گام 1 - تلاش برای توسعۀ نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران

تلاش برای توسعۀ نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران

رقابت های استعماری روسیه، انگلستان و فرانسه در قرن ١٩ میلادی/ ١٣ قمری ایران را به کانون توجه سیاستمداران انگلیسی تبدیل کرد. انگلستان به منظور تحقق اهداف زیر، پیاپی سفیرانی را روانهٔ دربار قاجار کرد:

  • ایران را از اتحاد با رقیبان و دشمنان انگلستان باز دارد.
  •  از ایران به عنوان پایگاه دفاعی برای حفظ هندوستان استفاده کند.
  •  با تسلط بر بازار ایران، زمینهٔ وابستگی اقتصادی کشور ما را فراهم آورد.

گام 2 - قرارداد مجمل

قرارداد مجمل

انگلستان برای نفوذ به دربار ایران از سفیرانی بهره میبرد که با اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران آشنا بودند و نقاط ضعف و قوت دولتمردان ایرانی را به خوبی می شناختند. سِرجان ملکم که سه بار به ایران آمد، به زبان فارسی تسلط داشت و با دادن هدیه های زیادی به درباریان و شخصیت های متنفذ حکومت قاجار، نظر مساعد آنان را جلب کرد. سر هاردفوردجونز نیز با بذل و بخشش فراوان، قرار داد مجمل را با فتحعلی شاه منعقد کرد. سر گوراوزلی سفیر بعدی انگلستان نیز با زیرکی و چاپلوسی فراوان، نه تنها ایران را به تسلیم شدن در برابر روسیه واداشت، بلکه زمینهٔ انعقاد قرار داد مفصل را فراهم آورد. مهمترین تعهدات دوکشور در قرارداد مفصل عبارت بودند از:

  • ایران به هیچ کشور اروپایی اجازه عبور از خاک خود را برای رفتن به هندوستان ندهد.
  •  ایران از حملهٔ افغانان به هندوستان جلوگیری کند.
  •  در صورت حملهٔ یک کشور اروپایی به ایران، انگلستان به ایران کمک مالی و نظامی نماید.

اما گذشت زمان نشان داد که انگلستان به هیچ یک از تعهدات خود نسبت به ایران پایبند نیست. این کشور در جریان دور دوم جن گهای ایران و روس از هر نوع مساعدتی به ایران خودداری ورزید و وزیر مختار آن کشور، فتحعلی شاه را به صلح با رو سها و امضای قرارداد ننگین ترکمانچای وادار کرد.

گام 3 - دسیسه برای جداسازی سرزمی نهای شرق ایران

دسیسه برای جداسازی سرزمی نهای شرق ایران

دولت انگلستان در اواخر دوران سلطنت فتحعلی شاه، برخلاف تعهدات خود در قراردادهای مفصل و تهران، درصدد برآمد افغانستان و بخشی از سیستان و بلوچستان را از ایران جدا کند. هدف آن کشور از این اقدام، ایجاد منطقه ای تحت نفوذ و سلطهٔ خود در مرزهای هندوستان بود. به همین منظور انگلیس یها به تحریک افغانان پرداختند و حاکم هرات را تشویق کردند که از فرمان حکومت ایران سرپیچی کند. گرچه عباس میرزا با قاطعیت یاغیان را سرکوب و فرزند خود محمدمیرزا را مأمور تسخیر هرات کرد، اما با مرگ ناگهانی ولیعهد ایران، کار فتح هرات ناتمام باقی ماند. محمدشاه سه سال بعد از تاج گذاری، عازم فتح هرات شد و این شهر را به مدت ١٠ ماه محاصره کرد. انگلستان برای جلوگیری از تصرف هرات توسط سپاه قاجار، به جنوب ایران حمله و جزیره خارک را اشغال کرد. شاه قاجار مأیوس از کمک روسیه، ناگزیر به محاصرهٔ هرات پایان داد و انگلیسی ها با انعقاد قراردادی، حاکم آنجا را تحت حمایت مستقیم خود گرفتند.

گام 4 - تیرگی روابط

روابط ایران و انگلستان در عصر ناصرالدین شاه نیز بار دیگر به سبب مسئلهٔ هرات تیره شد. هنگامی که سپاه ایران آن شهر را محاصره کرد، نیروهای انگلیسی به بوشهر و خرمشهر هجوم آوردند و شاه قاجار را وادار به قبول معاهدۀ پاریس و جدا شدن افغانستان و هرات از ایران کردند. افزون بر آن، انگلستان با هدف تثبیت مرزهای غربی هندوستان، بخش هایی از سرزمین های ایرانی در مناطق بلوچستان و سیستان را تصرف کرد. سپس ژنرال گلداسمیت را روانهٔ ایران کرد که دربارهٔ تعیین خطوط مرزی در مناطق مذکور با حکومت قاجار مذاکره کند. با موافقت ناصرالدی نشاه، گلداسمیت به عنوان حکم تعیین شد و او بلوچستان و سیستان را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرد که بخش شرقی نصیب انگلستان شد. انگلستان همچنین از طریق تسلط نظامی بر خلیج فارس، بحرین را نیز عملاً از ایران جدا کرد و تحت الحمایهٔ خود درآورد.

گام 5 - اخذ امتیازات اقتصادی

اخذ امتیازات اقتصادی

عزل میرزاآقاخان نوری از صدارت اعظمی در دوران ناصرالدی نشاه، نفوذ انگلستان را در ایران کاهش داد، اما انتصاب میرزاحسین خان سپهسالار به صدارت که همکاری با انگلیس را راهی برای پیشرفت ایران می دانست، باعث شد که چند امتیاز مهم اقتصادی به انگلیسی ها واگذار شود. مهم ترین اینها، امتیاز رویتر بود که به موجب آن حق احداث راه آهن، بهره برداری از معادن )به جز طلا و نقره و سنگ های قیمتی( و جنگل ها و احداث کانال های آبیاری به مدت ٧٠ سال و ادارهٔ گمرکات به مدت ٢٥ سال به بارون جولیوس رویتر واگذار گردید. همچنین در سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا، امتیاز انحصار خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران در برابر پانزده هزار لیره و یک چهارم سود سالانه به مدت ٥٠ سال، به یک فرد انگلیسی به نام تالبوت واگذار شد. ایران در دورهٔ قاجار نه تنها از رابطه با انگلستان منفعتی به دست نیاورد، بلکه آن کشور با استفاده از سیاست تطمیع و تهدید بر دامنهٔ نفوذ استعماری خود در کشور ما افزود.