند. انجام هركاري را يك كمي زودتر شروع كنيد، زيرا اين كار نه‌تنها باعث بالارفتن اعتمادبه‌نفس مي‌شود بلكه باعث كمك به بهداشت رواني مي‌شود.

٤- احترام به خود: قدر و منزلت خود را بدانيد، زيرا تجربه نشان داده است افرادي كه برای خود ارزش قایل‌اند، توانايي‌هاي خود را خوب تشخيص مي‌دهند، نه خودبزرگ بين‌اند و نه خود كم‌بين و اين امر به بهداشت رواني آنها كمك مي‌كند.

٥- پذيرش نقاط قوت و ضعف: انسان سالم، انساني است كه بداند در چه زمينه‌هايي ضعف عمده دارد، آنگاه سعي كند كه متناسب با توانايي‌هايش نقاط ضعف خود را جبران كند. نيز چنين فردي لازم است نقاط قوت خود را تشخيص دهد و در پي تقويت اين نقاط برآيد، زيرا اين امر به بهداشت رواني وي كمك مؤثري مي‌کند.

٦- داشتن استدلال مافوق قراردادي: به‌نظر كلبرگ، افرادي اين استدلال را دارند كه به رشد شناختي كافي دست يابند و معيارها و قوانين اخلاقي را دروني كنند، زيرا اين استدلال به بهداشت‌رواني كمك زيادي مي‌كند.

٧- برقراري روابط صميمانه با ديگران: صميمت نوعي تعهد دروني نسبت به برقراري روابط و ادامه آن است، زيرا همه ما به اطمينان خاطري كه از جانب ديگران تأمين مي‌شود، نياز داريم، لذا از راه درميان گذاشتن نگراني‌هاي خود با افراد مجرب و بزرگترها، مي‌توانيد بيشتر مشكلات خود را ساده‌تر و روشن‌تر کنید.

٨- كمك به‌موقع از ديگران: تقاضاي كمك از ديگران، خود نشانگر پختگي عاطفي است نه اين‌كه نشانه ضعف آگاهي و ناتواني. انسان در هر سني باشد به راهنمايي و مشورت ديگران نيازمند است.

٩- حذف خطاها: فرد بايد شرايطي را كه رفتار نامطلوب در آن رخ‌مي‌دهد شناسايي كند و عوامل خارجي ايجاد كننده رفتار را مورد بررسي قرار دهد. قبل از اصلاح رفتار بايد مشخص كرد چه رفتارهاي نامطلوبي را مي‌خواهيم، حذف كنيم و چه رفتارهاي مطلوبي بايد جايگزين آن شود.

١٠- داشتن ديد مثبت: حالات عاطفي خوشآيند مانند خنده، خوشحالي، لذت و شادي را داشته باشيد، به امور مختلف زندگي يك گرايش مثبت نشان دهيد، خط مشي‌هاي خود را انتخاب كنيد و بدانيد چه‌چيزي براي شما بيشترين ارزش را دارد.

اطلاعات مطلب

  • افسردگی
  • 426 بازدید
  • (2 votes, average: 5٫00 out of 5)
    Loading...
  • آخرین ویرایش توسط : - سه شنبه, ۲۰ تیر ۹۶, ۵:۱۸ ق.ظ
  • ویکی چجوری

دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


مطالب تصادفی پر بازدید