ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

2 × 2 =

بستن

صرافی ملی ایران قیمت لحظه‌ای آخرین بروز رسانی 10:01:02*** 1398/06/26: قیمت فروش دلار 11450 تومان و قیمت فروش یورو 12750 تومان

تیتر اصلی روزنامه ها سه شنبه 1398/06/26::: مردم سالاری: شایعه کاهش تحریم; بلومبرگ به نقل از منابع آگاه مدعی شد که رئیس جمهور آمریکا ممکن است کاهش تحریم‌های ایران را به عنوان مقدماتی برای دیدار با رئیس جمهور ایران بررسی کند. *** شرق: سانتریفیوژهای جدید در گام سوم *** ایران: فروغ دیپلماسی غروب تندروی; «آتش به خانه افتاده است» شاید بهترین وصف این روزها برای امریکایی باشد که بعد از فراز و نشیب سال‌های اخیر در مناسباتش با ایران در بازتکرار سیاست منزوی کردن آن و همراه کردن متحدان بزرگ اروپایی‌اش ناکام مانده است. *** اطلاعات:  امروز باید ندای مردم را بهتر بشنویم; مردم به اندازه کافی با غصه و سختی‌ مواجه‌ هستند؛ نباید اجازه داد که براساس بی‌دقتی‌ها غصه جدیدی بر مردم وارد شود *** ابتکار: احمد داود اوغلو به طور رسمی از حزب عدالت و توسعه کناره‌گیری کرد; اردوغان در مسیر انزوا; رویارویی رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهوری ترکیه با اکرم امام اوغلو کاندید حزب مخالف در انتخابات شهرداری‌های استانبول، اکنون علاوه بر هزینه‌های سیاسی و اجتماعی برای او، به شکاف اساسی در حزب عدالت و توسعه نیز دامن زده است. *** کیهان: سحر خدایاری را همان‌هایی‌کشته‌اند که برایش اشک تمساح می‌ریزند! پس از مانور‌های مبتنی بر دروغ عده‌ای از نمایندگان مجلس، رسانه‌ها، سلبریتی‌ها و… در ماجرای خودسوزی یک دختر جوان در روزهای اخیر، با شفاف شدن ماجرا اکنون برخورد با دروغ‌پردازان و کسانی که دست به سوءاستفاده از مرگ این دختر زدند تبدیل به یک مطالبه عمومی شده است. *** دنیای اقتصاد: عقبگرد ترامپ از تحریم‌ ایران؟ پس‌لرزه‌های برکناری جان بولتون از سمت «مشاور امنیت ملی کاخ سفید» همچنان ادامه دارد و تحلیل‌ها و گزارش‌های مختلفی درباره ریشه این برکناری جنجالی منتشر می‌شود. رسانه‌های آمریکایی در گزارش‌هایی، تمایل ترامپ برای عقبگرد از تحریم‌های ایران با هدف آغاز مذاکرات با تهران را دلیل اصلی اخراج جان بولتون از کاخ سفید توصیف کرده‌اند.

چگونه امام حسین (ع) به یزید در مورد بیعت کردن پاسخ دادند؟

چگونه امام حسین (ع) به یزید در مورد بیعت کردن پاسخ دادند؟

1

 

حسین بن علی در دوره کودکی از محبت و علاقه فراوان پیامبر برخوردار بود. در دوره خلافت امام علی در کنار ایشان بود و در جنگ‌های آن دوره شرکت داشت. در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو او بود و پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه در قید حیات بود، به پیمان ایشان با معاویه وفادار ماند؛ اما پس از مرگ معاویه بیعت با یزید را مشروع ندانست.

مطالب مرتبط


گام 1 - دلایل بیعت نکردن امام حسین

دلایل بیعت نکردن امام حسین

1. تثبيت خلافت موروثي  وتایید تمام کارهای آنان:
اگر امام حسين ـ عليه السلام ـ با يزيد بيعت مي کرد اين پيامد به نام ائمه و سيره نبوي تمام مي شد. لذا براي حق و عدل هيچ جايگاهي وجود نداشت، بلکه حکومت هاي موروثي در اسلام مشروع مي شد.
پس از آن که اصحاب امام حسن ـ عليه السلام ـ سستي نشادن دادند و آن حضرت را ياري نکردند، امام ـ عليه السلام ـ مجبور شد که با معاويه پيمان صلح امضاء کند و حکومت را به معاويه واگذار نمايد. از جمله شروط اين صلح نامه اين بود که معاويه حق ندارد براي خودش جانشين تعيين کند، بلکه پس از مرگ وي مسلمان ها باشند و اختيار خودشان و آن کسي را که صلاح مي دانند به خلافت انتخاب کنند و به عبارت ديگر به دنبال آن کسي که تشخيص مي دهند و از طرف پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ منصوب شده است، بروند. اما معاويه صريحاً به آن عمل نکرد (مانند همه شروط ديگر) بلکه امام حسن ـ عليه السلام ـ را مخصوصاً با مسموميّت کشت و از بين برد که ديگر موضوعي براي اين ادعا باقي نماند و به اصطلاح مدّعي در کار نباشد.
بنابراين، معاويه در اواخر عمرش، وليعهدي يزيد را مطرح ساخت و به همين منظور سفري به مدينه کرد تا از مردم مدينه، به ويژه بزرگ اين شهر که در رأس آنها امام حسين ـ عليه السلام ـ قرار داشت، بيعت بگيرد. وي پس از ورود به اين شهر، با امام حسين ـ عليه السلام ـ و عبدالله بن عباس، ديدار کرد و طي سخناني موضوع وليعهدي يزيد را پيش کشيد و کوشش کرد که موفقت آنها را نسبت به اين موضوع جلب کند. امام حسين بن علي ـ عليه السلام ـ به شدت با وليعهدي يزيد مخالفت کرد.
معاويه هنگام مردن، سخت نگران وضع پسرش يزيد بود و نصايحي به وي کرد. گفت: تو براي بيعت گرفتن با عبدالله بن زبير اين طور رفتار کن، با عبدالله بن عمر آن طور رفتار کن، با حسين بن علي ـ عليه السلام ـ اين گونه رفتار کن. مخصوصاً دستور داد با امام حسين ـ عليه السلام ـ با رفق و نرمي زيادي رفتار کند. او فرزند پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است، مکانت عظيمي در ميان مسلمين دارد و بترس از اين که با حسين بن علي ـ عليه السلام ـ با خشونت رفتار کني.
وقتي که معاويه از دنيا رفت، يزيد به وصيت او اعتنا نکرد و براي فرماندار مدينه که وليد بن عُتبه بن ابوسفيان بود، چنين نوشت: «… اي وليد! بدون درنگ از حسين بن علي ـ عليه السلام ـ بيعت بگير و به هيچ وجه به وي مهلت نده».
بنابراين، يکي از چيزهايي که امام حسين ـ عليه السلام ـ با آن مواجه بود، تقاضاي بيعت با يزيد بن معاويه اين چنين بود که گذشته از همه مفاسد ديگر، دو مفسده در بيعت با اين آدم بود که حتي در مورد معاويه وجود نداشت: يکي اين که بيعت با يزيد، تثبيت خلافت موروثي از طرف امام حسين ـ عليه السلام ـ بود؛ يعني مساله خلافت يک فرد مطرح نبود، مساله خلافت موروثي مطرح بود. دوم اين که شخص خاص يزيد به گونه اي نبود که امام حسين ـ عليه السلام ـ نواده پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ او را با بيعت تأييد کند. اگر بيعت مي کرد پيامد بسيار منفي در جامعه بود که هميشه اشخاص فاسق مورد تأييد عدالت پيشگان شود، در اين صورت از توحيد و عدالت هيچ نشاني باقي نبود.
يزيد که پيش از رسيدن به حکومت، اسير هوس ها و پايبند تمايلات افراطي خود بود، بعد از رسيدن به حکومت نيز نتوانست حداقل مثل پدرش معاويه، ظواهر اسلام را حفظ کند، بلکه در اثر روح بي پروايي و هوسبازي که داشت علناً مقدسات اسلامي را زير پا مي گذاشت و در راه ارضاي شهوات خود از هيچ چيز فرو گذاري نمي کرد.
يزيد، علناً شراب مي خورد و تظاهر به فساد و گناه مي کرد. او وقتي که در شب نشيني ها و بزم هاي اشرافي مي نشست و به باده گساري مي پرداخت، بي باکانه اشعاري بدين مضمون مي سرود:
«ياران هم پياله من! برخيزيد و به نغمه هاي مطربان خوش آواز گوش دهيد و پياله هاي شراب را پي در پي سر بکشيد و بحث و مذاکره علمي و ادبي را کنار بگذاريد. نغمه هاي ساز و آواز، مرا از شنيدن (اذان) و نداي (الله اکبر) باز مي دارد و من حاضرم حوران بهشتي را با خم شراب، عوض کنم!».
2. امر به معروف و نهي از منکر
امام ـ عليه السلام ـ با عدم بيعت يک ارزش مهم را نيز احيا کرد و به آيندگان فهماند که در برابر چنين آزادي از جان و خانواده گذشتن مشروع است. اين يک درس مهم تاريخي است. لذا فرمود: «… من نه از روي خود خواهي و سرکشي و هوسراني (از مدينه) خارج مي شوم و نه براي ايجاد فساد و ستمگري، بلکه هدف من از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت جدّم و منظورم امر به معروف و نهي از منکر است و مي خواهم سيره جدّم رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و پدرم علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ را در پيش گيرم…».
همچنين امام حسين ـ عليه السلام ـ هنگام عزيمت به سوي عراق در منزلي به نام «بيضه» خطاب به سپاه حُرّ، خطبه اي ايراد کرد و طي آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
«مردم! پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: هر مسلماني با سلطان ستمگري مواجه شود که حرام خدا را حلال شمرد و پيمان الهي را درهم مي شکند، با سنت و قانون پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از درِ مخالفت درآمده، در ميان بندگان خدا، راه گناه و معصيت و عدوان و دشمني در پيش مي گيرد، ولي او در مقابل چنين سلطاني، با عمل و يا با گفتار، اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که اين فرد (ساکت) را به کيفر همان ستمگر (آتش جهنم) محکوم سازد.
مردم! آگاه باشيد، اينان (بني اميه) اطاعت خدا را ترک و پيروي از شيطان را بر خود فرض نموده اند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده، فئ را (که مختص به خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است) به خود اختصاص داده اند و من به هدايت و رهبري جامعه مسلمانان و قيام بر ضد اين همه فساد و مفسدين که دين جدّم را تغيير داده اند، از ديگران شايسته ترم…».
و نيز امام حسين ـ عليه السلام ـ در راه عراق در منزلي به نام «ذي حُسُم» در ميان ياران خويش، به پا خاست و خطبه اي بدين شرح ايراد فرمود:
«… جداً اوضاع زمان دگرگون شده، زشتي ها آشکار و نيکي ها و فضيلت ها از محيط ما رخت بر بسته است و از فضيلت ها جز اندکي مانند قطرات ته مانده ظرف آب باقي نمانده است. مردم در زندگي پست و ذلت باري به سر مي برند و صحنه زندگي، همچون چراگاهي سنگلاخ و کم علف، به جايگاه سخت و دشواري تبديل شده است. آيا نمي بينيد که ديگر به حق عمل نمي شود و از باطل خودداري نمي شود؟ در چنين وضعي جا دارد که شخص با ايمان (از جان خود گذشته) مشتاق ديدار پروردگار باشد، در چنين محيط ذلت بار و آلوده اي، مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز رنج و آزردگي و ملال نمي دانم…».
پس علل عدم بيعت و سازش امام ـ عليه السلام ـ را مي توان در همان مفاسدي جستجو کرد که جامعه را فرا گرفته بود که بيعت امام ـ عليه السلام ـ به معناي تأييد اين اوضاع بود. لذا امام ـ عليه السلام ـ از بيعت سر باز زد و راهي در پيش روي آيندگان گذاشت تا هرگز به آن شرايط راضي نباشند.

گام 2 - علل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید

علل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
تاریخ، حوادث تلخ و شیرین بى شمارى را به یاد دارد که از درون آن قهرمانان فراوانى سر بر آورده اند، ولى هیچ حادثه اى به اندازه حادثه عاشورا جاودانه و تاریخ ساز نبوده است. گرچه این حادثه در مکانى معیّن و زمانى محدود اتفاق افتاد، اما شعاع آن همه عالم را فرا گرفت. این ویژگى خاص  
مى طلبد که درباره واقعه اى با این عظمت و پیرامون آن، پژوهش و تحقیق جامعى صورت گیرد. این نوشتار مى کوشد تا به طور مختصر به یکى از زوایاى این نهضت ماندگار یعنى دلایل عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید بپردازد و تحقیق گسترده تر را بر عهده پژوهش گران عزیز قرار دهد. 
داده هاى تاریخى نشان مى دهد امام حسین (ع) در برابر حکومت وقت دو راه بیشتر نداشت:   
 1 –   قیام
 2 –   بیعت
نتیجه قیام، شهادت و یا تشکیل حکومت بود و نتیجه بیعت، ذلت و نابودى اسلام. 
امام (ع) قیام را انتخاب کرد و هدف خود را امر به معروف و نهى از منکر دانست و بارها از محو دین و ظهور بدعت سخن گفت و خطرات امویان را گوشزد کرد. از سوى دیگر، همگان را نیز به قیام علیه یزید و ستم گران فراخواند. نتیجه قیام امام حسین (ع) احیاى اسلام، انقراض حکومت اموى(5) و نهادینه کردن فرهنگ عزت مندى بود، به گونه اى که گفته شده است: «ان الاسلام محمدى الحدوث، حسینى البقاء».
موسیو ماربین آلمانى مى گوید:  
«حسین با قربانى کردن عزیزترین افراد خود… به دنیا درس فداکارى آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ، ثبت و در عالم، بلند آوازه ساخت و اگر چنین حادثه اى پیش نیامده بود، قطعاً اسلام به حالت کنونى باقى نمى ماند و ممکن بود یک باره اسلام و اسلامیان محو و نابود گردند.»
امام حسین (ع) با شرکت در یک جنگ نابرابر به شهادت رسید و اهل بیت او را به اسارت بردند، ولى به قول استاد شهید مطهرى (ره) آن حضرت به اهداف خود دست یافت. این در حالى است که اگر امام با یزید بیعت مى کرد، نه تنها به آرمان ها و اهداف خود دست نمى یافت؛ بلکه بیعت او آثار منفى متعددى را در پى داشت، که به مواردى اشاره مى کنیم:
1) تثبیت حکومت غیر مشروع امویان 
امویان در صدد بودند حکومت خود را موروثى کنند. روزى ابوسفیان خطاب به افراد قبیله خود گفت: «یا بنى امیّة! تلقّفوها تلقف الکرة…؛ اى فرزندان امیه! با خلافت اسلامى مانند توپ، بازى کنید و آن را به یک دیگر پاس دهید.»
معاویه نیز سعى کرد با بهره گیرى از زر و زور و تزویر، حکومت امویان را حفظ کند، از این رو ولایت عهدى یزید را مطرح کرد و با بیعت گرفتن براى او، کوشش نمود به اهداف خود دست یازد. بى تردید حکومت یزید بر اساس لیاقت و مشروعیت الهى و مقبولیت مردمى تشکیل نشد، چرا که او ویژگى هاى یک رهبر اسلامى را نداشت. مردم و به ویژه خردمندان جامعه یزید را مى شناختند و او را فاسق و فاقد مدیریت مى دانستند. حتى طرف داران معاویه نیز به این مطلب آگاهى داشتند و بر او خرده گرفتند. هنگامى که معاویه به «زیاد»، فرمان دار مدینه نامه نوشت که براى یزید بیعت بگیرد وى در جواب نوشت: یزید، مردى است که با سگ ها و میمون ها بازى مى کند و جامه هاى رنگارنگ مى پوشد و پیوسته شراب مى نوشد… اگر مردم را به بیعت وى بخوانیم به ما چه خواهند گفت؟ در حالى که هنوز مردانى چون حسین بن على (ع) و عبد الله بن عباس… در میانشان هستند. امام حسین (ع) نیز در نامه اى معاویه را به دلیل طرح رهبرى یزید نکوهش کرده و از وى به شراب خوار و فاسق یاد کرده است.
معاویه در زمان خود موفق نشد از امام حسین (ع) براى یزید بیعت بگیرد، اما به یزید سفارش کرد از شخصیت هایى مانند عبد الله بن زبیر و امام حسین (ع) بیعت بگیرد. البته به او توصیه نمود با امام حسین (ع) با خشونت رفتار نکند، زیرا امام موقعیت اجتماعى خاصى دارد.
بیعت امام با یزید دو فایده براى حکومت داشت: یکى، زمینه بیعت دیگران را فراهم مى کرد و دوم، موجب مشروعیت حکومت یزید مى شد و زمینه موروثى شدن حکومت امویان را آماده مى نمود.
بعد از مرگ معاویه، یزید به ولید بن عتبه، استان دار مدینه دستور داد که از امام (ع) بیعت بگیرد. آن حضرت در جواب ولید فرمود: ما از خاندان نبوت و معدن رسالت و جاى گاه رفیع رفت و آمد فرشتگانیم، در حالى که یزید مردى است فاسق، مى گسار و قاتل بى گناهان؛ او کسى است که آشکارا مرتکب فسق و فجور مى شود. بنابر این هرگز شخصى چون من، با مردى همانند وى بیعت نخواهد کرد.
استاد شهید مطهرى مى نویسد: «گذشته از مفاسد دیگر، دو مفسده در بیعت این آدم بود که حتى در مورد معاویه وجود نداشت: یکى، بیعت با یزید، تثبیت خلافت موروثى [امویان ] از طرف امام حسین (ع) بود؛ یعنى مسئله خلافت یک فرد نبود؛ مسئله خلافت موروثى مطرح بود. مفسده دوم مربوط به شخص خاص یزید بود… .»
اما عدم بیعت امام حسین (ع) موجب نابودى حکومت امویان شد. بررسى تاریخ حکومت بنى امیه نشان مى دهد حکومت کوتاه آنان با مشکلات و بحران هاى فراوانى روبرو شد و دوام پیدا نکرد.
عباس محمود عقاد مى نویسد: «دست آورد یکى از روزهاى دولت بنى امیه (فاجعه کربلا) این شد که کشورى به آن وسعت و پهناورى، به اندازه عمر طبیعى یک انسان نپایید و از چنگشان بیرون رفت. امروزه که عمر گذشته هر دو طرف را در ترازو مى گذاریم و حساب برد و باخت هر یک را مى سنجیم، پیروزمند روز کربلا (یزید) را مغلوب تر از مغلوب و شکست خورده مى بینیم و پیروزى را کاملاً با حریف او (امام حسین )مى یابیم.»
2) آسیب به دین 
تاریخ نشان مى دهد که امویان، دین ستیز بودند و حیات خود را در دین زدایى جست و جو مى کردند. روزى ابوسفیان خطاب به امویان گفت: «… اى خویشاوندان من! بدانید نه بهشتى در کار است و نه دوزخى، بلکه حکومت مطرح است و باید به حکومت رسید…». شبى مغیره نزد معاویه آمد و در همان وقت صداى اذان بلند شد. معاویه با شنیدن شهادت به رسالت پیامبر (ص)، چنان ناراحت شد که گفت: ببین محمد چه کرده، نام خود را کنار نام خدا گذاشته است. او آن چنان به دین و ارزش ها بى اعتنا بود که نماز جمعه را روز چهارشنبه خواند. ولید بن عبد الملک هنگامى که به خلافت رسید، خطاب به قرآن گفت: زمانى که نزد خدا رفتى، بگو: ولید مرا تیر باران کرده است.
یزید نیز گفت: «لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحى نزل؛ بنى هاشم با حکومت بازى کردند و هیچ خبرى از آسمان نیامد و هیچ وحیى نازل نشد.»
در این جا برخى از سخنان امام حسین (ع) را مى آوریم که دین زدایى امویان را نشان داده و جوّ حاکم در جامعه آن روز را ترسیم کرده است.
آن حضرت در مسیر کربلا با فرزدق ملاقات کرد و به روشنى از خلاف کارى هاى حاکمان شام سخن گفت: «گروهى هستند که پیروى شیطان را پذیرفتند و اطاعت خداى رحمان را رها کردند و در زمین فساد را آشکار ساختند و حدود الهى را از بین بردند… در حالى که من از هر کس به یارى دین خدا و سربلندى آیینش و جهاد در راه خدا سزاوارترم تا آیین خدا پیروز و برتر باشد.»
امام در نامه اى به مردم بصره نوشت: «من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا مى خوانم، چرا که این گروه (امویان) سنت پیامبر را از بین برده و بدعت را (در دین خدا) احیا کردند… .»
امام صادق (ع) فرمود: پس از شهادت امام حسین (ع) هنگامى که ابراهیم بن طلحه (در مدینه) با امام سجاد (ع) رو به رو شد، (از روى طعنه) گفت: اى على بن حسین! در این نبرد چه کسى پیروز شد؟! امام فرمود: اگر مى خواهى بدانى پیروزى و غلبه با چه کسى بود، به هنگام فرا رسیدن وقت نماز اذان و اقامه بگو.(21) امام با این پاسخ فهماند که هدف یزید محو اسلام و نام پیامبر (ص) بود، ولى هم چنان طنین «لا اله الاّ اللّه و محمد رسول اللّه» بر مأذنه ها مى پیچد.
دشمنت کشت، ولى نور تو خاموش نگشت
آرى آن جلوه که فانى نشود، نور خداست 
3) گمراهى مردم 
ما شیعیان باور داریم که رفتار و گفتار امامان (ع) حجت و الگو است و الگو بودن بدین معناست که آنان خط مشى زندگى انسان ها را تعیین مى کنند؛ از این رو باید به گونه اى رفتار نمایند که زمینه هدایت مردم فراهم شود. اگر امام حسین (ع) با یزید بیعت مى کرد، زمینه گمراهى مردم ایجاد مى گردید و به پیروى از آن حضرت، تسلیم یزید مى شدند و دلیل کار خود را نیز بیعت ایشان ذکر مى کردند.
از سوى دیگر این اندیشه به وجود مى آمد که مى توان با حکومت ظالم کنار آمد و از آن حمایت کرد. یکى از دلایل بیعت خواستن حکومت از امام نیز همین بود، چرا که بیعت او زمینه بیعت برخى از مسلمانان را فراهم مى کرد.
امام خطاب به برادرش محمد حنفیه فرمود: «اى برادر! به خدا سوگند، اگر در هیچ نقطه اى از دنیا، هیچ پناه گاه و جاى امنى نداشته باشم، هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد.»
بیعت نکردن امام (ع) این نگرش را به وجود آورد که حکومت یزید غیر مشروع است. مردم کوفه نیز بعد از بیعت نکردن امام، از حضرت دعوت و مخالفت خود را با حکومت یزید اعلام کردند. افزون بر آن، عدم بیعت امام زمینه رشد فکرى و قیام هاى بعدى را فراهم کرد. آیة اللّه مصباح یزدى مى نویسد: «در نتیجه قیام حضرت سید الشهدا مردم متوجه شدند که بنى امیه خلیفه به حق رسول خدا (ص) نیستند. این اولین خدمتى بود که حسین بن على (ع) با قیام خود انجام داد… .»
قیام هاى توّابین، قیام مردم مدینه و قیام مختار، در پى شهادت امام و عدم بیعت ایشان با یزید شکل گرفتند؛ همان سان که امروزه نیز نهضت هاى آزادى بخش با الگوگیرى از حادثه کربلا به وجود آمده اند. پیروزى ملت ایران بر رژیم طاغوت و سلطنتى شاه ریشه در حماسه حسینى دارد. مردم لبنان و فلسطین نیز با الهام از سرور شهیدان علیه رژیم سفّاک اسرائیل مبارزه مى کنند. بدین سان جهاد حسین (ع) در صفحه تاریخ جاویدان ماند و همواره نیروبخش اصلاح طلبان است.
4) ستم پذیرى 
همان گونه که اشاره شد، یزید لیاقت رهبرى را نداشت، زیرا وى هم قبل از خلافت و هم بعد از آن با ارتکاب گناه و ظلم، بى لیاقتى خویش را به اثبات رسانیده بود.
شهید مطهرى معتقد است که وجود خود یزید مفسده بود، زیرا وى نه سیاست داشت و نه عدالت و تقوا. وى نه تنها مردى فاسق و فاجر بود، که به فسق و گناه نیز تظاهر مى نمود. این در حالى است که معمولاً خلفاى اموى تظاهر به فسق نمى کردند.
در این جا لازم است بعضى از ظلم ها و جنایات یزید را بعد از حادثه عاشورا بررسى کنیم تا معلوم گردد که امام حسین (ع) چرا با یزید بیعت نکرد.
بعد از حادثه عاشورا، هنگامى که گروهى از مردم مدینه به سرپرستى عبد الله بن حنظله براى آگاهى از افکار یزید به شام سفر کردند و اعمال یزید را دیدند، گفتند: ما از نزد مردى آمدیم که دین ندارد، شراب مى نوشد، تنبور مى زند و با سگ ها بازى مى کند. دیگرى گفت: به خدا سوگند، وى شراب مى نوشد و به گونه اى مست مى شود که نماز را ترک مى کند. ابن جوزى از قول عبد الله بن حنظله نقل مى کند که گفت: ما در حالى از نزد یزید بیرون آمدیم که خوف آن را داشتیم که (بر اثر گناهان فراوان وى) از آسمان سنگ بر سر ما ببارد. او مردى است که با مادر و خواهرانش نیز زنا مى کند؛ وى شراب مى نوشد و نماز نمى خواند.
مهم تر از همه جنایت ها و ظلم هاى یزید که در تاریخ اسلام سابقه نداشت، به شهادت رساندن امام حسین (ع) و به اسارت گرفتن خاندان وى بود.
جنایت دیگر یزید، قتل عام مردم مدینه بود که به واقعه «حرّه» معروف است.
پس از حادثه کربلا و آگاهى مردم از جنایات یزید، مردم مدینه به رهبرى عبد الله بن حنظله علیه وى قیام کردند. مورّخان نوشته اند: مسلم بن عقبه به دستور یزید قیام مردم مدینه را سرکوب کرد و جنایات بسیارى را مرتکب شد، به گونه اى که از آنان به زور بیعت گرفت و کسانى را که بیعت نمى کردند به قتل مى رساند. در این جنگ، افراد زیادى از مردان و زنان کشته شدند و اموال آنان غارت شد. تعداد ده هزار زن بى شوهر شدند(30) و تعداد زیادى از دختران بعد از فاجعه، آبستن گردیدند. مهم تر از همه این که به مسجد الحرام هتک حرمت شد، زیرا در این مکان مقدس انسان ها به قتل رسیدند. سیوطى، از اندیشمندان اهل سنت، از حسن بصرى نقل مى کند که گفت: به خدا سوگند، هیچ کس از آن حادثه نجات نیافت و به هزار دختر تجاوز قرار شد.
به آتش کشیدن کعبه، از دیگر جنایت هاى یزید بود. لشکر یزید پس از غارت مدینه براى نبرد با عبد الله بن زبیر به سوى مکه حرکت کرد. مورّخان نوشته اند: هنگامى که «حصین بن نمیر» فرمانده لشکر یزید با سربازان خود وارد مکه شدند، آن جا را محاصره کردند و به دلیل این که ابن زبیر در مسجد الحرام پناه گرفته بود، به خانه خدا حمله نمودند و با منجنیق حرم امن الهى را آتش باران کردند، به طورى که پرده ها و سقف کعبه آتش گرفت.
بیعت امام (ع) با یزید، علاوه بر این که نوعى کمک به ظالم بود، نوعى ستم پذیرى نیز بود و حال آن که در فرهنگ خاندان وحى، ظلم پذیرى معنا ندارد؛ چنان که امام حسین (ع) به آن اشاره نموده است. بر این اساس بود که امام حسین (ع) یزید را سلطان جابر نامید و فریاد بر آورد که رهبر جامعه باید عادل باشد: «ما الامام الاّ العامل بالکتاب و القائم بالقسط». حضرت امام حسین (ع) در طول قیام الهى خویش همواره از ستم ستیزى سخن مى گفت: «موت فى عزّ خیر من حیاةٍ فى ذلّ». هنگامى که دشمن او را میان جنگ و بیعت مخیّر کرد، فرمود: «ناپاکِ ناپاک زاده مرا بین دو چیز مخیّر کرده است: شمشیر و ذلت؛ ذلت از ما بسیار دور است.
آرى، سید الشهدا (ع) با بیعت نکردن خود با یزید فرهنگ ستم ستیزى و آزادى خواهى را در جوامع نهادینه کرد و به همگان یاد داد که بهاى آزادى، جان فشانى و مبارزه بى امان با ظلم و ستم است. مهاتماگاندى، رهبر استقلال طلب هند گفت: حادثه کربلا در آزادى مردم این کشور نقش داشت.
نهضت ماندگار امام حسین (ع) به همه آزادى خواهان آموخت که آزادى و آزادگى در گرو قیام و جهاد است و تا هنگامى که شرک و جهل و باطل و ستم و استبداد باقى است، تقابل حق و باطل نیز ادامه دارد: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».  
 

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب


تازه‌ترین جزئیات از ساخت داروی “درمان تومور مغزی” توسط متخصصان ایرانی; رئیس مرکز تحقیقات صرع دانشگاه مونستر آلمان تازه‌ترین جزئیات از ساخت داروی “درمان تومور مغزی” توسط متخصصان ایرانی با عنوان “نانودارو کورکومین” را تشریح کرد. پروفسور علی ‌گرجی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در استان تهران، در پاسخ به این سؤال که نانوداروی کورکومین چگونه می‌تواند با تومور مغزی مبارزه کند، اظهار داشت: نانوداروی کورکومین که ماده اصلی آن زردچوبه است برای درمان سرطان مغز به‌کار می‌رود و حتی در علم قدیم و طب سنتی زردچوبه داروی ضدالتهاب معرفی شده و در تحقیقات زیادی که روی سلول‌های سرطانی مختلف انجام شده است ثابت شد زردچوبه نه‌فقط برای سرطان مغز بلکه در درمان سرطان‌های دیگر مانند سرطان پستان و سرطان روده هم مؤثر است.

خبرگزاری فارس: رابطه‌بازان و مفسدان در آینده کشور هیچ جایی ندارند; رئیس قوه قضائیه در مراسم تشییع شهدا، گفت: خون شهدا این نظام را تضمین کرده است، آینده از آنِ متقین است و پولداران و رابطه‌بازان و مستکبران و مفسدان در آینده هیچ جایی ندارند.