گام 1 - چرا مبارزه با احساس کمبود عزت نفس دشوار است

چرا مبارزه با احساس کمبود عزت نفس دشوار است

یکی از علت هایی که باعث می شود ترک عادات غیر سالم و رفتارهای غلط برایمان دشوار شود ، این است که ما در آن شرایط رفتاری احساس امنیت می کنیم و از نظر عاطفی از آن ها منفعت می بریم . شاید شما به صورت آگاهانه به این منافع فکر کرده باشید و آن ها را قبول کرده باشید . حرف مرا باور کنید ، چرا که چنین منفعت هایی وجود دارد . به عنوان مثال تصور کنید که رابطه شما با همسرتان دچار مشکل است و مطمئن هستید که باید این رابطه را قطع کنید ، ولی این کار را انجام نمی دهید . مدت زیادی می گذرد ولی همچنان شما احساس نارضایتی می کنید ، در عین حال توان جدایی از همسرتان را ندارید .شما حتی دلیل این امر را نمی دانید . آن چه که شما فراموش کرده اید ، سرمایه گذاری عاطفی است که برای این رابطه استفاده کرده اید و خود آن را احساس نمی کنید . منظور من منفعت هایی است که به صورت ناخود آگاه از وجود چنین رابطه ناخوشایندی عاید شما می شود . به این مثال دقت کنید :

توجه و حس ترحم دوستانتان را فعال می کنید .

همواره دلیلی برای تمرکز نداشتن بر روی کارهایتان دارید .

همیشه بهانه ای برای رفتارهای زشت و ناپسند تان دارید . همیشه بهانه ای برای اصلاح نکردن نقاط منفی خود دارید ، چرا که تمام توان خود را برای مقصر جلوه دادن طرف مقابلتان صرف می کنید .

به هر حال شاید در نگاه اول این گونه به نظر برسد که دلیلی بر استمرار چنین رابطه ای وجود نداشته باشد ، اما هر نوع منفعت روانشناختی با ادامه این رابطه نصیب شما می شود . این موضوع در مورد بسیاری از ما که بدون احساس کوچکترین اعتماد به نفسی ، از عدم عزت نفس خود شکایت می کنیم ، صدق می کند .

[ هر چقدر هم  برای  داشتن  احساس  خوبی نسبت   به

خودتان مصمم باشید ، ممکن است در حقیقت به صورت

ناخودآگاه به بعضی از فواید و منافعی که از بازی کردن

در نقش یک فرد بدون اعتماد به نفس نصیبتان می شود ،

عادت کرده باشید . ]

چرا مبارزه با احساس کمبود عزت نفس دشوار است

 در این جا به برخی از فوایدی که احساس می شود در زندگی بدون اعتماد به نفس به دست بیاید اشاره خواهم کرد :

دیگران نسبت به شما احساس ترحم می کنند . به دلیل این که دیگران برای شما تصمیم گیری می کنند ، به آن ها اجازه می دهید مشوق و انگیزه دهنده تان باشند . باعث می شوید که کسی از شما بدش نیاید ، چرا که تهدیدی برای کسی به شمار نمی روید . هیچ کس به شما به چشم یک رغیب نگاه نمی کند . هیچ گاه شکست نمی خورید ، چرا که هیچ وقت کاری را به انجام نمی رسانید . همیشه برای رفتارهای ناخوشایندتان عذر موجهی دارید ، چرا که همه می دانند شما احساس خوبی نسبت به خودتان ندارید . توجه و احساس ترحم بسیاری از اطرافیانتان را به سوی خود جلب می کنید ، چرا که آن ها تلاش می کنند شما احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید . واین فهرست همچنان ادامه خواهد داشت .

گام 2 - آیا شما برای داشتن احساس نالایقی و عدم امنیت متخصص هستید ؟

آیا شما برای داشتن احساس نالایقی و عدم امنیت متخصص هستید ؟

اخیرا در یکی از کنفرانس هایم در رابطه با فواید حاصل از عدم عزت نفس در زندگی صحبت می کردم که مرد جوانی به مطلبی اشاره کرد که توجه همه حضار را به خود جلب کرد . او این گونه بیان کرد که : « هر چه بیشتر درباره این موضوع صحبت می کنید ، به نظرم می رسد که داشتن احساس بد خیلی خوب است ، چرا که دیگر برای انتخاب هایم مسئولیتی ندارم » . من نیز نمی توانستم به این درستی حرفم را بیان کنم و یک چیز را می دانید ؟ بسیاری از ما در رنج کشیدن ، استادان حرفه ای  هستیم ، به مواقعی فکر کنید که از بیماری افسردگی رنج می برید و احتمالا مجبور هستید که اعتراف کنید برای بدحال کردن خودتان متخصص هستید . شاید در آن لحظه این تنها کاری باشد که قادر به انجام آن هستید . پس چرا این رفتار را تکرار نمی کنید ؟ این از طبیعت های انسان هاست که از انجام کاری که مهارت دارند لذت می برند . در حقیقت اگر قرار بود به خاطر انجام این کار حقوق دریافت می کردید ، حتما درآمدی بالایی نصیبتان می شد .

[ یکی  از بزرگترین  فواید روانی حاصل  از عدم

اعتماد به نفس این است که شما همیشه برای انجام

ندادن کار جدید بهانه ای خواهید داشت . ]

آیا شما برای داشتن احساس نالایقی و عدم امنیت متخصص هستید ؟

زمانی که دائما می گویید : « من اعتماد به نفس دارم » ، انتظار هم ندارید که کاری را درست انجام دهید . زمانی که افسرده هستید یا توی خودتان هستید یا حال خودتان را نمی فهمید ، حالت هایی که هر یک از ما نام خاصی برای آن داریم ، دیگر مجبور به انجام کارهای خاص نخواهید بود ، این گونه نیست ؟ بهانه ای که شما برای انجام ندادن کارهایتان دارید همان احساسی است که در آن به سر می برید ، اجباری برای انجام کار جدید یا پذیرش ریسکی را ندارید و به همین علت از خودتان و دیگران ناامید خواهید شد . از آن جهت که کسی از شما انتظار کاری را ندارد اگر هم کاری انجام دهید ، فوق العاده خواهد بود .

هنگامی که اگر خطر کنید ممکن است خودتان یا افراد دیگر را ناراحت کنید . زمانی که اعتماد به نفس لازم را برای انجام کاری نداشته باشید ، دیگر هیچ کس از شما ناامید نمی شود ، اما آن چه که نصیبتان می گردد یک زندگی همراه با ناامیدی است . انسان ها به صورت غریزی نسبت به کسی که مشکلی دارد و در حل آن ناتوان است ، احساس ترحم می کنند . او را تحت فسار قرار نمی دهد و از او انتظار انجام کاری را ندارند . در این گونه مواقع می گوییم که : « وای ، آن بیچاره را ببین که نمی تواند درست راه برود . چه توقعی می توان داشت » . ولی بعد از آن شخصی را می بینم که در حال دویدن است و یکباره زمین می خورد و ما می گوییم : « نگاه کنید ، چه آدم دست و پا چلفتی ! » . شخصی دونده مورد انتقاد ما قرار می گیرد ، در صورتی که فرد دیگر مورد دلسوزی ما قرار می گیرد . به همین علت بسیاری از ما همانند آن فرد لنگ می زنیم و تظاهر می کنیم که وضع زندگی مان خوب است ، در حالی که دوست داریم مانند آن دونده باشیم ولی از دویدن می ترسیم که ناگهان به زمین بخوریم و دیگران متوجه شوند به همین علت همیشه لنگ لنگان زندگی می کنیم .

[ زندگی کردن بدون اعتماد به نفس منفعت بزرگ دیگری

هم  دارد و آن  راه  مطمئنی  است که  دیگران را  مجبور

کنید  کارهایی  انجام دهند  که شما  احساس  بهتری  داشته

باشید . مخصوصا  ناجی ها و حمایت کننده ها  که  به دنبال

کمک به امثال شما می باشند . ]

آیا شما برای داشتن احساس نالایقی و عدم امنیت متخصص هستید ؟

هر چه قدر  نقش « من بیچاره » را بیشتر بازی کنید ، توجه و عشق بیشتری را نصیب خود کرده اید تنها مشکل این است که شما هیچ وقت به چنین عشقی اعتماد پیدا نخواهید کرد ، چرا که بر پایه قربانی کردن خودتان استوار است . ترک کردن این عادت روانشناختی بسیار مشکل است ، زیرا هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بدتری داشته باشید باعث جلب توجه بیشتری خواهید شد . به همین علت برای این که بیشتر مورد توجه دیگران قرار بگیرید برای نداشتن اعتماد به نفس تلاش بیشتری می کنید . به تدریج ضمیر ناخود آگاه شما به این نتیجه می رسد که اگر دست و پاچلفتی نباشم دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت . به همین خاطر دیگر انگیزه ای برای قوی شدن یا داشتن اعتماد به نفس برایتان باقی نمی ماند . برخی از مردم برای جلب توجه دیگران و کسب عشق و علاقه آن ها راهی جز درمانده بودن که کسی از آن ها مراقبت کند را نمی شناسند . شاید در کودکی دیده باشید که والدینتان این کار را می کرده اند و تصور کنید که عشق همین است . احتمالا این تنها کاری است که شما در کودکی برای جلب توجه انجام می دادید . مخصوصا زمانی که والدین دارای مشکل یا خود محور داشتید که وجودشان را که در کنارتان احساس نمی کردید . به همین علت اگر شما فرد قوی یا اداری اعتماد به نفس می بودید ، نادیده گرفته می شدید ، بنابراین به این نتیجه رسیده اید که برای مورد توجه بودن ویا دریافت عشق باید احساس بدی نسبت به خود داشته باشید .

اگر در زندگی تان اعتماد به نفسی را که لازم دارید را ندارید از خودتان سؤال کنید : « ازبیان این که من اعتماد به نفس ندارم چه چیزی عایدم می شود ؟ » . یک لیست از فواید روانی مانند نمونه ای که برای شما مثال زدم را تهیه کنید . اکنون به صورت صادقانه به لیست نگاه کنید و به این نکته که با بازی نقش کسی که اعتماد به نفس دارد و قوی نیست چه قدر سرمایه گذاری عاطفی کرده اید توجه کنید .  شاید شما این نقش را فقط در دوره هایی از زندگی  بازی کرده باشید مثلا در رابطه تان بایک دوست صمیمی ، ممکن است در زندگی حرفه ای تان  اعتماد به نفس زیادی از خود نشان داده باشید . به مقاطعی که باید آن را مورد بررسی قرار دهید ، دقت کنید و در عین حال مدام به خود تکرار کنید که در کاری که تخصص دارید چقدر موفق هستید .

شاید شناخت انگیزه های ناخود آگاهی کار دشواری باشد ، ولی دشوار تر از آن این است که آن ها را بپذیریم . امکان دار بعضی اوقات شما این نقش را زمانی طولانی بازی کرده باشید در صورتی که حتی تشخیص نمی دهید چه بلایی بر سر خود آورده اید و این عادت ها ممکن است در دراز مدت چقدر مضر باشند . در انتها متوجه خواهید شد که فواید روانی منفی هیچ سودی برای شما ندارد .  جلب توجه دیگران و دریافت عشق و فرار از خطر و شکست که نصیب شما می شود ، تماما تصورات خیالی باشد این عادت ها ، روح و روان شما را راضی نگه نمی دارند . در آخر به جای این که به شما نیرو بدهند  ، قدرت شما را خواهند گرفت . تمام عادت ها و نقش های قدیمی که جرات و توان شما را می گیرد را رها کنید ، سپس اعتماد به نفس واقعی به سراغتان می آید و بیشتر از هر تصوراتتان از تمامی جهات شما را تامین خواهد کرد .