ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

3 × 2 =

بستن
بستن

چگونه بشر آفریده شد؟

چگونه بشر آفریده شد؟

1

خـداونـد تـوانـای دانـا ، کـائنـات را بـهـنجار آفریده و هستی ، از او پیدایی یافته است : آسـمـانـهـا پـا بـرجـای و هـر یک برجای خویش استوار؛ و زمین نیز استوار است و بر آن ، کـوهـها ایستاده و دشتها ، خفته و اقیانوسها ، موج انگیز و چشمه ها و رودها ، روان و گیاهان ، بارور و آفتاب ، در سپیده آفرینش گرما بخش و روز فروز و با پرتو حیاتبخش خویش ، بـی شـتـاب در پـویـش و ماه ، در تابش شباهنگام ، فریبا و در حرکت آرام خود بر سینه تیره شب ، چون خیزش مروارید است بر مخمل سیاه


گام 1 - آفرینش

آفرینش

در این میان ، جای آدمی خالی است و خداوند اراده فرموده است تا ((آدم )) را از عدم بیافریند (1) و هـسـتـی را بـا او معنا بخشد و جمال آسمانی خود را در آیینه زمینی چهره او بنگرد و او را جانشین خویش کند (2) زیرا از آن پیش ، امانت ((خلافت خود)) را بر آسمانها و زمین و کوهساران ، عرضه فرموده بود و آنان از پذیرش آن ، سر باز زده بودند و اینک اراده فرموده است تا این امانت را بر دوش ((آدم )) نهد .
پس ، به فرشتگان ـ همه ـ فرمود :
ـ برآنم تا از خاک ، بشری برآورم ، و آنگاه از روح خویش در او بر دمم ؛ پس چون او را به اعتدال آفریدم و از روح خود در او دمیدم ، همه بر او سجده برید .
فرشتگان ، نخست عرضه داشتند :
ـ پروردگارا ! با دانشی که به ما عطا فرموده ای ، آگاهی داریم که کسی را خلق خواهی کـرد در زمـیـن تـبـاهـی خـواهـد افـکـنـد و خـونـهـا خـواهـد ریـخـت ؛ و حال آنکه ما تسبیحگوی و تقدیس کننده تو هستیم .
خداوند فرمود :
ــ من چیزی می دانم که شما نمی دانید .
فرشتگان ، به احترام و شگفتی در تکوین آدم می نگریستند .
آسمان ، در حیرت ایستاده بود .
بـه اراده الهـی ، انـدک انـدک ، گـل آدم شکل گرفت و اندام ، به گونه ای موزون ، فراهم شد . سپس از گل بازمانده از دنده زیرین آدم (3) ، همسر او حوا نیز فراهم آمد .
ایـن دو انـدام ، در کـنـار یـکـدیـگـر همچنان کالبدهایی بی روح بودند . راستای قامت آدم ، اندکی از حوا بلندتر ، و فراخنای سینه اش ، کمی گسترده تر بود و عضلاتش محکمتر و در کـمـال مـوزونـی ، سـتـبـرتـر؛ بـا ابـروانی پر پشت و بینی کشیده و چشمانی درشت . (4)
حـوا ، بـا لطافت اشک و گل ، زنی کامل و با گیسوانی کشیده ، و اندامی موزون ، چون آدم ، اما هزار بار لطیف تر و ظریف تر .
سـرانـجـام ، آن لحـظه الوهی بزرگ در رسید و خداوند ، از روح ربوبی خویش ، در آدم و حوا دمید .
آن دو کـه تـا لحـظـه ای پـیـش ، دو تـنـدیـس هـمـگـون امـا بـی روح و سـاکـن بودند ، اینک پلکهایشان به هم می خورد و سینه هایشان هوا را به درون خویش می کشید و اندامهایشان به حرکت در می آید و قلبهایشان به تپش می افتاد .
و اکـنـون در سینه هر دو ، دلی می تپد که در آدم ، انگار معجونی است از خمیره مهر و عشق و از پـولاد و آب ، با غمها و شادی هایی بزرگتر و ناپیداتر و در حوا ، گویی ، نخست از اشک و شادی است و آنگاه از عفت و عاطفه و نیز از عشق و مهر مادری . . .
(( فتبارک الله احسن الخالقین . ))
پـس آنـگـاه خـداونـد ، دانـش تمام اسماء (5) را در حیطه کاینات ، به آدم آموخت و سپس از فرشتگان خواست تا اگر می توانند ، او را از این اسماء با خبر سازند .
فرشتگان ، فرومانده و مبهوت ، شرمسارانه پاسخ دادند :
ـ پروردگارا ، منزه باد نام تو ، ما هیچ دانشی جز آنچه خود به ما آموخته ای نداریم ، همانا دانا و فرزانه تویی .
پـروردگـار ، بـه آدم اشـارت فـرمـود تا آنان را خبر دهد . آدم ، بی درنگ فرشتگان را از آنچه خداوند امر فرموده بود ، آگاه کرد . و خداوند به فرشتگان فرمود :
ـ آیـا به شما نگفتم که من پنهان آسمانها و زمین را و هر چه را آشکار و یا نهان می دارید ، می دانم ؟ اینک ، همه بر آدم سجده برید . (6)
بـه فـرمـان خـداونـد ، یـکـبـاره ، هـمـه فرشتگان الهی ، در سراسر آسمانها و همه جا ، در برابر آدم به سجده در آمدند .
در ایـن مـیان ، شیطان که از آتش آفریده شده بود و جن بود و از فرشتگان نبود ـ هر چند بـا عـبـادتـهـای بـسـیـار خـود را به مقام فرشتگان رسانده بود ـ ناگهان از سر غرور و خـودبـیـنـی و کـبـر ، از بـندگی خداوند و اطاعت فرمان او سر پیچید و بی راه شد . او به خـویـش نگریست و خود را فراتر دید و سر خم نکرد . سجده نبرد و ایستاد و از ناسپاسان شد . خداوند به او فرمود :
ـ با وجود فرمان من ، چه چیز تو را از سجده بر آدم بازداشت ؟
ـ من از او بهتر و برترم ؛ تو مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای .
پروردگار فرمود :
ـ از ایـن جـایـگـاه و مـقـام آسـمـانی فرو شو . اینجا جای آن نیست که خود را بزرگ ببینی . بیرون رو که از زمره فرومایگانی . (7)
ـ از ایـن جـایـگـاه و مـقـام آسـمـانی فرو شو . اینجا جای آن نیست که خود را بزرگ ببینی . بیرون رو که از زمره فرومایگانی .
شـیـطان که خود را در آتش قهر الهی یافت و دانست که دیگر راه نجاتی ندارد ، به مهر و راءفـت پـروردگـار پـنـاه برد و از خداوند خواست که او را تا روز باز پسین مهلت دهد و وانهد .
خداوند فرمود :
ـ به تو مهلت داده شد .
چون شیطان دانست که تا روز باز پسین مهلت یافته است و تا آن روز در امان خواهد بود ، بار دیگر گستاخی آغاز کرد و با بی شرمی به خداوند گفت :
ـ به خاطر این گمراهی که نصیب من کردی ، بر سر راه راست فرزندان آدم به کمین خواهم نشست و آنگاه از پیش روی و پس پشت و راست و چپ ، بر آنان خواهم تاخت و تو بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت .
پروردگار فرمود :
ـ از آسـمـان ، نـکـوهـیده و رانده ، بیرون رو . دوزخ را از تو و هر کس از بنی آدم که از تو پـیـروی کـند ، پر خواهم کرد ! اما بدان که بر بندگان من چیرگی نخواهی داشت ، مگر آن گمراهانی که به میل خویش از تو پیروی کنند .
شیطان ، رانده و مانده از آسمان و قرب الهی ، تا جاودان بیرون شد .

اطلاعات مطلب

  • آفرینش
  • 442 بازدید
  • blankblankblankblankblank (4 votes, average: 4٫50 out of 5)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : هانیه خان بابائی - چهارشنبه, 02 نوامبر 16, 1:09 ب.ظ
  • چگونه بشر آفریده شد؟

دیدگاه کاربران

  1. Avatar
    حجت اسماعیلی - 2019/08/05 - 1:30 ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب