ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

4 + 19 =

بستن

صرافی ملی ایران قیمت لحظه‌ای آخرین بروز رسانی 10:01:02*** 1398/06/26: قیمت فروش دلار 11450 تومان و قیمت فروش یورو 12750 تومان

تیتر اصلی روزنامه ها سه شنبه 1398/06/26::: مردم سالاری: شایعه کاهش تحریم; بلومبرگ به نقل از منابع آگاه مدعی شد که رئیس جمهور آمریکا ممکن است کاهش تحریم‌های ایران را به عنوان مقدماتی برای دیدار با رئیس جمهور ایران بررسی کند. *** شرق: سانتریفیوژهای جدید در گام سوم *** ایران: فروغ دیپلماسی غروب تندروی; «آتش به خانه افتاده است» شاید بهترین وصف این روزها برای امریکایی باشد که بعد از فراز و نشیب سال‌های اخیر در مناسباتش با ایران در بازتکرار سیاست منزوی کردن آن و همراه کردن متحدان بزرگ اروپایی‌اش ناکام مانده است. *** اطلاعات:  امروز باید ندای مردم را بهتر بشنویم; مردم به اندازه کافی با غصه و سختی‌ مواجه‌ هستند؛ نباید اجازه داد که براساس بی‌دقتی‌ها غصه جدیدی بر مردم وارد شود *** ابتکار: احمد داود اوغلو به طور رسمی از حزب عدالت و توسعه کناره‌گیری کرد; اردوغان در مسیر انزوا; رویارویی رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهوری ترکیه با اکرم امام اوغلو کاندید حزب مخالف در انتخابات شهرداری‌های استانبول، اکنون علاوه بر هزینه‌های سیاسی و اجتماعی برای او، به شکاف اساسی در حزب عدالت و توسعه نیز دامن زده است. *** کیهان: سحر خدایاری را همان‌هایی‌کشته‌اند که برایش اشک تمساح می‌ریزند! پس از مانور‌های مبتنی بر دروغ عده‌ای از نمایندگان مجلس، رسانه‌ها، سلبریتی‌ها و… در ماجرای خودسوزی یک دختر جوان در روزهای اخیر، با شفاف شدن ماجرا اکنون برخورد با دروغ‌پردازان و کسانی که دست به سوءاستفاده از مرگ این دختر زدند تبدیل به یک مطالبه عمومی شده است. *** دنیای اقتصاد: عقبگرد ترامپ از تحریم‌ ایران؟ پس‌لرزه‌های برکناری جان بولتون از سمت «مشاور امنیت ملی کاخ سفید» همچنان ادامه دارد و تحلیل‌ها و گزارش‌های مختلفی درباره ریشه این برکناری جنجالی منتشر می‌شود. رسانه‌های آمریکایی در گزارش‌هایی، تمایل ترامپ برای عقبگرد از تحریم‌های ایران با هدف آغاز مذاکرات با تهران را دلیل اصلی اخراج جان بولتون از کاخ سفید توصیف کرده‌اند.

چگونه امام صادق (ع) از دین مرزبانی انجام دادند؟

چگونه امام صادق (ع) از دین مرزبانی انجام دادند؟

3

عصر امام صادق(ع) به عصر تضارب آرا و عقاید مشهور است؛ چرا که در آن زمان فرقه ها و دسته های متعدد به وجود آمد و آشوب های فکری، اندیشه های انحرافی و عقاید گوناگون ظاهر گردید. به همین جهت بسیاری از طبقات مسلمین در معرفت ذات و صفات خداوند و دیگر اصول اعتقادی و احکام عملی دین و تأویل آیات قرآن کریم و مسایلی از قبیل قضا و قدر، جبر و تفویض، مبدأ و معاد و ثواب و عقاب دچار شبهه و اختلاف شدند. به دنبال این شبهات مکتب هایی؛ همچون خوارج، معتزله، متصوفه، زنادقه، جبریه، شبهه، قصاص، تناسخیه و … پدیدار گشت و مذاهب و فرقه های گوناگون به وجود آمد.
وجود انحرافات عقیدتی از یک سو و فراهم شدن فضای مناسب برای بیان معارف دینی از سوی دیگر سبب شد تا امام صادق(ع) حرکتی عظیم را برای اعتلای معنوی و دینی مسلمانان آغاز کند. می توان موارد زیر را از جمله مهم ترین فعالیت های آن حضرت در مبارزه با انحرافات برشمرد:
۱٫بیان و شرح اصول اعتقادی صحیح؛ ۲٫پاسخ به شبهات و سؤالاتی که از ناحیه مسلمانان و شیعیان مطرح می شد،۳٫جلسات درس، یا دانشگاه بزرگ جعفری ۴٫تعلیم و تربیت شاگردان متخصص ۵٫مناظرات علمی امام جعفر صادق(ع)

مطالب مرتبط


گام 1 - عملکرد امام صادق(ع) نسبت به عقاید انحرافی

عملکرد امام صادق(ع) نسبت به عقاید انحرافی

اشاره:
مذهب شیعه همواره با نام مبارک امام صادق(ع) همراه است. برای پاسخ به این سؤال که چرا از میان امامان شیعه:، مکتب اهل بیت را مکتب جعفری نامیده اند، باید دوران امامت آن بزرگوار به دقت بررسی گردد.
مدت امامت هر یک از ائمه معصومین: از مهم ترین بخش زندگی آنان به شمار می رود. از آن جا که هر یک از پیشوایان دینی فعالیت های خود را با شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم عصر هماهنگ می ساختند، شناخت و بررسی اوضاع و شرایط دوران امام صادق(ع) می تواند ما را در این مهم یاری رساند. ائمه اطهار: بهترین حافظان و نگهبانان دین و ادامه دهندگان راه نبوت هستند.

بررسی اوضاع فرهنگی سیاسی
عصر امام صادق(ع) از جنبه سیاسی یکی از دوران های مهم تاریخ اسلام به شمار می رود که در آن قیام ها و وقایع مهمی به وقوع پیوست. از مهم ترین آن ها می توان به انتقال حکومت و قدرت از بنی امیه به بنی عباس اشاره کرد. عباسیان که از گذشته با امویان در جنگ و مبارزه بودند به واسطه سیاست های ویژه ی خود به موفقیت های بزرگ دست یافتند. آنان شعار نهضت شان را «الرّضا من آل محمد» قرار دادند و خود را از علاقه مندان و نزدیکان خاندان پیامبر(ص) معرفی کردند و در مدت کوتاهی مخالفان خود را از میان برده، به خلافت سلسله اموی پایان دادند در سال 132 ه . ق سفاح اولین خلیفه عباسی قدرت را در دست گرفت؛ اگرچه در ابتدا تصور می شد شیعیان از فشارها و شکنجه های امویان نجات یافته اند، اما خیلی زود چهره واقعی عباسیان آشکار شد. آنان که وعده بازگرداندن خلافت به علویان و اهل بیت: را داده بودند، پس از رسیدن به قدرت، نه تنها به وعده های خود عمل نکردند، بلکه خاندان پیامبر اکرم(ص) را تحت فشارهای شدید قرار دادند و بدین ترتیب در آزار و اذیت علویان از بنی امیه هم پیشی گرفتند.
با روی کار آمدن منصور، اولین خلیفه عباسی اوضاع به کلّی دگرگون شد. او خلیفه ای ظالم و سفاک بود که خطر قدرت خود را تنها از ناحیه علویان و به خصوص امام صادق(ع) می دانست؛ از این رو شدیدترین فشارها را بر امام و شیعیان ایشان وارد ساخت. اواخر دوران امامت حضرت صادق(ع) یکی از سخت ترین ادوار شیعه در تاریخ اسلام بود و رابطه میان امام و یاران ایشان قطع گردید. گاه اصحاب خود را به لباس فروشنده ی دوره گرد در آورده تا بتوانند مخفیانه به منزل امام راه یافته و پاسخ سؤالات خود را از محضر آن حضرت دریافت کنند.
امام صادق(ع) از همه به شرایط موجود آگاه تر بود و می دانست که زمینه فرهنگی مناسب و نیروی کافی برای قیام در میان شیعیان وجود ندارد؛ از این رو سیاست کلی خود را در مبارزه ی غیر مستقیم با دستگاه خلافت قرار داد. اهتمام آن حضرت برای تبیین حقیقت دین و بالا بردن سطح بینش دینی شیعیان موجبات تعالی فرهنگ شیعه شد.
عصر امام صادق(ع) به عصر تضارب آرا و عقاید مشهور است؛ چرا که در آن زمان فرقه ها و دسته های متعدد به وجود آمد و آشوب های فکری، اندیشه های انحرافی و عقاید گوناگون ظاهر گردید. به همین جهت بسیاری از طبقات مسلمین در معرفت ذات و صفات خداوند و دیگر اصول اعتقادی و احکام عملی دین و تأویل آیات قرآن کریم و مسایلی از قبیل قضا و قدر، جبر و تفویض، مبدأ و معاد و ثواب و عقاب دچار شبهه و اختلاف شدند. به دنبال این شبهات مکتب هایی؛ همچون خوارج، معتزله، متصوفه، زنادقه، جبریه، شبهه، قصاص، تناسخیه و … پدیدار گشت و مذاهب و فرقه های گوناگون به وجود آمد.
وجود انحرافات عقیدتی از یک سو و فراهم شدن فضای مناسب برای بیان معارف دینی از سوی دیگر سبب شد تا امام صادق(ع) حرکتی عظیم را برای اعتلای معنوی و دینی مسلمانان آغاز کند. می توان موارد زیر را از جمله مهم ترین فعالیت های آن حضرت در مبارزه با انحرافات برشمرد:
1. بیان و شرح اصول اعتقادی صحیح؛ در این صورت مسلمانان با مبانی اعتقادی صحیح اسلام آشنا شده و از انحرافات موجود نیز آگاه می شدند. از این راه حق از باطل جدا می شد و مسلمانان راحت تر می توانستند مسیر مستقیم را شناخته و با اطمینان در آن گام بردارند و به صلاح و درست کاری دست یابند. بیشتر شبهات مطرح شده و انحرافات شکل گرفته بر اثر نبودن شناخت و درک درست از مسأله توحید و صفات و افعال الهی بود. زنادقه و ملاحده نیز افکار الحادی خود را میان مسلمانان ترویج می کردند؛ از این رو تبیین مباحث توحیدی نسبت به سایر مسایل اعتقادی بیش از هر زمان دیگر لازم و ضروری می نمود.
از میان سخنان امام جعفر صادق(ع) در مباحث توحیدی می توان به حدیث شریف «توحید مفضل» اشاره نمود که در آن، حضرت از خاک، نبات، حیوان، انسان، گیاه، افلاک و عناصر دیگر سخن به میان آورده و به زیباترین شکل نتیجه ی آن را بیان می فرماید که موجودات در حال تسبیح و تشهید و تهلیل الهی هستند و حتی جماد و نبات همواره به عبادت و طاعت تکوینی مشغول اند.
امام صادق(ع) در جای دیگر بر اهمیت خداشناسی تأکید می فرماید: «بنده در مرحله اول باید خدای خود را بشناسد و پس از آن بداند که چگونه خلق شده است، تا پس از درک امتیازات و حکمت های به کار رفته در خلقت انسان، از خدای خود سپاسگزاری کند. این شکر و سپاسگزاری زمانی محقق می شود که انسان اوامر و دستورات پروردگار خود را بشناسد و با کمال اخلاص، اطاعت او را به جا آورد».
2. پاسخ به شبهات و سؤالاتی که از ناحیه مسلمانان و شیعیان مطرح می شد، شیوه ی دیگری برای تحکیم پایه های اعتقادی بود. با توجه به شرایط خاص فرهنگی عقیدتی عصر امام صادق(ع) پرسش ها و ابهام ها بیشتر پیرامون مسایل کلامی؛ به ویژه مسأله خداشناسی بود. در باب توحید و عدل الهی احادیث بسیاری از آن بزرگوار نقل شده است؛ چنان که می فرماید: «توحید آن است که آنچه بر خود روا می داری بر خدا روا نداری و عدل آن است که کاری را که اگر خود انجام می دادی مورد ملامت واقع می شدی به خالقت نسبت ندهی».
درگیری مسلمانان با برداشت های نادرست از معانی صفات ذات و افعال الهی، سبب پیدایش افکار گوناگون انحرافی گردید. گروهی صفات خداوند را همانند صفات مخلوقات معرفی کردند، دسته ای دیگر صفات خداوند را عارض بر ذات و گروهی دیگر تعبیر دیگری می آوردند.
این بیراهه ها، امام صادق(ع) را بر آن داشت تا به سؤالات مطرح شده با بیانی دقیق پاسخ دهد.
مسأله رؤیت خداوند در دنیا، یا آخرت به سرعت به یکی از مسایل مورد بحث مسلمانان تبدیل شد. در پی تفسیرهای ظاهری از برخی آیات، نظرات گوناگونی رخ نمود. امام صادق(ع) حقیقت واقع را چنین فرمود: «چشم ها او را نمی بینند؛ ولکن قلب ها با حقیقت ایمان او را در می یابند. خداوند با حواس ظاهری درک نمی شود و قابل مقایسه با مردم نیست و بدون تشبیه شناخته می شود».
قضا و قدر الهی، اختیار، یا بی اختیاری انسان از جمله مسایلی بود که باعث ایجاد فرقه های گوناگون میان مسلمانان شد. امام صادق(ع) پس از بیان حدیث «لاجبرو لاتفویض بل امرٌ بین الأمرین» در شرح آن چنین فرمود: «زمانی که فردی انجام گناهی را اراده می کند و تو او را نهی می کنی و سپس رهایش می سازی و او گناه را مرتکب می شود، این ترک کردن تو به معنای امر او بر گناه نیست».
3. جلسات درس، یا دانشگاه بزرگ جعفری را می توان از مهم ترین اقدامات آن بزرگوار در جهت گسترش و نشر معارف و علوم اهل بیت: دانست. قیام ها و شورش های متعدد که سرتاسر سرزمین اسلامی را در برگرفته بود فضای مناسبی را برای امام صادق(ع) پدید آورد تا از سرگرمی حکومت به امور سیاسی نهایت استفاده بشود و با تأسیس حوزه بزرگ علمی، علوم مختلفی را ـ که برخی از آن ها در اسلام سابقه نداشت ـ معرفی نماید.
حاصل تلاش های علمی امام(ع) و جلسه های درس ایشان، تعلیم و تربیت چهار هزار شاگرد بود. دانش آموختگان محافل علمی اقدام به جمع آوری بسیاری از احادیث متروک و فراموش شده کردند و کتاب های بسیاری را تألیف نمودند. گردآوری چهارصد اصل از سوی چهارصد تن از اصحاب آن حضرت را نمونه ای از مهم ترین اقدامات علمی آن زمان می توان برشمرد.
امام جعفر صادق(ع) در این حرکت علمی بزرگ توده های مردم را با معارف حقیقی دین اسلام آشنا نمود. آنان دریافتند که چگونه حاکمان و خلفای جور با غصب خلافت، مسیر جانشینی پیامبر اکرم(ص) را منحرف ساخته و مسلمانان را به تباهی و گمراهی کشاندند؛ از این رو توجه به اهل بیت و خاندان رسالت: روز به روز بیشتر شد و به دنبال آن قیام های متعدد برای مبارزه با ظلم و ستم دستگاه حاکمه به وقوع پیوست و مخالفت ها به اوج خود رسید.
4. تعلیم و تربیت شاگردان متخصص یکی دیگر از فعالیت های امام صادق(ع) بود. آن بزرگوار از استعداد شاگردان خود به خوبی آگاه بود و برای هر یک از آنان در خور ادراک و استعدادشان مطالب مهم و دقیق هر رشته علمی را در جلسات خصوصی در میان می گذاشت و به آموزش آنان می پرداخت.
5 . مناظرات علمی امام جعفر صادق(ع) نقش به سزایی در پیرایش و اصلاح اعتقادات و مبارزه با عقاید انحرافی داشت. آن بزرگوار همواره از دعوت متفکران و سران فرق و ادیان مختلف برای مناظره استقبال می نمود؛ چرا که بدین وسیله نه تنها بطلان عقاید و آرای منحرف آشکار می گردید، بلکه ثبت و ضبط مناظره ها دسترسی دیگران را به این مطالب آسان می نمود و بدین وسیله سایر مسلمانان در نقاط دیگر از آن بهره مند شدند. این گونه بود که فن گفت وگو و مناظره در میان مسلمانان به شیوه ی صحیح و مطلوب شکل گرفت و جایگاه ویژه ی خود را باز یافت.
شیوه امام صادق(ع)در مناظرات علمی بسیار حایز اهمیت است. دقت، متانت و علم امام به گونه ای بود که حتی تحسین مخالفان را بر می انگیخت. آن بزرگوار براساس امور مورد قبول طرف مقابل استدلال می نمود و چنان قاطعانه دلایل خود را بازگو می فرمود که طرف گفت وگو جز اعتراف به بطلان رأی و نظر خود و تسلیم در برابر امام(ع) راه دیگری نداشت.
آن حضرت در مناظره با گروه های ملحد، بطلان عقاید آن ها را به اثبات می رساند و درک و شناخت صحیح از توحید و صفات الهی را ارائه می فرمود.
سرانجام پس از 34 سال تلاش بی وقفه امام جعفر صادق(ع) در راه بیان حقایق و معارف دینی، حقیقت دین ـ که دچار انحرافات بسیاری شده بود ـ بار دیگر زنده شد و اصول اعتقادی صحیح دین اسلام تبیین گردید. این حرکت عظیم علمی سبب شد تا هرگونه شک و شبهه پیرامون مسایل دینی رخت بندد و در پی پاسخ های روشن و کافی به حاشیه رانده شود. از آن زمان تاریخ مذهب شیعه با نام مبارک امام جعفر صادق(ع) همراه و ملازم شد.

امام صادق علیه السلام و فرقه های جعلی اسلامی

در دوران امامت امام صادق (ع ) فرقه های زیادی به نام اسلام ، لیکن منحرف از خط امامت و ولایت ، پدید آمده و یا رشد کردند و هر کدام عده ای را به سوی خود جذب کردند. مهمترین و مشهورترین این فرقه ها عبارتنداز :
1 معتزله :فرقه معتزله در اوائل قرن هجری و در دوران امامت امام باقر(ع ) پدید آمد. مَعْبَد جُهَنِیّ، غیلان دمشقی و یونس اسواری نخستین کسانی بودند که نسبت افعالی انسان را به خداوند انکار کردند و گفتند: انسان در انجام افعال خود توانا و مستقل است و خداوند در افعال بندگانش هیچ نقشی ندارد.
امام صادق (ع ) برغم کشمکش ها و اختلافات فکری موجود موفق شد با تعلیمات و راهنماییهای لازم ، پیروان خود را از فرو افتادن در دام جریانات فکری حفظ کند. آن حضرت در گیرودار جدال فکری بین جبریها و قدریها با بیان جمله :
(لا جَبْرَ وَ لاتَفْویضَ وَلکِنْ اَمْرٌ بَیْنَ اَمْرَیْنِ)
نه جبر درست است و نه تفویض، بلکه امری است میان آن دو.
2 مرجئه : فرقه مرجئه پس از شهادت امیرمؤمنان علی(ع ) پدید آمد. این گروه در ابتدابا انگیزه ای سیاسی به وجود آمد و امویان در پدید آوردن آن نقش مؤ ثری داشتند.
آنان ایمان را تنها اعتقاد قلبی می دانستند و معتقد بودند با وجود ایمان ، هیچ گناهی به انسان زیان نمی رساند. کسی که در دل مؤ من به خدا باشد، هر چند با زبان اظهار کفر نماید یا در عملی بت بپرستد و یا طبق آیین یهود و نصارا رفتار کند، چون از دینا رود اهل بهشت خواهد بود
مرجئه با این اعتقاد سخیف ، افراد را در ارتکاب گناهان جری می ساختند و پشتیبان و یاور ستمگران بودند.
در مخالفت با این فرقه حدیثی از امام نقل می نماییم.از امام صادق (ع ) سؤ ال شد حقیقت ایمان چیست ؟ فرمود: (ایمان عبارت است از اعتقادی قلبی، اقرار زبانی و عمل به اعضا و جوارح)
علاوه براین رهنمودهای کلی ، در خصوص (مرجئه ) نیز بیانات صریحی دارند. عمربن معّمری می گوید: امام صادق (ع ) فرمود:
(خداوند، قدریّه را لعنت کند، خداوند حروریّه (خوارج ) را از رحمت خود دور گرداند. خداوند مرجئه را لعنت کند، خدا مرجئه را لعنت کند.)
روای پرسید: قدریه و خوارج را هر کدام یک بار لعنت کردید و لی مرجئه را دو بارفرمود:
(به خاطر اینکه اینان می پندارند کشندگان ما مؤ من هستند. بدین جهت لباس های آنان تا روز قیامت آغشته به خون ماست
3 کیسانیّه :مذهب شیعه ، تا پایان دوران امامت پیشوای سوّم انشعابی پیدا نکرد. پس از شهادت امام حسین (ع )، هر چند اکثریت شیعیان به امامت فرزندش امام سجاد(ع) قائل شدند ولی اقلّیتی ، معروف به (کسانیّه) قائل به امامت (محمدبن حنفیّه )، فرزند حضرت علی (ع )، شدند.
امام صادق (ع ) دربرابر این جریان منحرف موضع گرفت و با بیانات و سخنان روشنگرانه خود ضمن ابطال پندار آنان ، افراد گمراه شده را که زمینه اصلاح و بازگشت به حق در آنان وجود داشت ، هدایت کرد که سیّد حمیری از جمله ایشان بود.
4 غلات در آخر دوران امامت امیر مؤ منان (ع ) و در دوران جامعه اسلامی ، فرقه ای به نام (غلات ) شکل گرفت . این فرقه در اثر پیشگویی ها و معجزاتی که از آن حضرت می دیدند در دوستی خود نسبت به آن بزرگوار غلوّ کرده ، او را به مرتبه خدایی رسانده یا قائل به حلول روح خدایی در وی شدند.
در دوران امام باقر و امام صادق علیهم السّلام که شرایط برای آزادی نشر اندیشه های مختلف بیش ازپیش ‍ فراهم شده بود، فعّالیتهای این گروه نیز افزایش پیدا کرد. و کسانی همچون مغیرة بن سعید و ابوالخطاب به نشر این تفکر کفر آمیز پرداختند. تفکرغلات ، از سوی امامان معصوم بشدّت مورد نفی و انکار قرار گرفت و آن بزرگواران با صراحت ، بیزاری خود را از این فرقه گمراه اعلام کرده ، آنان را سزاوار غضب الهی دانستند.
امام صادق (ع) در باره آنان می فرماید: «گوش ، چشم ، پوست ، گوشت و خون ( خلاصه همه وجود) من از غلات بیزار است . خدا و پیامبرش نیز از ایشان بیزارند. آنان با آیین من و پدرانم رابطه ای ندارند.»
5 صوفیّه : در اوائل قرن دوّم هجری در درون جامعه اسلامی افرادی پیدا شدند که خود را زاهد و صوفی نامیدند.این گروه در راستای اعتقادات باطل و ضدّ اسلامی خود، در بهره گیری از نعمتهای الهی و مواهب طبیعی روش خاصی اتخاذ کردند و چنین وانمود می کردند که روش صحیح و راه دین همان است که ایشان می روند.
آنان مدعی بودند که بطور مطلق و در هر شرایطی باید از نعمت های دنیوی دوری جست . امام صادق در برابر این جریان انحرافی نیز موضعی گرفت و ضمن تأکید و توصیه بر تهذیب نفس و توجه به معنویات و دل نبستن به دنیا و مظاهر آن، رهبران این گروه را افرادی (فاسد العقیده ) و دشمن اهل بیت (ع ) قلمداد کرد. به نقل امام عسکری (ع) از امام صادق (ع) در باره ابوهاشم کوفی (بنیانگذار فرقه صوفیّه ) سؤ ال شد. آن حضرت فرمود: «او مردی فاسد العقیده بود. او کسی بود که مذهبی به نام تصوف اختراع کرد و آن را، راه فراری برای عقیده ناپاک خود قرار داد.»

نیم نگاهی به سران جریان های انحرافی عصر امام صادق(ع)

دشمنان از دوران امام محمدباقر؟ع؟به شدت احساس خطر کردند که اگر جلوی معصومین را نگیرند، حکومتی برای آنان باقی نخواهد ماند؛ لذا در دوران امام صادق؟ع؟با راه اندازی جریانات گوناگون، سد راه امام؟ع؟می شدند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجة الاسلام والمسلمین محمدجواد طبسی، در نشست «امام صادق شناسی»، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه؟عها؟، با اشاره به اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر این امام همام، اظهار داشت: یکی از دوران سخت در میان تمام امامان معصوم، دوران امام صادق؟ع؟بوده و در واقع آن حضرت در مدت 34 سال با جریانات گوناگون مواجه شدند و با قدرت امامت خود توانستند بر این جریانات چیره و مسلط شوند.

* چرایی راه اندازی جریانات منحرف
وی در بیان علل فشارها و جریانات، ابراز داشت: دشمنان از دوران امام باقر؟ع؟به شدت احساس خطر کردند که اگر جلوی معصومین را نگیرند و راه را برای آنان باز بگذارند، حکومتی برای آنان باقی نخواهد ماند؛ لذا بعد از امامت امام باقر؟ع؟و در 34 سال امامت امام صادق؟ع؟، ایشان را هرگز آسوده نگذاشتند و با راه اندازی جریانات گوناگون، سد راه حضرت شدند.
این محقق حوزوی یادآور شد: در زمان امام صادق؟ع؟جریانات گوناگونی وجود داشت و چه بسا ریشه های برخی از این جریان ها به پیش از آن حضرت بر می گردد؛ ولی حکومت عباسی به آن جریانات میدان داده بود تا پیش بیایند و سد راه حضرت شوند؛ لذا نخستین جریانی که در زمان این امام همام به راه افتاد، مسئله دامن زدن به انحرافات فکری بوده و افرادی که دارای این انحرافات بودند را پشتیبانی می کردند.
این کارشناس دینی خاطرنشان ساخت: از جمله کسانی که در آن زمان جزو سردسته منحرفین فکری بوده و دستگاه خلافت به این شخص به دلیل اتهاماتی که به امام؟ع؟وارد می کرد، منصب قضاوت نیز داده بود، «محمدبن مقلاص معروف به ابوالخطاب» بود که این شخص نسبت خدایی به حضرت صادق؟ع؟داده بود و خود را پیامبر مرسل می دانست. حجة الاسلام والمسلمین طبسی تصریح کرد: امام صادق؟ع؟با این افراد که انحرافات عقیدتی داشتند، به شدت مبارزه می کردند و برای این که آنان را منزوی کنند، دستور دادند کسی با آنان نشست و برخاست نکرده و هم غذا نشود؛ ضمنا این افراد را لعن نیز کرده و طرد می کردند. وی ادامه داد: یکی دیگر از این افراد، «بزیع بن موسی» است که فرقه بزیعیه را نیز به او نسبت می دهند و می گویند او از سران الحاد و نفاق بوده و ادعای پیامبری نیز می کرده است.
این استاد حوزه تصریح کرد: «بَشار اشعری» یکی دیگر از این منحرفین می باشد که امام؟ع؟به یکی از یاران خود فرموده بود «اگر به کوفه رفتی؛ هنگامی که بر او وارد شدی به او بگو که امام صادق به تو می گوید: ای فاسق؛ ای مشرک؛ من از تو بیزارم». حجة الاسلام والمسلمین طبسی با بیان این که امام؟ع؟برای این که سخنشان به دیگران نیز برسد، مجبور بودند این اشخاص را لعن و طرد کنند، ادامه داد: از جمله کسانی که در آن زمان از سران انحراف بود، «مغیرةبن سعید» بوده که امام، او را نیز لعن کرد و به شدت از او و یارانش بیزار بود.
وی با اشاره به این که «مغیرة بن سعید» مدعی بود که اسم اعظم در دست اوست و از طریق سحر و جادو در مردم نفوذ کرده بود، گفت: این شخص کتاب های امام صادق؟ع؟را با نیرنگ از دست یاران امام می گرفت و آن چه را می خواست، به این کتب اضافه می کرد و دستور می داد آن ها را در میان یاران و دوستان حضرت پخش کنند و در نتیجه امر را بر مردم مشتبه می کرد.
این پژوهشگر حوزوی اضافه کرد: «ابو منصور عجلی» یکی دیگر از این منحرفین بوده که امام صادق؟ع؟در برابر انبوهی از مردم کوفه از او بیزاری جسته و او را لعنت کردند و فرمودند: او فرستاده ابلیس می باشد. این کارشناس امام شناسی یادآور شد: «گروه های مفوضه، صوفیه و…» از گروه هایی بودند که در زمان امام صادق؟ع؟رشد کرده و با پشتیبانی حکومت به پیش می رفتند و امور را بر مردم مشتبه می ساختند. حجة الاسلام والمسلمین طبسی خاطرنشان کرد: برنامه دومی که از زمان «منصور» شروع و امام دچار آن شده بود، مسئله کشتار، حبس و هجرت های اجباری علوی ها بود که در کتاب «مقاتل الطالبیین» بسیار درباره آن بحث شده است.
* خزانه ای که 100 سر در آن نگه داشته می شد!
کارشناس این نشست با بیان این که منصور، یاران بسیاری از حضرت را به شهادت رساند، تصریح کرد: در داستان زندگی او آمده است، منصور خزانه ای برای خود داشت که درب آن همیشه بسته بود و کسی در آن تردد نداشت. در پایان عمر خود نامه ای نوشت وآن را به عروس خود داد و گفت؛ این نامه را بگیر و هنگامی که من از دنیا رفتم، پسرم را به داخل این خزانه ببر و این نامه را برای او در آن محل بخوان.
در آن نامه نوشته شده بود، من به وسیله کشتن آنان توانستم حکومت کنم و اگر می خواهی به حکومت خود ادامه دهی، کاری را که من انجام دادم در پیش بگیر و به آنان میدان نده.
حجة الاسلام والمسلمین طبسی افزود: از جمله حرکات منصور در زمان امام صادق؟ع؟، میدان دادن به اشخاصی بود که اطلاعات اندکی داشته و از آنان به عنوان علمای دربار استفاده می کرده تا آنان را در مقابل حضرت قرار دهد.
* مقدس مآب های کج فهم
وی با اشاره به یکی دیگر از جریانات عصر امام صادق؟ع؟، ابراز داشت: از جمله جریاناتی که در عصر آن امام همام اتفاق افتاد، وجود مقدس مآب های کج فهم و نفهم بود که توسط دولت بنی عباس پشتیبانی می شدند و در مقابل امام صادق؟ع؟جبهه گیری می کردند. این محقق حوزوی به «سفیان ثوری» اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: این شخص یکی از آن مقدس مآب های کج فهم بود که روزی امام را با لباس کتان در مسجدالحرام دید و پیش خود فکر می کرد امام؟ع؟لباسی گران قیمت بر تن کرده است؛ نزد امام آمد و گفت: پیامبر رضی الله عنه، امام علی؟ع؟و دیگر امامان چنین لباسی به تن نکرده بودند. امام صادق؟ع؟در جواب او فرمودند: نبی مکرم اسلام رضی الله عنه در یک زمان بسیار سخت زندگی می کردند و بعد از امام علی؟ع؟وضعیت مسلمانان مقداری فرق کرد و بهتر شد و هنگامی که وضع بهتر شود، چه کسی بهتر است که از منابع خدایی استفاده کند؟ (قل من حرّم زینة الله) بگو چه کسی زینت خدا را حرام کرده است؟
سپس امام فرمود: این پیراهن که به خیال تو قیمتی است را به خاطر مردم، تنم کردم و این پیراهن زیرین پشمینه را برای خودم به تن نمودم؛ اما تو پیراهن پشمینه را برای فریب مردم به تن کردی؛ اما پیراهن زیرین تو خوب و تمیز است و حال باید گفت؛ عمل چه کسی ریایی است؟
حجة الاسلام والمسلمین طبسی در پایان بیان داشت: امام جعفرصادق؟ع؟در زمان امامت خود با اتهاماتی نیز روبرو بوده است که در جلسات مختلف از خود رفع اتهام کرده و پاسخ های مناسبی به آنان داده اند، مانند اتهام دانستن علم غیب و یا اتهام بیعت گرفتن از مردم که از سوی منصور به ایشان زده شده بود.
آیا عصمت پیامبر و اهل بیت خدادادی محض است
یا اکتسابی و بر اساس لیاقت و امتحان می باشد؟
بدون شک عصمت پیامبران و ائمه بر اساس لیاقت و امتحان است؛ زیرا اگر خدادادی محض باشد، فضیلیت محسوب نمی شود.
نکته اساسی در بحث عصمت این است که باید دید منشأ عصمت در معصومین چیست؟ بنابر اعتقاد شیعیان که با دلایل محکم و قاطع قابل اثبات است، منشأ عصمت معصومین علم قطعی، شهودی و وجدانی به حقایق امور و عواقب اعمال است؛ به طوری که سبب می شود اراده انسان قوی و در نفس او قوه ای ایجاد شود که او را از انجام گناه و لغزش محافظت می کند.
این علم، علمی است که دارنده آن صاحب چشم بصیرتی می شود که عواقب، آثار و لوازم گناه و ترک واجبات را در دنیا و آخرت با تمام وجود لمس می کند. و از انسان موجودی می سازد که در تمام عمرش حتی به اندازه ذره ای با دستورات پروردگارش مخالفت نمی کند و حتی فکر انجام معصیت و یا ترک واجب در مخیله او نمی گنجد.
این مسأله حتی در برخی موارد برای سایر انسان ها نیز اتفاق می افتد؛ مثلا انسانی که می داند در داخل این ظرف زهر خطرناکی است، هرگز از آن نخواهد نوشید و حتی فکر خوردن آن را نیز نخواهد کرد؛ زیرا انسان به کشنده بودن زهر علم قطعی دارد و این علم باعث می شود که انسان ها در تمام عمرشان حتی یک بار مرتکب آن نشوند؛ با این که هر انسانی مختار است و هر وقت که اراده کند می تواند با خوردن خودکشی کند؛ چنان چه هستند انسان های ضعیف النفسی که حتی با دانستن کشنده بودن زهر، با خوردن آن خودکشی می کنند.
و یا مثلا هر انسان عاقل، آگاه و آبروداری که در جامعه دارای منصب و مقام رفیعی است، هرگز اتفاق نمی افتد که بدون لباس و لخت و عریان در ملأ عام ظاهر شود؛ با این که در انجام آن کاملا مختار است؛ اما چون به عواقب آن آگاه است، حتی انجام آن را تصور نمی کند.
معصومین از طرفی علم قطعی به عواقب گناه دارند و از طرف دیگر ذات خداوند را به حقیقت شناخته اند و می دانند که با انجام معصیت، از دستور چه کسی سر پیچی خواهند کرد؛ لذا در تمام طول عمرشان حتی فکر گناه را هم نمی کنند؛ با این که در انجام آن قدرت کامل دارند.
مرحوم شیخ مفید؟ره؟در این باره می فرماید:
العصمة لطف یفعله الله تعالی بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة و ترک الطاعة مع قدرته علیهما.
عصمت، لطفی از جانب خداوند که شامل حال مکلف می شود و او را از وقوع در معصیت و ترک اطاعت باز می دارد؛ با این که آن شخص قادر به انجام آن دو است.(النکت الإعتقادیة، الشیخ المفید، ص37).
برای اثبات این علم برای معصومین دلایل فراوانی وجود دارد؛ از جمله درباره حضرت آدم علی نبیناوآله وعلیه السلام می فرماید: وعلم آدم الأسماء کلها – (البقره/31)
درباره حضرت داود و سلیمان علی نبیناوآله وعلیهماالسلام می فرماید: و لقد آتینا داوود و سلیمان علما و قالا الحمدلله الذی فضّلنا علی کثیر من عباده المؤمنین. و ورث سلیمان داوود و قال یا أیهاالناس علمنا منطق الطیر و أوتینا من کل شیء إن هذا لهوالفضل المبین – (النمل/ 15ـ16).
و نیز می فرماید:عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا. إلا من ارتضی من رسول – (الجن/26ـ27).
درباره حضرت یوسف علی نبیناوآله وعلیه السلام می فرماید:و لمّا بلغ أشدّه آتیناه حکما و علما و کذلک نجزی المحسنین. و راودته التی هو فی بیتها عن نفسه و غلّقت الأبواب و قالت هیت لک قال معاذالله إنّه ربّی أحسن مثوای إنّه لایفلح الظالمون. و لقد همّت به وهم بها لولا أن رأی برهان ربّه کذلک لنصرف عنه السّوء و الفحشاء إنّه من عبادنا المخلصین. (یوسف/22ـ23).
و باز درباره حضرت یوسف علی نبیناوآله وعلیه السلام می فرماید: و إلاّ تصرف عنّی کیدهنّ أصب إلیهنّ وأکن من الجاهلین- (یوسف/33).
هم چنین از زبان حضرت یعقوب علی نبیناوآله وعلیه السلام وقتی که فرزندانش وی را به خاطر گریه بر حضرت یوسف ملامت می کردند، می فرماید: قال إنّما أشکو بثّی وحزنی إلی الله و أعلم من الله ما لاتعلمون – (یوسف/86).
و درباره حضرت لوط علی نبیناوآله وعلیه السلام می فرماید: و لوطا آتیناه حکما و علما و نجّیناه من القریة التی کانت تعمل الخبائث – (الأنبیاء/74).
و درباره رسول گرامی اسلام؟ص؟می فرماید: لئن اتّبعت أهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی و لانصیر – (البقره/120).
و لئن اتّبعت أهواءهم من بعد ما جاءک من العلم إنّک إذا لمن الظالمین- (البقره/145).
این علم الهی خاص، لطفی است که خداوند به بندگان برگزیده خودش عطا کرده و سبب و منشأ ایجاد ملکه تقوی تا عالی ترین درجه آن؛ یعنی عصمت شده است. مثلا درباره
حضرت یوسف؟ع؟همین علم باعث شد که مرتکب فاحشه نشود؛ با این که کاملا در انجام آن مختار بوده است.

گام 2 - پنج روش امام صادق علیه السلام در مقابله با انحرافات اعتقادی

پنج روش امام صادق علیه السلام در مقابله با انحرافات اعتقادی

آشفتگی فرهنگی در زمان امام صادق علیه السلام باعث شده بود تا امامت در جایگاه حقیقی خود در جامعه قرار نگیرد، و در مردم جامعه از منبع اصیل و سرچشمه عرفان حقیقی محروم شدند و در این شرایط فرقه ها و جنبش های فرهنگی بسیاری در جامعه شکل گرفت و پیروانی پیدا کرد.

اوضاع فرهنگی عصر امام صادق علیه السلام؟
زمان امام صادق نوعی آشفتگی فرهنگی وجود داشت زیرا از یک سو نظام سیاسی بنی امیه رو به زوال بود و از سوی دیگر قلمرو جغرافیایی جهان اسلام گسترش یافته و فرهنگ ها و افکار مختلفی با افکار اسلامی امیخته شده بود. و در این شرایط امامت در جایگاه حقیقی خود در جامعه قرار نداشت و دست اهل بیت از زمام امور کوتاه بود. مجموع این عوامل شرایطی را به وجود آورده بود که فرقه ها و جنبش های فرهنگی بسیاری در جامعه شکل می گرفت و پیروانی پیدا می کرد.
زمینه های شکل گیری صوفی گری؛ عرفان های نوظهور و ساختگی در عصر حضرت؟
تصوف فرقه ای با وجود کسانی مثل حسن بصری و سفیان صوری در همین دوره ها به تدریج پایه گذاری شد. مرجئه نیز نوعی نگاه شبه عرفانی به مسائل داشتند و می گفتند هر کس دلش پاک باشد و ایمان به خدا در دلش باشد، دیگر مهم نیست که عملش چگونه است و رستگار خواهد شد.
این گونه جریان ها به علت محدودیت اهل بیت و نرسیدن معارف حقیقی به دست مردم پدید می آمد. مشکل اصلی در توسعه جغرافیایی سرزمین های اسلامی و مواجهه مسلمانان با غیر مسلمانان نبود. این رویارویی ها می توانست به بارور شدن اندیشه دینی منتهی شود، در صورتی که تدبیر جامعه اسلامی به دست امامان بود و از این فرصت هایی که برای اندیشیدن و تضارب آرا پیش می آمد، استفاده های تربیتی و آموزشی مناسب صورت می گرفت. بنابراین مهمترین علت پیدایش این جریان ها جابجایی قدرت از امامت به امارت بود. بنی امیه و بنی عباس مانع از تأثیر گذاری مناسب و گسترده ی دانش امامت در جامعه شدند و در این خلاء فرقه ها رشد کردند و زمینه های انحراف را پدید آوردند.
آیا این نحل های فکری مورد استقبال حکومت و مردم بودند؟
بله برخی از این فرقه ها با منافع و اهداف حکومت سازگار بودند. حاکمان عیاش و بی مبالات از افکاری مثل مرجئه خیلی خوششان می آمد و برای ترویج آن هزینه و فرصت سازی می کردند. یک حاکم عیاش به راحتی می توانست ادعای ایمان کند و بعد هر کاری که می خواهد انجام دهد و بعد با تکیه به پندارهای مرجئه خود را رستگار بداند. همچنین نگرش های جبر گرایانه که رگه هایی از آن در مرجئه و گاهی صوفیان دیده می شد، باری سیاست مداران جالب بود و قدرت و مشروعیت آنها را توجیه می کرد. با این عقاید نادرست آنها مردم را متقاعد می کردند که قدرت و حکومت ما خواست خداست و شما باید مطیع حکومت باشید. این ارائه الهی است که ما حاکم هستیم و شما محکوم و بهتر است که همه تسلیم خدا باشیم. این نگرش های به ظاهر معنوی اسبابی باری توجیه سلطه ی قدرت های نامشروع بود و به طور طبیعی آنها از این افکار حمایت می کردند.
روش های تبلیغی ایشان چگونه بود؟
این جریان ها معمولا به صورت سینه به سینه و تشکیل محافل خصوصی توسعه پیدا می کنند. در گذشته چنین بود و امروز هم شبه جنبش های معنوی نوظهور بیش از همه از این روش ها استفاده می کنند. و سایر روش ها مثل انتشار کتاب و مجله و یا فعالیت در فضای مجازی برای کمک به همین روش سینه به سینه و روش محفلی است.
امام صادق علیه السلام چگونه با این جریان مقابله کرد؟
امام صادق پنج روش کلی را در مقابله با این جریان ها پایه گذاری و اجرا کردند. نخست آموزش عمومی که بر اساس ترویج معارف اسلامی استوار بود. دوم تربیت و آموزش نخبگان، در این مرحله ایشان به طرح شبهات جریان های انحرافی و روش پاسخ گویی به آنها می پرداختند و کسانی مثل هشام بن حکم محصول این راه کار امام هستند. سومین روش بازداری تربیتی است. امام به مردم توصیه می کردند که فرزندانشان را از همشینی با مرجئه و غلات و سایر جریان ها و افکار انحرافی دور نگه دارند. چهارمین روش گفتگو و مناظره در مواجهه با کسانی که خارج از قلمرو اندیشه اسلامی فعالیت می کردند، کسانی که مادی گرا بودند یا پیروان ادیان و اندیشه های دیگر. پنجمین روش امام برخورد قاطع و سرسخت با کسانی بود که در متن تفکر اسلام و حتی شیعی دست به انحراف و کژاندیشی زنده بودند مثل غلات. امام بدون هیچ بحث و مناظره ای آنها را کافر و کشتن آنها را لازم می دانستند.
درس هایی که ما می توانیم از سیره علمی و عملی امام در مقابله با عرفان های نو ظهور در عصر کنونی بگیریم چیست؟
روش های امام یک مجموعه است که باید هماهنگ اجرا شود اگر از اول برویم سراغ روش پنجم کار درستی نکرده ایم و نتیجه عکس می گیریم. باید این روش ها با هم و هماهنگ اجرا شود. اموزش عمومی بر اساس معارف دین آموزش نخبگان برای توانمند سازی آنها جهت مقابله با شبهات و پاسخ گویی به سوالات. کاهش ارتباط جریان های انحرافی با بدنه ی جوان جامعه و برگزاری جلسات مناظره و گفتگوی آزاد با سران جریان های انحرافی و در نهایت برخورد قاطع با مغرضان این مجموعه یک برنامه کامل مقابله با انحرافات فرهنگی و فکری است.
وضعیت کنونی ایران در رابطه با ظهور این نوع عرفان ها چگونه می باشد؟
در حال حاضر جریان های زیادی در کشور فعالیت می کنند و متأسفانه دیده نمی شوند. زیرا توانسته اند خود را در پس چهره ای مقبول پنهان کنند و تحت عناوین دیگر فعالیت های خود را توسعه دهند. با اسم آموزش، کار فرهنگی و غیره عرفان های کاذب و معنویت های نوظهور ترویج می شود و گاهی موفق می شوند از سرمایه های عمومی و رسانه ملی نیز برای تبلیغ استفاده کنند.
یک تفاوت زمان با زمان امام صادق علیه السلام پیدا کرده و آن اینکه در دوره امام حکومت مخالف امام و دین بود ولی الان این رویارویی وجود ندارد. لذا در کنار آموزش نخبگان علمی باید آموزش نخبگان سیاسی و کسانی که دستی در قدرت و حکومت دارند، در دستور کار قرار گیرد. آنها باید جریان های انحرافی را بشناسند تا نه به سوی آن گرایش پیدا کنند و نه از روی بی خبری و نادانی اسباب ترویج آنها را فراهم سازند. این یک کار ضروری و زمین مانده در وضعیت کنونی ماست.
حوزه در این مسیر چگونه عمل کرد؟
حوزه برنامه های عادی خود را دارد و برای این شرایط اضطراری برنامه ریزی خواصی نداشته است. البته کمی آموزش کارشناس و نخبگان علمی مورد توجه بوده ولی آنچه باید بشود هنوز اتفاق نیافتاده و برنامه ای هم وجود ندارد.

گام 3 - تقابل مشی ائمه(ع)با سکولاریزم- امام صادق(ع)

تقابل مشی ائمه(ع)با سکولاریزم- امام صادق(ع)

امامت امام صادق(ع) در دوره ای واقع شد که مصادف با افول سلسله امویان، ظهور حکومت عباسیان و شورش های پراکنده در امپراتوری اسلامی بود، هر دسته و گروهی مدعی حکومت بودند و از راهکارهای گوناگون می خواستند بدان دست یازند. در این میان، ابومسلم خراسانی و ابوسلمه از سران شورشی می خواستند از اعتبار و وجاهت امام صادق(ع) و سایر شخصیت ها در رسیدن به آرزوی خود، نهایت استفاده را نمایند. لذا، نامه هایی به امام صادق(ع) و دیگران مانند عبدالله بن الحسن بن الحسن برای برعهده گرفتن حکومت فرستادند تا بدین سان، حمایت و تایید امام(ع) را جلب نموده و به اقدام خود مشروعیت بخشند.
امام(ع) نامه ابومسلم را در آتش سوزاند. مهدی بازرگان این اقدام امام را دلیل بر تفکیک دین و حکومت می داند و می گوید: «امام صادق وقتی نامه ابومسلم خراسانی، شورشگر نامدار ایرانی، علیه بنی امیه را دریافت می دارد که از او در دست گرفتن خلافت دعوت و تقاضای بیعت نموده بود، جوابی که امام به نامه رسان می دهد، سوزاندن نامه روی شعله چراغ است.»
تحلیل و ارزیابی
هر چند از مطالب پیشین، وهن استدلال های مزبور روشن شد، اما به اختصار، به برخی از نکات تاریخی و خاص اشاره می شود:
1. نبودن زمینه حکومت: امام صادق(ع) از نبود شرایط و زمینه لازم برای به دست گرفتن حکومت کاملا آگاه بود و بهترین راه برای خدمت به اسلام و مسلمانان را انقلاب علمی و فرهنگی تشخیص داد و از فضای آزاد جامعه، که معلول رقابت مدعیان حکومت بود، نهایت استفاده را در نشر آموزه های ناب مذهب تشیع کرد که رهاورد آن تربیت بیش از چهارهزار عالم دین و ابلاغ هزاران روایت بود که امروز مکتب تشیع از ان به خود می بالد.
در این مختصر، مجال آن نیست که دست به تحلیل تاریخی بزنیم، فقط برای تایید مدعای خود، به سخن امام(ع) بسنده می شود:
امام صادق(ع) نه تنها خود، نامه ابومسلم را در شعله چراغ سوزاند، بلکه به عبدالله – که او نیز نامه ابومسلم را دریافت کرده و بدان پاسخ مثبت داده بود – سفارش نمود که مبادا به نامه او پاسخ مثبت دهد و فریب ابومسلم را بخورد. در توضیح بیش تر، امام به او خاطر نشان نمود که بنی عباس این اجازه را به تو و فرزندان امام حسن(ع) و همچنین به فرزندان امام حسین(ع) نخواهند داد که بر مسند حکومت بنشینند. اما عبدالله به جای پند گرفتن از نصیحت امام، حضرت را متهم به حسادت در حکومت نسبت به خودش نمود و به فکر حکومت افتاد.
 نتیجه آن هم این شد که سفاح پس از کشته شدن ابوسلمه، سراغ عبدالله و یارانش آمد و همه آن ها را یا کشت یا گرفتار نمود.
از این نصیحت امام، انگیزه کناره گیری ایشان از حکومت روشن می شود که انگیزه مهم و عام آن فقدان زمینه لازم برای به دست گیری حکومت است. حضرت در پاسخی که به نامه ابوسلمه نوشت، به این نکته تاکید کرد: «ولا الزمان زمانی » و در پاسخ ابومسلم، این شعر زیرا خواند:
«ایا موقدا نارا لغیرک ضوءها و یا حاطبا فی غیر حبلک تحطب »
یعنی: ای کسی که آتش روشن می کنی، بدان که نور آن نصیب دیگران خواهد شد و ای کسی که هیزم جمع می کنی، بدان که آن را در ریسمان دیگری می آویزی.
منظور حضرت از این سخن آن بود که هر تلاش و کوششی برای حکومت با موفقیت همراه نخواهد بود و چه بسا طعم پیروزی آن را دیگران خواهند چشید.
2. نبود یاران وفادار: یکی از علل دست نزدن امام صادق(ع) به قیام، نبود یاران و انصار وفادار بود که تاریخ آن را ضبط کرده و خود امام هم بدان اشاره داشته است:
شخصی به نام سدیر صیرفی از امام دلیل سکوت آن حضرت را در قبال حکومت سؤال کرد. حضرت با اشاره به گله ای که در آن نزدیکی بود، فرمود: «به خدا قسم، اگر من به اندازه همین گله (که عدد آن به هفده می رسید) یار باوفا داشتم، هرگز درنگ نمی کردم.»
3. مقاصد سیاسی دعوت کنندگان: مدعیان سکولار از عدم پاسخ امام به نامه ها و تقاضاهای بیعت، به عنوان دلیلی برای نظریه خود یاد می کنند. اما به پاسخ منفی امام، که انگیزه عدم قیام را تبیین می کند، اشاره ای نمی نمایند و از آن می گذرند; جایی که امام صادق(ع) در پاسخ ابوسلمه، به دو دلیل اشاره می کند: یکی عدم فرار رسیدن زمان مناسب – که اشاره شد – و دیگری عدم صداقت دعوت کنندگان. به بیانی دیگر، دعوت کنندگان نمی خواستند امام بر مسند کومت بنشیند، بلکه می خواستند از امام به عنوان پل پیروزی خود سود جویند. از این رو، امام با تفطن و اشراف بر این نکته، به ابوسلمه می گوید: تو که از طرفداران و یاران واقعی ما نیستی، چه انگیزه ای از دعوت خود داری; «ما انت من رجالی.» این پاسخ امام انگیزه سودجویانه و فریبکاری دعوت کننده را مشخص می کند.
4. تصریح به مشروعیت الهی: نکته آخر این که امام(ع) در موارد گوناگون، به مشروعیت الهی امامت و حکومت خود، تاکید و تصریح ورزیده است و از این روایات، نه تنها نظریه انتصاب استنتاج می شود، بلکه روایات مزبور تفسیر کننده برخی از مواضع امام است که در آن ها، حضرت از مداخله در حکومت امتناع می کرد (و پیش تر بیان شد.)امام صادق(ع) درباره حق حاکمیت و این که آیا آن حق متعلق به خدا و رسولش است یا مردم، می فرماید: «ان الله عزوجل فوض الیه(ص) امر الدین و الامة لیسوس عباده.»
در این روایت، سخن از انتقال حق حاکمیت امت و تدبیر امور مردم (سیاست) از سوی خداوند به پیامبر(ص) است که بیانگر اندیشه سیاسی اسلام و امام می باشد.
در روایت دیگر، خودشان را سیاستمدار شهرها می خوانند: «نحن سادة العباد و ساسة البلاد.»
به نظر می رسد با توجه به نکات یاد شده و همچنین روایات خود امام صادق(ع)، شبهه جدا انگاشتن حکومت و دین و انتساب آن به امام صادق(ع) ادعایی بدون دلیل است.

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب


تازه‌ترین جزئیات از ساخت داروی “درمان تومور مغزی” توسط متخصصان ایرانی; رئیس مرکز تحقیقات صرع دانشگاه مونستر آلمان تازه‌ترین جزئیات از ساخت داروی “درمان تومور مغزی” توسط متخصصان ایرانی با عنوان “نانودارو کورکومین” را تشریح کرد. پروفسور علی ‌گرجی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در استان تهران، در پاسخ به این سؤال که نانوداروی کورکومین چگونه می‌تواند با تومور مغزی مبارزه کند، اظهار داشت: نانوداروی کورکومین که ماده اصلی آن زردچوبه است برای درمان سرطان مغز به‌کار می‌رود و حتی در علم قدیم و طب سنتی زردچوبه داروی ضدالتهاب معرفی شده و در تحقیقات زیادی که روی سلول‌های سرطانی مختلف انجام شده است ثابت شد زردچوبه نه‌فقط برای سرطان مغز بلکه در درمان سرطان‌های دیگر مانند سرطان پستان و سرطان روده هم مؤثر است.

خبرگزاری فارس: رابطه‌بازان و مفسدان در آینده کشور هیچ جایی ندارند; رئیس قوه قضائیه در مراسم تشییع شهدا، گفت: خون شهدا این نظام را تضمین کرده است، آینده از آنِ متقین است و پولداران و رابطه‌بازان و مستکبران و مفسدان در آینده هیچ جایی ندارند.