ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

9 + 13 =

بستن
بستن

چگونه با جرم شناسی کلاسیک آشنا شویم؟

چگونه با جرم شناسی کلاسیک آشنا شویم؟

در مورد اینکه چرا افراد مرتکب بزهکاری میشوند دیدگاهی بیان می کند که متخلفان جوان به این علت در رفتار های بزهکارانه شرکت می کنند که اعتقاد دارند اعمالشان سودآور و پرمنفعت خواهد بود و بزهکاری نتیجه ی سنجش مخاطرات در مقابل منافع حاصل از ارتکاب جرم است.اگر خطر بیشتر از منفعت آن باشد، افراد تصمیم میگیرند که مرتکب جرم نشوند.این دیدگاه ریشه در جرم شناسی کلاسیک دارد.اگر چه ظهور دیدگاه اثبات گرا (تحققی) اعتبار دیدگاه کلاسیک را در قرن بیستم کاهش داده اما در اواخر سال ۱۹۷۰ مفهوم انتخاب و گزینش جرم باردیگر دور نمای مهمی برای جرم شناسان گردید.تحقیق نشان می دهد که مجرمین اغلب اهدف خود را به دقت پیش از تصمیم گیری برای ارتکاب جرم مورد توجه قرار می دهند.


اگر چه برخی افراد بی عقل و یا دارای آشفتگی ذهنی ممکن است جرم هایی را بدون فکر به خطر بالقوه آن مرتکب شوند ، اما به نظر میرسد مردم زمانی مرتکب جرم میشوند که از آن بهره مند شوند.همه ی ما اگر فکر کنیم که رفتار خلاف قانون خاصی کش رفتن شی ء متعلق به دیگری علاوه بر لذت و داشتن منفعت مجازاتی هم در پی ندارد ،مرتکب آن میشویم.
با این حال ،همه ی انواع رفتار های بزهکارانه نوجوانان را نمی توان به انتخاب عقلانی و انگیزه سودمندی مرتبط دانست ، برخی از رفتارهای بزهکارانه بویژه نوع خشونت آمیز آن ،غیرعقلانی،خودخواهانه و لذت جویانه است.بسیاری از رفتار های بزهکارانه تکانشی هستند و نه عقلانی مانند استعمال مواد مخدر و یا تخریب اموال،در مواردی رفتار های ضد اجتماعی ناشی از اختلالات روانی استیا تحت تأثیر نابهنجاری های ذاتی مانند شخصیت ضد اجتماعی ،هوش کم یا مشکلات ژنتیکی قرار دارند.


دیدگاه اخیر نظریه اثباتی یا تحقیقی است که در اینجا تحت عنوان نظریه خصلت ها نامیده میشود چون بزهکاری را به خصلت های روان شناختی، زیست شناختی و شرایط محیطی تنظیم کننده ی رشد انسان مرتبط می سازد.نظریه ی گزینشی و خصلت ها،زمینه های مشترکی با هم دارند،زیرا هردو بر فرایند های رفتاری و ذهنی فرد تکیه می کنند.فصل حاضر آن دسته از دیدگاه ها را مطرح می سازد که بر انتخاب فرد تکیه می کند.

مطالب مرتبط


گام 1 - نظریه گزینش عقلانی

به طور کلی نظریه گزینش عقلانی نوعی بازگشت به مکتب قدیمی کلاسیک است،زیرا تمام ساختار قانونی دیدگاه کلاسیک بر پایه مفهوم انسان عقلانی و مسوولیت اعمال فردی بنا گردیده است.در چند ساله گذشته،این دیدگاه که بزهکاران خود قانون شکنی را برمی گزینند به عنوان رهیافتی نظری در زمینه بررسی و مهار بزهکاری اهمیت یافته است.بر اساس این دیدگاه،افراد تنها بسوی فعالیت های تبهکارانه رانده نمی شوند،بلکه فعالانه انجام این اعمال را انتخاب می کنند.مثلا نوجوانانی که تصمیم می گیرند مواد مخدر بفروشند و منافع احتمالی آن را با مجارات های بالقوه مثل دستگیری و حبس مقایسه کنند،اگر این افراد معتقد باشند که نوجوانان فروشنده مواد به ندرت دستگیر میشوند و در صورت دستگیری نیز از مجازات های سخت در امان می مانند،نسبت به زمانی که معتقد باشند فروشندگان مواد تقریبا همیشه دستگیر میشوند و به شدت مجازات میشوند،بیشتر احتمال دارد که به گروه فروشندگان بپیوندند.

blank
تحقیق نشان می دهد که بسیاری از اعمال تبهکارانه مخصوصا در ضمینه جرایم خرد مانند سرقت ساده،تصمیمات موقتی هستند مثلا شخصی که میبیند درِ خانه ای باز است و کسی هم در خانه نیست از فرصت استفاده میکند.در حقیقت تعداد کمی از افراد مجرم حرفه ای هستند.بیشتر دزدان ، غیر حرفه ای هستند و در موقعیت های مناسب اگر فرصت دست دهد دست به سرقت می زنند.به همین دلیل، این نظریه پردازان معتقدند برای پیشگیری از جرم یا بازدارندگی، باید رنج حاصل از مجازات بیشتر از منافع حاصل از رفتار غیر قانونی باشد.بنابراین اگر جوانان جرم را ((انتخاب)) میکنند در آن صورت رفتارشان را میتوان با تهدید به مجازات تحت کنترل در آورد،مجارات هایی که آن ها را چنان خواهد ترساند که رفتار های متعارف را به جای رفتار های مجرمانه برگزینند.بر همین مبنا، تصمیم به ارتکاب نوع خاصی از جرم و متعاقب آن ورود به سبک زندگی مجرمانه یک تصمیم شخصی است که بر اساس سنجیدن اطلاعات موجود اتخاذ میشود،یه همین جهت مفهوم((گزینش عقلانی)) برگزیده شده است.

1. وسوسه های جرم

امکان حمل و نقل یا خرید و فروش یا تولید غیرقانونی کالاها ، معمولا پس از جنگ ها افزایش میابد و این امر ، وسوسه ای برای نوجوانان جهت فعالیت در این گونه امور محسوب میگردد.فروشگاه های بزرگ و اصطلاحا فرهنگ سوپرمارکت ها نیز یکی از عوامل رواج دزدی به شمار میرود ، در حالیکه قبلا خرید و فروش به صورت مستقیم در مغازه ها صورت میگرفت.فروشگاه های بزرگ به وسوسه دزدی دامن میزنند و اکثر ما نیز میدانیم که این وسوسه مختص کودکان نیست.جامع شناسی به نام جک کاتز،این نقطه را مطرح میکند که پدیده ای با عنوان ((وسوسه های جرم)) وجود دارد که از هیجان ها و منافع حاصل ازاعمال بزهکارانه نشأت میگیرد.به گفته کاتز انتخاب ارتکاب جرم، نیاز به ((تخلیه هیجانات عاطفی ناشی از چالش های اخلاقی را براورده میسازد.))
مثلا پسران عضو گروه ها بزهکاری،انتظارات جامعه را در مورد تبدیل شدن آنان به بزرگسالی متعارف رد میکند.از این رو بی جهت با درگیری و خشونت از مرز های قلمرو خود دفاع میکنند تا بی اعتنایی خود را نسبت به انتظارات جامعه نشان دهند.
جرم های دزدی به گفته کاتز،موجب ((هیجان های نهایی)) میشود.از نظر بسیاری از نوجوانان ، دزدی از فروشگاه ها و سرقت جذاب هستند زیرا ((قسر در رفتن)) نمایش هیجان انگیز توانایی شخصی است ، به خصوص وقتی که جرم جلوی چشم فرد بزرگسالی انجام شود،جان سالم به در بردن از یک جرم بسیار هیجان انگیز است،زیرا نشان میدهد ((دزد)) جوان میتواند با فرار از مجازات در برابر قوانین حقوقی و اخلاقی جولان دهد.هواداران این رویکرد گوشزد میکنند که وسوسه ها و فرصت های ارتکاب جرم افزایش یافته به خصوص سهولت سرقت اشیاء منقول مانند،ویدیو،ضبط،اتومبیل و گوشی تلفن همراه از صاحبان آنها و یا فروشگاه ها.
به نظر میرسد نوجوانان در صورتی که نگران خطر دستگیری و عواقب ان نباشند به احتمال زیاد وسوسه میشوند.لذا نگرانی از مجازات ممکن است به خنثی کردن جاذبه های جرم کمک کند.
blank

2.نظریه فعالیت روزمره

طبق نظریه،فعالیت روزمره برای آنکه جرمی واقع شود،باید 3 عنصر بزهکار بالقوه با انگیزه،بزه دیده با هدف مناسب و عدم وجود یک محافظ توانمند و کارآمد باید در یک زمان و مکان با یکدیگر تلاقی نمایند.این نظریه پردازان معتقدند تنها وجود یک ((بزهکار با انگیزه)) برای تبیین علت بزهکاری کفایت نمیکند.بلکه رفتار بزهکارانه علاوه بر عقلانی بودن باید با ((فرصت مناسب)) برای ارتکاب جرم مرتبط شود.مثلا وجود شماری زیاد از جوانان بیکار که فرصت های قانونی اندکی برای کار و تحصیل دارند میزان بزهکاری را افزایش می دهد.بیکاری و اعتیاد جوانان سبب می گردد حتی اگر بزهکار هم نبوده اند در صورتی که با خانه ی خالی از سکنه و عدم حضور محافظی توانمند مواجه شوند از فرصت استفاده می کنند و مرتکب سرقت شوند.البته نظریه فعالیت روزمره به نقش قربانی و بزهکار در فرایند ارتکاب جرم اهمیت برابری می دهد و معتقدند فرصت ارتکاب جرم تا حدودی از سبک زندگی و رفتار قربانی تاثیر می پذیرد.به این ترتیب که هرچقدر فرصت بیشتری برای رفتارهای خلاف قانون فراهم (بی احتیاطی افراد،رفتن به مکانهای خطرناک در شب،حمل کردن پول و اشیاء قیمتی یا در دسترس بودن آنها) باشد.خلافکاران بیشتر تحریک میشوند و احتمال وقوع جرم بالاتر خواهد بود.شواهد نشان می دهد حتی مجرمین خشن نیز افرادی را انتخاب می کنند که بی پناه و فاقد قدرت دفاعی هستند.تحقیقات نشان می دهد جوانانی که شبها با دوستان خود به تفریح میروند و شبها را بیرون از خانه به سر میبرند نسبت به کسانی که درگیر درس و تحصیل و کار هستند و درخانه می مانند فرصت بیشتری برای شرکت در فعالیت های ضد اجتماعی دارند.
blank

3.پیشگیری از بزهکاری

در صورتی که بزهکاری را یک گزینش عقلانی یا وسوسه و فعالیت روزمره بدانیم ، در آن صورت میتوان با دشوار نمودن ارتکاب جرم به حدی که دستاورد احتمالی آن ارزش خطر کردن را نداشته باشد یعنی با تشدید مجازات مانع از وقوع جرم شد.طرفداران این نظریه معتقدند از طریق بازدارندگی عام و بازدارندگی خاص و پیشگیری می توان بزهکاری را تحت کنترل در آورد.

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

  1. blank
    فرزاد عبداله زاده - 2017/04/27 - 4:59 ق.ظ
  2. هادی خانزاده - 2017/04/29 - 7:29 ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب