گام 1 - از هم اکنون حس اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنیم

از هم اکنون حس اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنیم

اولین قدم برای ایجاد اعتماد به نفس این است که دیگر وانمود به داشتن اعتماد به نفس بیش از حدی که واقعا دارید نکنید به طور حتم این سؤال برایتان پیش می آید که : « منظور تو از این جمله چیست ؟ » منظور من این است که شما باید در مورد دوری کردن از مواجه شدن با عدم احساس امنیت در خود و نادیده گرفتن رویا های خود ، صداقت داشته باشید . اگر بخواهید خودتان را گول بزنید و وانمود کنید اعتماد به نفس زیادی دارید ، کار چندان سختی نیست . آیا می دانید چگونه این کار را انجام می دهید ؟

آرزوهایتان را محدود می کنید .

در مورد نیاز های واقعی تان با خود صادق نیستید .

انجام کارهایی که به شما لطمه نمی زند و مشکل آفرین نیست .

دوری کردن از رابطه با افراد یا موقعیتی که شما را به چالش می کشند .

شما با این جمله که به خود می گویید : « مهم نیست » .

تصور کنید که رویاهای بسیاری را در ذهن خود دارید ، رویای کارهایی که دوست دارید در زندگی انجام دهید و تجربه کنید . فرض کنید برای تحقق بخشیدن به برخی از رویاهای ذهنی تان اعتماد به نفس زیادی احتیاج ندارد و برخی از آن ها اعتماد به نفس بیشتری را می طلبد . دراین صورت اگر اعتماد به نفس کمی داشته باشید به تمام رویاهای خود می نگریید می گویید : « بسیار خوب ، در حقیقت من به این رویاها اهمیت چندانی نمی دهم ، منظورم این است که خیلی هم برایم مهم نیست . من تنها به رویاهایی بها می دهم که به راحتی به دست آیند و از به دست آوردن آن ها مطمئن باشم .

به همین علت شما خودتان را به اهداف کوچکتری محدود می کنید که فقط بخش کوچکی از رویاهایتان را شامل می شود و سرانجام به این نتیجه می رسید که واقعا فرد بدون اعتماد به نفسی هستید . تصور می کنید که خودتان را می شناسید ولی در حقیقت خودتان را گول می زنید .

اگر شما خود را به انجام کارهایی  که از قبل می دانید از عهده انجام آن بر می آیید به هیچ وجه نمی توانید اعتماد به نفس را در خود تقویت کنید . برای همین منظور افراد زیادی به دلیل عدم خودشناسی ، فقط به رویاهای کوچک شان می پردازند . زمانی که هدفی نداشته باشیم و به آن چه داریم قانع باشیم ، دیگر شوقی برای دستیابی به نداشته هایمان نخواهیم داشت ، هیچ گاه طعم شکست را تجربه نخواهیم کرد و به همین علت حاضر نیستم با این واقعیت که هیچ گونه شناختی بر روی خود نداریم روبرو شویم . دیگر نیازی به دنبال کردن رویا های بزرگ تر نمی بینیم و در مقابل به خود می گوییم : « چه قدر خوشبختم و چه قدر اعتماد به نفس دارم » . واقعیت این است که زمانی که به رویاهای کوچک مان می پردازیم . ظلم بزرگی در حق خودمان می کنیم . زمانی که فکر می کنیم مسائلی که ما را به شکل مشکوکی وحشت زده می کنند و یا به چالش می کشند ، مهم نیست از اهداف باشند یا روابط ، در حقیقت ما مشغول دروغ گفتن به خود هستیم . اگر با ترس هایمان روبرو نشویم ، اعتماد به نفس کاذبی را دریافت می کنیم که در مواجه با اولین چالش از بین می رود .

گام 2 - با محدود کردن رویاهایتان ، زندگی خود را محدود خواهید کرد

با محدود کردن رویاهایتان ، زندگی خود را محدود خواهید کرد

اگر هم اکنون رویایی که شما را بترساند را در سر ندارید ، احتمالا دیگر دست از رویا هایتان کشیده اید . بسیاری از مردم دیگر رویاهای خود را دنبال نمی کنند ، چرا که به توانایی خود برای دستیابی به آن ها اعتماد ندارند . این گونه نیست ؟ ترس از شکست یک نقص محسوب نمی شود . نقص شما داشتن رویایی که شما را بترساند نیست . بلکه معنای آن این است که شما یک انسان هستید و من نام این ترس را « ترس سالم » می نامم . از طرف دیگر اگر در زندگی رویایی دارید ، ولی در سرتاسر عمر هیچ کاری برای دستیابی به آن انجام نمی دهید و خود اجازه می دهید که این ترس شما را از پای در آورد ، این همان ترس ناسالم است .

گام 3 - تفاوت بین منیت و اعتماد به نفس

تفاوت بین منیت و اعتماد به نفس

اجازه بدهید پیش از ادامه بحث به یکی از نگرانی های شما در مورد اعتماد به نفس بپردازم . بعضی از افراد زمانی که واژه اعتماد به نفس را می شنوند ، توجه شان به سوی لغت دیگری می رود که بار منفی دارد . آن لغت « منیت » است . زمانی که دو واژه اعتماد به نفس و منیت را اشتباه گرفته باشید ، امکان دارد به محض شنیدن جمله « رویاهایتان را محدود نکنید » یا « می توانید همواره احساس اعتماد به نفس کنید » نگران شوید . ممکن است ندایی از درونتان هشدار دهد که : « تصور نمی کنم که بخواهی در خود ایجاد اعتماد به نفس کنی ، چرا که اگر بخواهی این کار را انجام دهی فقط باعث تقویت منیت خود شده ای و متواضع بودن همیشه بهتر است » .

گام 4 - از کسانی که از خودشان تعریف می کنند دوری کنید

از کسانی که از خودشان تعریف می کنند دوری کنید

من هیچگاه تجربه وحشتناک دوستم « جو آن » (که نام واقعی اش این نیست ) را فراموش نمی کنم . او با مردی آشنا شده بود که تمام ویژگی های بالا برایش صدق می کرد . جوآن پس از فارغ التحصیل شدن به نیویورک مسافرت کرد و در یک شرکت تبلیغاتی بزرگ استخدام شد . جوآن فرد ساده ای نبود ولی فرد خیلی باهوشی هم نبود . او در همان هفته اول مورد توجه مدیر مالی شرکت به نام « جیسون » قرار گرفت . جو آن که از همان ابتدا تحت تاثیر اعتماد به نفس جیسون قرار گرفته بود با خود می گفت : « چه جوان قوی و مقتدری » و بلافاصله مجذوبش شد . طولی نکشید که جوآن طی یک مهمانی که از طرف شرکت برگزار شده بود به جیسون معرفی شد . هنوز ده دقیقه از آشنایشان نگذشته بود که جیسون شروع به تعریف از خودش کرد و خیلی زود جوآن را در جریان همه چیز زندگی اش ، مقدار در آمدش ، ارتقاء شغلی اش که قرار است به زودی بگیرد ، خانه ویلایی که در حومه شهر دارد و … قرار دارد . جیسون از تعریف هایی که از خودش کرده بود به قدری به روی جوآن تاثیر گذاشته بود که جوآن همان شب با من تماس گرفت . اوبعد از آن که تمام ماجرا را بدون کم و کاستی برایم تعریف کرد و با ذوق و شوق تمام گفت : « به نظر تو آدم فوق العاده ای نیست » .

گام 5 - هم اکنون اولین گام را بردارید

هم اکنون اولین گام را بردارید

خبر خوشی برایتان دارم . شما می توانید در عرض چند ثانیه اعتماد به نفس خود را افزایش دهید . تنها کافی است اولین گام را برای یکی از رویاهایتان بردارید تا به هدفتان نزدیک تر شوید . در این صورت اعتماد به نفس شما بلافاصله افزایش می یابد . زمانی که اولین گام را برای دستیابی به آرزوهایتان را برمی دارید . احساس اعتمادبه نفس بیشتری خواهید کرد ، چرا که مطمئن هستید می توانید روی خودتان حساب کنید . شما با هر گامی که جلوتر می روید احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد ، چون در عمل توانسته اید کاری را انجام دهید و این اعتماد به نفس جدید شما را در خلق نتایج بهتر کمک می کند .

به عنوان مثال فرض کنید که می خواهید کار مستقلی داشته باشید ، اما به دلیل ترس از شکست آن را فراموش کرده اید این طور به نظر می رسد که شرایط کنونی به گونه ای شما را ناتوان ساخته است که حتی نمی دانید که باید از کجا شروع کنید . شاید تصوری از آن چه که دوست دارید را در ذهن داشته باشید اما ترس دلهره مدت هاست گریبان گیر شما شده و شما را ناتوان ساخته است . اگر منتظر روزی هستید که ترستان از بین برود باید تا ابد منتظر بمانید ، زیرا تا زمانی که دید شما عوض نشود وگامی را برندارید ، این ترس همواره با شما خواهد بود . راه حل چیست ؟ شما فقط یک قدم بردارید . شاید گام اول شما این باشد که فهرستی از کسانی که به صورت مستقل کار می کنند را تهیه کنید و در مورد کارتان با آن ها صحبت کنید . شاید این گام نخست تهیه یک کتاب و گرفتن اطلاعات در مورد شروع کار جدیدتان باشد . شاید هم سؤال کردن از افرادی که می توانند شما را راهنمایی کنند ، باشد . زمانی که شروع به انجام کاری می کنید ، به تدرج ترس شما هم ازبین می رود و رفته رفته احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد . اعتماد به نفس تنها به کامیابی شما در ایجاد یک شغل یا موفقیت در انجام یک کار ناشی نمی شود ، بلکه همان طور که گفتم به توانایی شما و اعتماد شما نسبت به توانایی تان برای انجام کار می باشد .

به خاطر داشته باشید که اعتماد به نفس واقعی از ایمان راسخ شما نسبت به تعهد و سماجتی که در مورد هدفتان دارید و به خاطر آن سخت تلاش می کنید به دست می آید . شاید ندانید از چه راهی به دست می آید یا حتی مطمئن نباشید که می توانید آن را به دست آورید یا خیر ، اما زمانی که به توانایی خود ایمان داشته باشید ، بدون آن که اشتباهات در طول مسیر برایتان مهم باشد و چه قدر در وجود خود احساس ترس می کنید ، هر آن چه را که لازم باشد را انجام خواهید داد . در این صورت شما فرد موفقی به حساب می آیید . در آن لحظه شما مشغول فعال سازی یک منبع نامحدود قدرت شخصی هستید که شما را بیش از آن چه تا کنون تصورش را داشته اید ، سرشار از اعتماد به نفس می کند .