گام 1 - اصول زندگی

 

صرف وقت و زمان
طبیعت، همواره وقت صرف می‌کند. درختان بلوط عظیم و بزرگ، به طور سریع و ناگهانی بزرگ نمی‌شوند. آنها نیز، برگ‌ها، شاخه‌ها و پوست خود را در مراحل بزرگ شدن از دست می‌دهند. الماس‌ها نیز در طول یک هفته تشکیل نمی‌شوند. هر چیز ارزشمند، زیبا و باشکوهی در کاينات، برای این چنین شدن، نیاز به زمان دارد.بنابراین بايد زمانی که به ارزیابی پیشرفت‌های خود می‌پردازیم، با خود مهربان‌تر باشیم. ایجاد اعتمادبه‌نفس، ساختن یک بدن سالم و تندرست و یا طرز فکر و نگرشی مثبت، زمان می‌برد. ایجاد یک تجارت و کسب و کار ارزشمند و یا رسيدن به استقلال مالی، نیاز به زمان دارد. در جهان واقعی، موفقیت‌های لحظه‌ای و ناگهانی، بسیار کم به وجود مي‌آيند.

 

 

چرخش‌ها
همان‌طور که زمین به دور خورشید می‌چرخد و فصل‌ها می‌آیند، زندگی ما نیز باید در چرخش باشد. پس همواره اوقات آرام و راحت و دوران سخت و دشوار وجود دارد، همان‌طور که فصلی به دنبال فصلی دیگر می‌آید. یکی از مبارزه‌هاي بزرگ در زندگی، برخورد کردن با زمستان و از پس آن برآمدن در زمانی است که شما انتظار بهتر شدن داريد.

همه چیز بهتر خواهد شد و همواره بهتر می‌شود. مسئله این است که بسیاری از افراد، صحنه را ترک می‌کنند و تحمل گذشت زمان را ندارند و بسیار زود مایوس و ناامید می‌شوند.

 

استراحت و آسودگی
طبیعت، گاهی در استراحت به سر می‌برد. خاک به استراحت نیاز دارد، خرس‌ها و مارها به خواب زمستانی فرو می‌روند، حتی ماهی‌ها با چشمان باز به خواب می‌روند. ما می‌توانیم از این شیوه و رویکرد، درس بگیریم. ما به زمانی برای استراحت و تنفس، تجدیدقوا، بررسی و بازنگری مجدد، تفکر و تعمق نیاز داریم.
اگر تصور می‌کنید بايد همیشه سخت کار كنید، در این صورت، می‌توانید به همان شیوه زندگی کنید. اعتقاد و باور شما به این‌که هرگز نمی‌توانید استراحت كنید، حقیقت وجودی شما خواهد بود، مگر تا زمانی که به گونه‌ای دیگر و متفاوت تصمیم بگیرید.
هنگامی که استراحت را بخشی از شیوه زندگیمان قرار دهیم، در این صورت، مانند خاک، در زمان کار کردن، بسیار مفیدتر و موثرتر خواهیم شد. این عبارت را بگویید و تکرار کنید: “من باور دارم که ما همه به عنوان انسان، برای کار و عمل و فعالیت ساخته شده‌ایم.”
استراحت را به عنوان یک نیاز و ضرورت قرار دهید و نه به عنوان یک مقصود و هدف!”

 

عشق و محبت
کمی در خصوص عشق و محبت، فکر كنيد. چگونه یک فرد، در چند جمله، مي‌تواند حق مطلب را در بیان عشق ادا می‌کند؟
آیا تا به حال متعجب شده‌اید و از خود پرسیده‌اید که چرا نوزادان را بسيار دوست داریم؟ ما نوزادان را دوست داریم، چون آنها بی‌غل و غش و ضعیف و حساس هستند. هنگامی که آنها آغوششان را باز می‌کنند و به چشمان ما نگاه می‌کنند، به ما می‌گویند: “ما را دوست داشته باشید. ما به شما نیاز داریم و نمی‌توانیم این عشق و محبت را به تنهایی به وجود آوریم.”
همان‌طور که بزرگ‌تر می‌شویم، بسیاری از ما تظاهر كنيم. تظاهر می‌کنیم و می‌گوییم: “حال من بسیار خوب است، من فردی محکم و پرطاقت هستم و از عهده همه كارها برمی‌آیم”، در حالی که ممکن است از درون، احساس ترس و وحشت و تنهایی کنیم و نیازمند فردی باشیم که به حرف‌هاي ما گوش كند.
دیگران زمانی که ما صادق و راستگو و بی‌غل و غش هستیم، متوجه می‌شوند، به همین علت ما را دوست دارند. تنها در زمانی که تظاهر می‌کنیم که حال بسیار خوبی داريم، دچار مشکل می‌شویم.
عشق، چیزی رمانتیک و ناشی از احساسات و عواطف نیست. عشق، قدرت و توانایی و تعهد است.
عشق، جرات و شجاعت است، و بیان این عبارات که “من می‌ترسم” یا “من تو را دوست دارم”، به شجاعت بیشتری نیاز دارد تا کشیده زدن در گوش کسی.
عشق، احترام و توجه نسبت به خود و دیگران است. لحظه‌ای که می‌گوییم “تو این کار را انجام بده، آن‌گاه من تو را دوست خواهم داشت” اين، عشق نیست، بلکه زیرکی و زرنگی است.
عشق، جست‌وجوی خوبی‌ها و نیکی‌ها در افراد است. اگر ما بتوانیم دايم این کار را انجام دهیم، در اين صورت، سعادت و خوشبختی ما تضمین می‌شود. چون زندگی ما، بازتابی از اعمال خود ماست، هر چه بیشتر، عشق و زیبایی را درک کنیم، به همان نسبت نیز، رشد و تکامل بیشتری می‌یابیم و شایستگی بیشتری پیدا می‌کنیم.