گام 1 - معنای ادب چیست؟

ادب در لغت به صورت مختلفي تعريف شده است كه در اين مطلب ـ در حد توان‌ـ سعی کردیم به جمع‌آوري آن مفاهيم بپردازیم.

در فرهنگ دهخدا ادب به صورت زیر تعریف شده:

«ادب بالفتح؛ شگفت و عجب، نگاهداشت حد هر چيز، ج آداب و علم ادب عبارتست از عملی بدان خود را از ظل در كلام نگاهدارند و آن دوازده قسم است و هشت اصول بر اين تفصيل: علم صرف، علم لغت و …»

در فرهنگ عميد نیز ادب به شیوه زیر بیان شده:

«ادب: دانش، فرهنگ، معرفت، روش پسنديده، خوی خوش و همچنین در این فرهنگ آمد است: “ادب نفس: ادب طبعی، اخلاق پسنديده، صفات نیک. ترک ادب: آزرم و پاس را ناچيز انگاشتن، شيوه و راه رسم معاشرت را به جا نياوردن وزير پاگذاشتن …”
اما اگر بخواهیم تعریف جامع از ادب داشته باشیم می توان گفت:

ادب نوعی صفت است که سرمایه ارزشمند رفتاری انسان و رسالت پدر و مادر و مربی است.نوعی رفتار خاص و سنجیده نوعی خصلت درونی یا رفتاری اجتماعی که با افراد پیرامون خویش اعم از کوچک و بزرگ و آشنا و بیگانه در نظر می آید.

این رفتار که منشا آن بیشتر تربیت شایسته است به نحوه سخن گفتن ،راه رفتن،معاشرت ،نگاه ،درخواست ،سوال و جواب و … مربوط می شود.

ادب نوعی هنر آموختنی است که میتوان گفت نوعی تربیت شایسته نیز است که از جانب پدر و مادر(خانواده) یا استاد و مربی یا الگوی های اجتماعی شخص می باشد.

گام 2 - جایگاه ادب در قرآن کریم

در قرآن کریم شاید بارها و بارها در مورد ادب سخن گفته شده باشد که گاه به صورت مستقیم بوده و گاه نیازمند تفسیر می باشد در در زیر به بعضی از آن ها اشاره میکنیم.

«لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَیْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا»(سوره نور/آیه 63)

در اوایل اسلام بعضی افراد به خانه پیامبر(ص) مراجعه می کردند و از پشت دیوار حضرت را با الفاظ بدی صدا میزدند که این آیه نازل شد و در آن خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

هنگامی که پیامبر(ص) را صدا مى زنید با ادب و احترامى که شایسته او است صدا کنید نه همچون صدا زدن یکدیگر

همچنین خداوند تبارک و تعالی در آیات 63 و 72 سوره فرقان (واذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما) به مومنان می آموزد که در پاسخ به رفتارهای زشت جاهلان که کفر و ایمان را نمی فهمند و به مومنان اهانت می کنند نه تنها آنها را ببخشیند بلکه باید به آنان سلام کرد و مودبانه با آن ها برخورد کنند.

 علاوه بر این آیات در آیه 27 سوره نور نیز جایگاه ادب در اسلام مشخص می شود.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

ای اهل ایمان، هرگز به هیچ خانه مگر خانه‌های خودتان تا با صاحبش انس و اجازه ندارید وارد نشوید و (چون رخصت یافته و داخل شوید) به اهل آن خانه نخست سلام کنید که این (ورود با اجازه و تحیت، برای حسن معاشرت و ادب انسانیت) شما را بسی بهتر است، باشد که متذکر (شئون یکدیگر و حافظ آداب رفاقت) شوید.

گام 3 - جایگاه ادب در روایات ائمه(ع)

رفتار ائمه اطهار (ع) در معاشرت های خود با عموم جامعه نمونه بارزی از جایگاه ادب در اسلام است و تاکید فراوان به ادب در احادیث ائمه (ع) نشان از اهمیت ادب در رفتارهای شخصی دارد.

در ادامه به احادیثی از ائمه(ع) در خصوص ادب اشاره می کنیم.

حضرت پیامبر در خصوص ادب می فرماید:

فرزندان خود را احترام کنيد و آنان را نيکو ادب کنيد ، تا آمرزيده شويد. (جامع الاخبار صفحه 393 ، مکارم اخلاق صفحه 222)

رسول گرامي (ص): هيچ پدری هديه ای بهتر از ادب نيکو به فرزندش نداده است.(کنزالعمال جلد 16 صفحه 456 حديث 45411)

«أدّبنی ربّی فأحسن تأدیبی» پروردگارم مرا ادب كرد و نیكو ادب كرد.

حدیث فوق نشان دنده نقش پدر و مادر و در یک کلام نقش خانواده در ادب فرزند است نقش بسیار مفیدی که غیر قابل انکار هست.

بر همین اساس احساس می شود برای پویایی یک جامعه از نظر ادب چه بهتر است که این مقوله ابتدا از خانواده آغاز شود.

یکی از منابع بسیار خوب برای آشنایی با رفتار مودبانه پیامبر(ص) کتاب سیره پیامبر(ص) است که در آن به چند نمونه از نوع برخورد پیامبر با دیگران اشاره شده است و ما به بعضی از این موارد اشاره می کنیم:

رسول خدا با هر کس رو به رو می شد، سلام می داد، هم به کوچک، هم بزرگ.
هیچ گاه پای خود را پیش کسی دراز نمی کرد. هنگام نگاه، به صورت کسی خیره نمی شد، با چشم ابرو به کسی اشاره نمی کرد.

وقتی با مردم دست می داد و مصافحه می کرد، هیچ گاه دست خود را عقب نمی کشید، تا طرف مقابل دست خود را بکشد. هیچ خوراکی را مذمّت نمی کرد. به هیچ کس دشنام و ناسزا نمی گفت و سخن ناراحت کننده ای بر زبان نمی آورد و بدی را با بدی پاسخ نمی گفت.
زیرانداز خود را به عنوان اکرام زیر پای کسی که خدمتش می رسید پهن می کرد. 

 

ادب در احادیث و روایات حضرت علی(ع)

حضرت علی(ع) در وصیتی به امام حسن (ع) فرموده اند: پسرم، بهره ات را از ادب غنيمت بدار و قلب خود را برای آن آزاد گردان، زيرا قلب بالاتر از اين است که به آلودگی بياميزی و بدان که اگر کمبودی داشته باشی به وسيله ادب بی نياز می شوی و اگر غريب و تنها باشی ادب دوست و همراه تو خواهد بود که با وجود آن وحشتی نخواهد بود. اعلام الدين 

حضرت علی (ع) : ادب انسان را از حسب و نسب بی نياز می کند. (یعنی خودش مايه شرافت است)
حضرت علی(ع) : مومن در دنيا صادق است و حرکت او مودبانه است و سخنش همراه با خيرخواهی است و پندش نرم و آرام است ، و از کسی جز خدا نمی ترسد. “جامع الاخبار”

حضرت علی(ع) : هرکه به ادب حريص باشد، بدی های او کم خواهد شد.(تصنيف غررالحکم صفحه 247 حديث 5091)

حضرت علی(ع) : ادب مايه کمال مرد است.(تصنيف غررالحکم صفحه 247 حديث 5073)

حضرت علی(ع) : ادب نيکوترين اخلاق است.(تصنيف غررالحکم صفحه 247 حديث 5072)

حضرت علی(ع) :مردم به ادب شايسته، بيش از طلا و نقره نيازمندند.(تصنيف غررالحکم صفحه 247 حديث 5080)

حضرت علی(ع) :ميوه ادب، خوش اخلاقی است. (تصنيف غررالحکم حديث 5084)

با دقت در احادیث فوق از حضرت علی (ع) به جایگاه ادب پی میریم ادبی که به گفته حضرت یکی از نشانه های مومن می باشد و خوض اخلاقی میوه آن است.

یکی از الگوها و اسوه های ادب در میان شیعیان حضرت ابوالفضل (ع) است.

رفتار مودبانه حضرت ابوالفضل(ع)در رفتار های ایشان با جامعه و با برادر خودش (امام حسین ع)یکی از نمونه های بسیار ویژه ادب رای آموزش به نسل امروزه است.

روایت میکنند:حضرت ابوالفضل(ع) بدون اجازه در كنار امام حسين (ع) نمى نشست و اگر پس از اجازه مى نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر امام حسین(ع) مى نشست که این نشان از احترام حتی به برادر نیز دارد. “معالى السبطين : ج 1، ص 443”

در طول 34 سال عمر حضرت ابوالفضل(ع)آن بزرگوار هرگز به برادرش امام حسين(ع) برادر نگفتند، بلكه با کلماتی مانند سيدى، مولاى، يابن رسول الله، آقاى من، سرور من، اى پسر رسول خدا، آن حضرت را صدا مى زد، جز در آخرين ساعت عمر، در آستانه شهادت ، كه صدا زد: (برادر، برادرت را درياب !)اين تعبير نيز يك نوع ادب بود، زيرا بيانگر آن بود كه برادرت رسم برادرى را با بهترين وجه ادا كرد، اكنون تو نيز اى برادر، با مهر برادرى به من بنگر! در كتاب مستطرف الاحاديث آمده است : روزى امام حسين عليه‌السلام در مسجد آب خواست. حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام كه در آن هنگام كودك بود، بى آنكه به كسى بگويد باشتاب از مسجد بيرون آمد. پس از چند لحظه ديدند، ظرفى را پر از آب كرده و با احترام خاصى ظرف آب را به برادرش امام حسين عليه‌السلام تقديم مى كند. روز ديگر، خوشه انگورى را به او دادند. او با اينكه كودك بود، با شتاب از خانه بيرون آمد، پرسيدند: كجا مى روى ؟ فرمود:(مى خواهم اين انگور را براى مولايم حسين (ع) ببرم )