ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

سه × سه =

بستن
بستن

چگونه اعتماد به نفسی حقیقی بیابیم ؟

چگونه اعتماد به نفسی حقیقی بیابیم ؟

آیا تاکنون از خود اعتماد به نفس بیشتری خواسته اید ؟

آیا می خواهید با انجام کارهای خاص در زندگی ، اعتماد به نفس بیشتری به دست آورید ؟

آیا نگارش کتابی خاص ، نقاشی کردن یک تابلو ، شروع یک کار جدید یا پیشنهاد ازدواج به فلان شخص دلخواهتان را تا مدتی که احساس بهتری در مورد خود داشته باشید ، عقب می اندازید؟

آیا کاری را شروع نمی کنید یا به اندازه ای که دوست دارید تلاش نمی کنید و منتظرید که یک روز اعتماد به نفسی را که به دنبال آن هستید به طرز معجزه آسایی ظهور کند ؟

آیا تاکنون فکر کرده اید که با تمام موفقیت ها و پیشرفت هایی که در زندگی خود داشته اید ، اما همچنان اعتماد به نفسی را که خواهان آن هستید را احساس نمی کنید ؟

در این مطلب به جواب این سوالات خواهید رسید 

مطالب مرتبط


گام 1 - به نظر شما اعتماد به نفس واقعی چیست ؟

به نظر شما اعتماد به نفس واقعی چیست ؟

 غالبا تصور ما این است که داشتن اعتماد به نفس یعنی توانایی انجام کارهای خاص به نحو احسن یا به عبارت دیگر ممکن است شخصی بگوید : (( من هنرمندم و به توانائیم در نقاشی اعتماد دارم ، با حرکات خاص قلم مو ، تجسم اشیاء و آوردن آن ها روی بوم نقاشی و ساخت رنگ های درست آشنا هستم . ))

یا جملاتی همانند : (( من یک بازاریاب هستم و به توانایی ام در مکالمه تلفنی با مردم و فروش اجناس به آن ها یا تاثیر گذاشتن بر روی آن ها ، برای خرید محصولی که من به آن ها معرفی می کنم کاملا اعتماد دارم )) .

یا من (( فردی هستم که به توانایی خود برای جذب کردن افراد اعتماد دارم ، یعنی می دانم که چه طور با اولین ملاقات ، شخصی را تحت تاثیر قرار دهم ، می دانم که چه طور آن ها را راضی کنم و در نهایت این که در ایجاد روابط دوستانه فردی فوق العاده هستم )) .

اما در این گونه طرز فکر که اعتماد به نفس یعنی انجام کاری به شکل فوق العاده یک مشکل وجود دارد ، تفاوتی ندارد که این کار نقاشی ، فروشندگی ، عشق ورزیدن ، آشپزی یا هر چیز دیگری باشد ، مشکل این است که :

[ مهارت های بسیاری در زندگی وجود دارد که شما

می توانیدکاملاآن ها رایاد بگیرید،حال آن که شمافقط

تعدادکمی ازاین هنرها رافرا می گیرید. بنابراین شما

تنها زمانی احساس اعتماد به نفس می کنیدکه مشغول

انجام آن کار ها باشید .]

به نظر شما اعتماد به نفس واقعی چیست ؟

این بدان معنی است که اگر شما یک آژانس املاک دارید تنها زمانی احساس اعتماد به نفس می کنید که مشغول خرید یا فروش ملکی هستید و باقی اوقات این حس را ندارید . در صورتی که در کمکبه عنوان یک دوست و چه به عنوان یک حرفه ای مهارت دارید در آن لحظات احساس خوبی نسبت به خود دارید که نصیحت می کنید یا سبب راحتی کسی می شوید ، اما بقیه اوقات این احساس را ندارید . اگر یک نویسنده هستید زمانی که یک کتاب یا مقاله را به اتمام می رسانید احساس اعتماد به نفس می کنید و بقیه اوقات این احساس را ندارید . همان طور که می بینید ، شما تمام اوقات خود را صرف انجام کاری می کنید که در آن لحظه احساس اعتماد به نفس می کنید و به آن مهارت دارید و آن را به نحوی انجام می دهید که رضایت خاطر شما را به همراه داشته باشد . این امر روشن می کند که چرا بسیاری از مردم به کارشان معتاد می شوند یا کاری تمام ذهنشان را به خود مشغول می سازد و عدم تعادل در زندگی شان به وجود می آید . یعنی آن ها زمانی در مورد خود احساس خوبی دارند که مشغول انجام آن کاری هستند که در انجام آن توانایی دارند.

[ اعتماد به نفس می بایست باعث رشد آن چه می دانیم و

 آن چه انجام می دهیم شود . ]

 کار های زیادی در زندگی وجود دارد که می توانید آن ها را انجام دهید و قابلیت های بسیاری هستند که می توانید آن ها را فرا بگیرید و اعتماد به نفس خود را به آن ها وابسته کنید ، ولی در حقیقت شما به هیچ وجه فرد معتمد به نفسی نخواهید بود . (( من اعتماد به نفس دارم ، چرا که یک برنامه نویس خوب کامپیوتر و یک بازیکن موفق تنیس و یک پدر خوب برای فرزندانم و....هستم ، اما اعتماد به نفس را به شکل گسترده در درون خود احساس نمی کنم )) .

به این نکته توجه کنید که آیا تا کنون اتفاق افتاده که از انجام کاری به بهترین نحو بر آیید ، کاری که به سختی برای آن تلاش کرده اید و هر چند به خاطر این موفقیت احساس خوبی داشته باشید ، اما در مورد خود احساس خوبی نداشته باشید ؟ شاید چهار سال به دانشگاه رفته اید و همواره از خود پرسیده اید :(( آیا قبول می شوم ، آیا می توانم این مقاله را به اتمام برسانم ؟ آیا می خواهم هر کاری برای فارغ التحصیلی تان فرا رسید و با کمال تعجب متوجه شدید که اصلا احساس خوبی ندارید ؟شاید با خود فکر کرده اید که : (( بسیار خوب ، که چه ؟ حالا ای تکه کاغذ را دارم ، ولی هنوز احساس خوبی ندارم و مطمئن نیستم که آینده ام به شکل دلخواهم باشد )) . همان طور که می بینید اگر اعتماد به نفس فقط از دانشجوی خوبی بودن ، نوشتن مقالات و کسب نمره های عالی باشد باید احساس فوق العاده ای حاصل شود .

 و حالا به این مثال توجه کنید : تصور کنید که شغلی وجود دارد و شما واقعا خواهان آن هستید . تا به هر کار دیگری که مشغول بوده اید خوشایندتان نبود و سرانجام موقعیتی به دست آمده که آرزویش را داشتید . دیگر شغل دلخواهتان را دارید و در نگاه سایرین فرد موفقی به شمار می آیید ، ولی با این وجود احساس خوبی نسبت به خود ندارید و با خود فکر می کنید که چه شده است ؟ همیشه تمام وقت و تلاشم را صرف این کردم که به این جا برسم ، اما حالا که رسیده ام آن احساسی که فکرش را می کردم ندارم . همیشه اعتقاد داشتم اگر این شغل را به دست آورم احساس قدرت درونی بساری خواهم کرد ، ولی هم چنان همان احساس قبلی را دارم .

اگر اعتماد به نفس شما از به دست آوردن یک موقعیت خاص یا به دست آوردن مقدر معینی پول ناشی می شود ، آن شغل یا آن پول اعتماد به نفس عمیق و فوق العاده ای به شما می دهد ، اما این کارها نمی توانند منبع اعتماد به نفس ماندگار شما باشند . اغلب ما بالاخره شغل یا پولی که همیشه خواهان آن بوده ایم را به دست می آوریم ، رابطه ای را می آفرینیم که همیشه دوستش داشتیم ، خانه ای را می خریم که هیچ وقت فکرش را نمی کردیم که روزی بتوانیم در آن زندگی کنیم ، ولی بازهم متوجه می شویم که هم چنان اعتماد به نفس را در خود احساس نمی کنیم . آیا تاکنون احساس کرده اید که یک متقلب هستید ؟

به نظر شما اعتماد به نفس واقعی چیست ؟

عبارتی وجود دارد که تجربه دستیابی به موفقیت از بیرون را به گونه ای توصیف می کند که در درون احساس می کنید که لیاقت آن را ندارید . این واژه (( پدیده تقلب کردن )) نامیده می شود . پدیده تقلب کردن بدین معناست که هر کاری که انجام می دهیم احساس می کنیم دیگران را فریب داده ایم در این مواقع به خود می گوییم : (( اتفاقی این شغل را گرفتم ، اکنون این شغل را دارم اما اگر بخواهم دوباره برای این شغل در خواست بدهم ، این بار شغل را به من نمی دهند . نمی دانم چگونه درست شد )) یا (( نمی دانم چه طور آن معامله بزرگ را انجام دادم ، حتی نمی توانم تصورش را بکنم که دوباره آن کار را انجام دهم ، شانس آوردم )) یا (( اگر دیگران بدانند که چقدر ناشی هستم دیگر توجهی به من نمی کنند ، اگر رئیسم بفهمد که من چه انسان ضعیفی هستم دیگر احترامی برایم قائل نمی شود . اگر مردم بفهمند که چه احساسی نسبت به خودم دارم دیگر به سراغم نمی آیند )) .

[گاهی اوقات احساس می کنیم مانند انسان های متظاهر

رفتار کرده ایم ، وقتی در زندگی کارهایی را انجام

می دهیم که احساس می کنیم باید حس اعتماد به نفس

را در ما تقویت کند ، اما در درون به هیچ عنوان

 احساس اعتماد به نفس نمی کنیم .]

 هر چقدر هم که در زندگی انسان موفقی باشید و موفقیت های بزرگی داشته باشید ، ولی در درون خود احساس اعتماد به نفس واقعی را نداشته باشید ، آن موفقیت ها و داشته های بیرونی برایتان اهمیتی نخواهد داشت . ممکن است شما هنوز به صحت آن چه می گویم ایمان نداشته باشید ، ممکن است هم چنان برای کسب در آمد و موفقیت در تلاش باشید ، شاید هم هنوز مشغول رسیدن به کامیابی های دیگری در زندگی باشید و شاید هم با خود بگویید : ((اگر همه چیزهایی را که می خواهم داشته باشم ، مطمئنا اعتماد به نفس بالایی به دست خواهم آورد )) . بسیار خوب ، خیلی هم مطمئن نباشید . من افراد زیادی را ملاقات کرده ام که آن قدر پول دارند  کهنمی دانند چه  طور خرج کنند که نمی دانند و همه چیزهایی را که شما تصور می کنید داشتن آن ها باعث ایجاد اعتماد به نفس د ، شهرت و احترام دارند و در بعضی موارد آن ها در حد پرسش مورد توجه قرار می گیرند ، اما هم چنان احساس اعتماد به نفس نمی کنند .آن ها به چه چیزی اعتماد دارند ؟ این حلقه گمشده چیست ؟

گام 2 - ماهیت اعتماد به نفس حقیقی

ماهیت اعتماد به نفس حقیقی

ماهیت اعتماد به نفس حقیقی 

یکی از مهم ترین راز ها درباره چگونگی خلق اعتماد به نفس حقسقس به شرح زیر می باشد :

[ اعتماد به نفس حقیقی هیچ ربطی با اتفاقات  بیرونی

زندگی شما ندارد . اعتماد به نفس حقیقی به دلیل کاری

که انجام می دهیدبه وجود نمی آید، بلکه به واسطه باور

درونی شما به  داشتن توانایی انجام هر کاری که انجام

 می دهید ظاهر می شود . ]

اعتماد به نفس حقیقی همواره از درون جاری می گردد نه از بیرون ، از تعهدی سرچشمه می گیرد که شما نسبت به خود دارید . تعهد به این که هر آن چه را که می خواهید انجام دهید ، هر آن چه که خواهان آن هستید و باید در زندگی انجام دهید .

این تعهد به خاطر اطمینان شما به خودتان بنا شده است ، نه اطمینان به نتیجه کارهایی که انجام می دهید که ممکن است حاصل شود یا نشود . این اعتماد به نفس ، باوری است در ضمیر باطنی تان که هیچ ربطی با مسائلی که در زندگی با آن مواجه می شوید ندارد . اعتماد به نفس این نیست که شما از عهده انجام کاری بر می آیید ، بلکه اراده شما به انجام آن کار است . اگر به خودتان اعتماد داشته باشید ، نتایج به دست آمده اهمیتی ندارد . شما مبادرت به انجام آن کار می کنید و آن چه را که می خواهید انجام می دهید ، بنابراین اعتماد به توانایی خود در انجام آن کار ، اعتماد به نفس واقعی نیست . بلکه شما به عنوان مثال یک وکیل خوب یا یک موسیقی دان زبردست هستید ، ولی اعتماد به توانایی تان برای مبادرت به انجام کارها در زندگی ، اعتماد به نفس به شمار می رود . آیا به تفاوت این دو توجه می کنید ؟

من نیز مانند سایر مردم اعتماد به نفسم را وابسته به کارهایی می دانستم که از عهده انجام آن ها بر می آمدم ، اگر به نتیجه دلخواهم می رسیدم تا مدتی احساس خوبی داشتم و احساس اعتماد به نفس می کردم اما فقط این امر تا زمانی طول می کشید که کار دیگری را شروع کنم و از عهده آن به خوبی برنیایم . به همین علت اگر سمیناری برگزار می کردم و پانصد نفر می آمدند اعتماد به نفس کافی برای اداره آن را داشتم . اما اگر هفتاد نفر می آمدند احساس بی اعتمادی می کردم و به خودم مشکوک می شدم . این موضوع در امور دیگر زندگی ام هم وجود داشت . اگر یکی از کتاب هایم در مدت یک هفته فروش خوبی داشت احساس اعتماد به نفس می کردم ، اما اگر هفته بعد نام کتاب در لیست کتب پر فروش قرار نداشت اعتماد به نفسم کاملا از بین می رفت . چه نوسانات احساساتی شدیدی ! اما شیوه زندگی اکثر ما همین گونه است .

به این نکته توجه کنید : زمانی اعتماد به نفسم وابسته به پاسخی بود که جهان به اهداف و رویاهای من می داد . در واقع خودم را این گونه آماده می کردم که احساس عدم اعتماد به نفس را داشته باشم . در هر صورت من نمی توانم پاسخ جهان اطرافم را برای خودم کنترل کنم . حتی به صورت منطقی هم نمی توانم باور کنم که همواره همان نتایج دلخواهم را بگیرم ، به همین علت من نمی توانم به خاطر دریافت یک پاسخ مثبت بر روی تلاش هایم حساب کنم . در واقع چیزی که من می توانم روی آن حساب کنم این است که ، می توانم بر روی تعهدی که نسبت به خودم دارم حساب باز کنم . در حقیقت تعهدی که نسبت به خواسته هایم دارم و من برای رسیدن به آن ها هر کاری که لازم باشد انجام می دهم . می توانم روی هدف و نیتم برای انجام آن کار هایی که باید انجام دهم حساب کنم و آن کارها را انجام دهم و این همان چیزی است که به آن اعتماد دارم . من به توانایی ام برای انجام هر کاری که لازم باشد و به کار گیری تمام سعی و توانایی ام اعتماد دارم . آیا همیشه تمام کارها مطابق میلم پیش خواهد رفت ؟ مطوئنا خیر . آیا همیشه با برنامه ریزی دقیق به نتایج دلخواهم خواهم رسید ؟ پاسخ هم چنان منفی است . ولی دیگر مشکلی نیست ، چرا که اعتماد به نفس من براساس نتیجه کارهایم استوار نشده است ، بلکه واقعیت این است که هر آن چه را که باید انجام دهم ، انجام می دهم ، همان گونه که از پیش اراده کرده بودم .

[ زمانی که اعتماد به نفس خود را برپایه کارهایی که قادر

به انجام  آن هستید  استوار نسازید و در ازای آن  منوط

به  این  کنید  که  چه  کسی هستید و چه چیزی را خلق

می کنید که هیچ کس یا هیچ شرایطی نمی تواند آن را از

شما بگیرد . ]

ماهیت اعتماد به نفس حقیقی

دلیل دیگری که ثابت می کند اعتماد به نفس واقعی از نتیجه کاری که انجام می دهید ناشی نمی شود این است که : هر اندازه که کاری را خوب انجام دهید ، تنها اعتماد به نفس در مورد توانایی خود در انجام آن کار خاص را در خود احساس خواهید کرد ، بنابراین وقتی برای انجام کار جدید تلاش می کنید ، کاری که در آن مهارت کافی دارید ، اعتماد به نفس قبلی تان به کارتان نخواهد آمد ، به دلیل این که شما هیچ گونه اعتمادی به توانایی خود برای انجام آن کار جدید را نداریم .

یادم هست زمانی که می خواستم اولین کتابم را بنویسم ، این لحظات را پشت سر گذاشتم . آن زمان من در هدایت سمینارها بسیار موفق بودم . آن چه را که فکر می کردم اعتماد به نفس به شمار می رود در مورد قابلیتم برای جذب مردم به سمینارها و فراهم آوردن ساعاتی خوش احساس می کردم ، ولی تا پیش از این هرگز کتابی ننوشته بودم و به شدت دلهره داشتم ! یادم هست یک سمینار موفق برگزار کنم ، اما در نگارش کتاب به هیچ عنوان نظری نداشتم . از کجا باید شروع کنم ؟ اگر نتوانم آن را به انجام برسانم چه ؟ اگر کسی نخواست آن را بخواند چه ؟ تمام اعتمادبه نفسم در مورد یک رهبر موفق بودن نمی توانست ترس از نویسنده شدن را برایم تخفیف دهد . اعتماد به نفس را نمی توان از یک فعالیت به فعالیت دیگر ترجمه کرد . چرا آن قدر وحشت زده بودم ؟ علتش این نبود که قبلا کتابی ننوشته بودم . می ترسیدم ، چرا که تا آن زمان اعتماد به نفس واقعی را نیافته بودم . من همواره معتقد بودم که نمی توانم اعتماد به نفسم را در مورد یک کار خاص که نگارش یک کتاب بود را در خود بپرورانم تا زمانی که در این امر موفق شوم : نگارش اولین کتابم ( که یکی از کتاب های پر فروش هم شد ) باعث شد که بفهمم معنای حقیقی اعتماد به نفس را نمی دانم ، چرا که زمانی که نوبت نوشتن دومین کتابم رسید ، تصور می کردم حالا که کتاب اولم با موفقیت روبرو شده است ، دیگر اضطرابی برای نگارش کتاب بعدی نخواهم داشت . فکر می کنید چه اتفاقی افتاد ؟ باز هم همان دلهره به سراغم آمد .

تمام افکارم حول این محور بود که : (( بسیار خوب ، کتاب اولم موفق بود . که چه ؟ این کتاب عنوان کاملا متفاوتی دارد . شاید نتوانم در مورد این موضوع جدید به خوبی کتاب اولم بنویسم . اگر مردم از این کتاب استقبال نکردند چه ؟))و از این قبیل سؤالات . زمان زیادی طول کشید و تلاش بسیاری کردم تا منبع اعتماد به نفس واقعی را در خودم پیدا کردم . اعتماد به نفس من از این باور ناشی می شود که یک نویسنده خوب هستم و قادر به نوشتن کتاب هایی هستم که در لیست پر فروش ترین ها قرار می گیرد یا این که من یک رهبر سمینار موفقیت هستم که می توانم توجه هزاران نفر را به خودم جلب کنم ، یا یک ستاره برنامه تبلیغاتی هستم که جوایز بسیاری دریافت کرده ام . این موفقیت ها احساس رضایت را از انجام کارهایم برایم به ارمغان می آورد ، اما اعتماد به نفس لازم را به من نمی دهد . تنها چیزی که به  من اعتماد به نفس می دهد این است که اگر تصمیم به انجام کاری بگیرم ، می توانم برای انجام آن روی خودم حساب کنم .

من به خاطر هوش فراوانم احساس اعتماد به نفس نمی کنم . من اعتماد به نفس دارم زیرا می دانم که می توانم با مطالعه و تحقیق هر آن چه را لازم باشد برای انجام کار فرا گیرم . احساس اعتماد به نفس من به این علت نیست که می توانم درباره هر موضوعی کتاب فوق العاده ای بنویسم . احساس اعتماد به نفس می کنم ، چرا که مطمئنم به مسئولیتم عمل خواهم کرد . من متعهدم که جلوی کامپیوتر بنشینم ، بنویسم و پاک کنم و باز هم بنویسم و پاک کنم ، نوشته هایم را به دیگران نشان دهم  و زمانی که آن ها می گویند چندان هم تعریفی ندارد گریه ام بگیرد و بازهم بنویسم و بنویسم تا زمانی که بتوانم به بهترین وجه از عهده آن کار بر آیم .

اعتماد به نفس واقعی من میلاد عزم و اراده من است . به عنوان کسی که اگر بخواهم کاری را انجام دهم یرم ، به اراده ام اعتماد کامل دارم . سعی می کنم از اشتباهاتی که از من سر می زند پند بیاموزم و در مورد چگونگی کار جدیدم احساس خوبی پیدا کنم و حتی اگر نتیجه آن کار بسیار عالی باشد ، منشأ اعتماد به نفس واقعی من نمی شود . اعتماد به نفس من از آن جهت است که اگر قصد انجام کاری را داشته باشم ، هر کاری که لازم باشد انجام می دهم تا به خواسته ام برسم .

اطلاعات مطلب

  • آموزشی و ارتباطی
  • 491 بازدید
  • blankblankblankblankblank (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : فخر کامبیز - چهارشنبه, 14 ژوئن 17, 6:36 ق.ظ
  • اعتماد به نفس

دیدگاه کاربران

  1. Avatar
    حجت شایا - 2019/05/07 - 12:20 ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب