ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

3 × 5 =

بستن
بستن

چگونه اعتماد به نفس از دست رفته یمان را بدست آوریم؟

چگونه اعتماد به نفس از دست رفته یمان را بدست آوریم؟

 

موضوع این مطلب در مورد اعتماد به نفس است . مطالبی را که می خواهم در مورد اعتماد به نفس به شما بگویم ،ممکن است با آن چه تاکنون شنیده اید متفاوت باشد . اکثر مردم معنای واقعی عبارت ((اعتمادبه نفس )) را درک نمی کنند . به همین علت اعتمادی که به آن نیاز دارن را در زندگی خود تجربه نمی کنند . من اکثر موفقیت های خودم را مدیون اعتماد به نفسم هستم ،ولی منظور من اعتماد به نفس به معنای قدیمی آن نیست . در حقیقت زمانی که بر روی مفهوم جدید اعتماد به نفس کار کردم ، توانستم رویاهایم را به واقعیت تبدیل کنم .

مطالب مرتبط


گام 1 - از خراب کاری در کار خود دست برداریم و به آرزوهایمان اعتماد کنیم

از خراب کاری در کار خود دست برداریم و به آرزوهایمان اعتماد کنیم

اگر مسئولیت کاری به عهده شما گذاشته می شود و شامل فعالیت هایی است که شما تاکنون آن ها را انجام نداده اید ، عکس العمل شما چگونه خواهد بود ؟ آیا با خود فکر می کنید : (( نمی دانم که این کار را می توانم انجام دهم یا نه ، من به خودم اطمینان ندارم )) . آیا از روبرو شدن با یک چالش ، احساس هیجان می کنید یا به دلیل عدم توانایی انجام کار عصبانی می شوید ؟ آیا حاضرید برای انجام کار ، مهارت های مورد نیاز را کسب کنید و آن را به انجام برسانید ، آیا به خود اطمینان دارید ؟ آیا در حال حاضر برای خود آرزویی دارید ، کار مهمی که مایل به انجام آن هستید اما به طور کلی مطمئن نیستید که بتوانید آن را شروع کنید و به انجام برسانید ؟ آیا تا کنون اقداماتی و یا کنجکاوی هایی را در زندگی تان تجربه کرده اید که با شکست روبه رو شده باشد ؟

[ زمانی که شما دیگر آرزویی نداشته باشید همان موقعی

است که در اعتماد به نفس شما خللی  وارد  شده  است .

این  همان نقطه ای  است که  شما به خودتان  اطمینان

ندارید . ]

زمانی که تصور می کنید : « فکر نمی کنم از عهده این کار بر آیم » . در واقع می گویید : « برای یادگیری ، مطالعه ، انجام کارهایی که از عهده آن بر می آیم برای رسیدن به رویاهایم به خودم اطمینان ندارم » . هر چه بیشتر به همت و اراده خود اطمینان کنید و به انجام کارهایی که می توانید انجام دهید متعهد باشید ، اعتماد به نفس بیشتری را تجربه خواهید کرد.

داشتن اعتماد به نفس یعنی داشتن اطمینان به خود برای رها شدن از ترس و تسلیم شدن در برابر مشکلات . مطمئنا شنیده اید که فلان شخص از هیچی ، شرکتی تاسیس کرد و به طرز فوق العاده ای موفق شد . شاید هم داستان مردی را شنیده باشید که فروش مرغ سوخاری در یک شهر کوچک را شروع کرد ، سپس آن را توسعه داد و بیست میلیارد دلار به دست آورد . وقتی در مورد این شخص می شنوید ، حتما با خود می گویید : « عجب شانسی ، از فرصتش به درستی استفاده کرد » . بسیار خوب ، چیزی که شما از این مرد نشنیده اید این است که او بارها اشتباه کرد ، چندین بار اشتباهی سرمایه گذاری کرد و مجبور شد دوباره از اول شروع کند . چندین بار به موانع بزرگی برخورد کرد که فکر می کرد هیچ گاه نمی تواند آن ها را پشت سر گزارد .

این میلیاردر چه چیزی داشت که اغلب ما نداریم ؟ او برای ادامه هر کاری که می خواست انجام دهد به خودش اطمینان داشت . او همیشه نمی دانست که چگونه می تواند پیشرفت کند یا این که راهی که می پیماید درست است یا خیر . اما یک چیز را میدانست او قصد نداشت دست از تلاش بردارد . او مطمئن بود که متوقف نخواهد شد حتی زمانی که اشتباه می کرد .

[ برای آن که خوب جلوه کنید ،

ابتدا باید جلوه گر شوید . ]

اگر از آن دسته از افراد هستید که دوست ندارید بد نظر برسید ، بدانید که برای ایجاد اعتماد به نفس واقعی مشکلات بسیاری را پیش رو دارید ، چرا که اعتماد به نفس حقیقی براساس این باور به وجود نمی آید که شما بدانید همواره خوب بد نظر می رسید و از اشتباهات دوری می کنید ، بلکه اعتماد به نفس حقیقی آن است که عمدا بخواهید به نظر برسید ، ولی در هر صورت پیشرفت کنید و تسلیم نشوید . من نمونه حاضر همین اصل هستم . اکثر مردم تصور می کنند که من خیلی موفق هستم . تمام آن چه را که می بینند هدف هایی است که من به آن رسیده ام ، اما هزاران اشتباهی که من در زندگی ام کرده ام را ندیده اند . در مورد اشتباهات کوچک صحبت نمی کنم ، بلکه منظورم اشتباهات بزرگی مثلا در زمینه استخدام کارمندان ، تصمیمات غلط اداری ، انتخاب اشتباه همسرم و .... ، و اشتباهات همین طور ادامه دارند . اکنون که در موفقیت و خوشبختی به سر می برم ، ممکن است که همه مشکلات گذشته مانند یک خاطره هیجانی و جالب به نظر برسد ، اما حقیقت این نیست .

وقتی داستان زندگی ام را با دیگران در میان می گذارم آن ها معمولا قبل از هر چیزی از من سؤال می کنند : « زمانی که این همه مشکل برایت پیش آمد ، چه طور توانستی اعتماد به نفست را حفظ کنی ؟ این همه اعتماد به نفس را برای رسیدن به روهایت را چگونه به دست آوردی ؟» پاسخ اسن سؤالات این است که من در ابتدا به این موضوع که میدانم در حال انجام چه کاری هستم ، اعتماد به نفس نداشتم یا این که پاسخ تمام این ها را می دانم ، اما مطمئن بودم که اگر تلاش کنم سرانجام به نتیجه دلخواهم خواهم رسید و برای ادامه مسیر به خودم اطمینان داشتم . حال اگر شما این مطلب را می خوانید و در می یابید که تاکنون برای انجام هر کاری منتظر می شوید تا مانند یک متخصص عمل کنید و منتظر بوده اید که اعتماد به نفس لازم به صورت معجزه آسایی به سراغتان بیاید و بعد شروع به انجام کار کنید ، بی درنگ به شما می گویم که : « دیگر منتظر نباشید ! » تنها راه برای انجام هر کاری کافیست فقط در ابتدا برای مدت طولانی خود را نادان جلوه کنید . مطمئن باشید که هزاران اشتباه خواهید کرد و اگر به اندازه کافی تمرین کنید مطمئن باشید بهتر خواهید شد .

[ برای موفقیت باید خواهان انجام کاری باشید ، نه آن که

برای مدت کوتاهی آن را به صورت کاملا مناسب انجام

دهید . بنابراین ممکن است پیش از آن که واقعا خوب به

نظر برسید ، در ابتدا بد به نظر بیایید . ]

برخی از ما انتظار داریم که از همان ابتدا ، کارها را بدون عیب و نقص انجام دهیم و تا آن موقع هیچ کاری انجام نمی دهیم . این گونه برخورد « غرور » نامیده می شود و منیت را ثابت می کند . به همین علت ما کاری را که در آن تجربه نداریم را انجام نمی دهیم و همواره فقط کارهایی را انجام می دهیم که در آن تخصص داریم ، حتی اگر برای مان کسل کننده باشد و بعد از مدتی برای مان ارضاء کننده نباشد . سپس تعجب می کنیم و از خود می پرسیم : « چرا هیچ وقت به جایی نمی رسیم ؟ »

زمانی که برای نخستین بار شروع به نوشتن کردم ، مهارت زیادی نداشتم . اولین باری که دست نوشته هایم را به ناشر دادم ، ویراستار آن را در حالی که روی لغات آن به صورت یکی در میان خط قرمز کشیده بود ، به من پس داد . یادم هست که واقعا مضطرب بودم و احساس می کردم تحقیر شده ام . اما این گونه بود که یاد گرفتم چگونه نویسنده شوم و به راستی که کتاب بعدی ام  اشکالات کمتری داشت و همین طور در کتاب بعدی این اشکالات به حداقل رسید و اکنون کتاب هایم با اندکی ویرایش به چاپ می رسد . من می بایست در ابتدا نویسنده بدی باشم تا بتوانم یک نویسنده موفق و ماهر شوم .

در برنامه تلویزیونی ام نیز همین اتفاقات افتاد . هر گاه که شخصی از نداشتن اعتماد به نفس احساس ناراحتی می کند از من می پرسد که راز این همه اعتماد به نفس و تاثیر گذاری در برنامه های تلویزیونی تان چیست ؟ و من برای او اولین برنامه تلویزیونی ام را که مربوط به سال ها پیش است را تعریف می کنم . کار من واقعا افتضاح بود ، هنگام صحبت تپق می زدم ، حواسم پرت می شد و تمرکز نداشتم . رنگ لباس هایم با هم متناسب نبود و حتی یک بار هم لبخند نمی ردم . البته اولین باری که برنامه ضبط شده خودم را دیدم وحشت کردم و متوجه اشتباهاتم شدم ، بلافاصله شروع به کار بر روی خودم کردم تا بهتر شوم . هر بار که برنامه ای را اجرا می کردم تجربه بیشتری به دست می آوردم و هر بار که برنامه ضبط شده خودم را می دیدم ، تغییرات و اصطلاحات بیشتری را در خودم انجام می دادم . سرانجام اعتماد به نفس فوق العاده ای در اجرای برنامه به دست آوردم . من هنوز هم نوار اولین برنامه تلویزیونی ام را دارم و با این که بیست و پنج سال از تاریخ آن می گذرد ، هم چنان تماشای آن برایم تلخ است . با این وجود گاهی اوقات آن را نگاه می کنم و وقتی می بینم کجا بوده ام و کجا هستم ، اطمینان و اعتماد به خودم چندین برابر می شود و به من یاد آور می شود  که می توانم به جایی برسم که خواهان آن هستم . تنها اگر اراده کنم و برای مدتی خوب به نظر نرسم .

گام 2 - آیا با منتظر ماندن در انجام کارها به خود لطمه می زنید ؟

آیا با منتظر ماندن در انجام کارها به خود لطمه می زنید ؟

احتمالا شما هم یک یا چند رؤیا دارید . شاید بخواهید برای خودتان به صورت مستقل کار کنید . شاید بخواهید دوباره به مدرسی بازگردید و تغییر رشته بدهید و آینده کاریتان را عوض کنید . شاید بخواهید یک تغییر رشته بدهید و آینده کاریتان را عوض کنید . شاید بخواهید یک نمایش نامه بنویسید . می توانید میل شدید درونی خود را احساس کنید . اما واقعیت این است که کار زیادی را برای آن انجام نمی دهید ، چرا این کار را انجام نمی دهید ؟ ذهن شما با این عذر و بهانه ها پاسخ می دهد :

« بسیار خوب ، من مطمئن نیستم چگونه می توانم از عهده این کار بر آیم » .

« حالا وقت مناسبی نیست » .

والبته : « هنوز به اندازه کافی احساس اعتماد به نفس نمی کنم » .

افراد زیادی را می شناسم که قبل از شروع یک پروژه یا دنبال کردن یک رویا آن قدر صبر می کنند که احساس اعتماد به نفس کنند و با این کار مرتکب اشتباه بزرگی می شوند .

[ اگر شما برای انجام کارهای جدید یا دنبال کردن

آرزوهایتان منتظر بمانید تا اعتماد به نفس پیدا کنید تا

ابد در انتظار خواهید ماند . ]

چگونه می شود اعتماد به نفس برای نگارش یک کتاب را به دست آورد ، اگر حتی قلم را در دست نگیرید . چگونه می توان اعتماد به نفس آورد ، اگر حتی قلم را در دست نگیرید . چگونه می توان اعتماد به نفس برای اداره یک شرکت را به دست آورد اگر تمام وقت خود را روی مبل مشغول تماشای تلویزیونی باشید ؟ چگونه برای ایجاد یک رابطه دوستی اعتماد به نفس به دست می آورید ، اگر تمام آخر هفته را در خانه می مانید و از مردم دوری می کنید ؟ این کار شدنی نیست !

بسیاری از ما امیدواریم که تحول معجزه آسایی اتفاق بیفتد که برای بیرون رفتن یا تغییر شغل مان یا تغییر رابطه مان یا کسب فرصتی که همیشه خواهان آن بوده ایم به ما شهامتی بدهد . ما منتظریم که این نیروی ناشناخته ، ترس ها را از ما دور کند و برای جلو رفتن ما را تحریک کند .تا به حال به چه اندازه انتظار پیدایش چیزی را کشیده اید که به شما شهامت بدهد و یا اعتماد به نفس لازم را برای انجام کار به شما بدهد؟ به جرات می توانم به شما بگویم که فقط وقت خود را هدر داده اید و چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد . قرار نیست زمانی که به سن خاصی می رسید یا زمانی که سیارات به گونه ای کنار یکدیگر قرار بگیرند که برای شما خوش یمن باشد این اتفاق ناگهانی رخ بدهد . شما یکباره یک روز بیدار نمی شوید که ببینید احساس فوق العاده اعتماد به نفسی که منتظرش بودید به سراغتان آمده است . در حقیقت عکس آن اتفاق می افتد .

[ هر چه قدر بیشتر منتظر رفتن به سوی رویاهایتان باشید ،

اعتماد به نفس کمتری پیدا خواهید کرد و ترس از این که

هرگز به آن نخواهید رسید بیشتر خواهد شد . ]

در این صورت ممکن است بدون آن که متوجه شوید به خود لطمه بزنید . هر چقدر در مورد کارهایی که دوست دارید انجام دهید تعلل بزنید .هر چقدر در مورد کارهایی که دوست دارید انجام دهیه کار شخصی و چه کار حرفه ای ، بی تحرک تر خواهید شد و هر چه قدر بی تحرک تر شوید و ترس بر شما غلبه کند ، اعتماد به نفستان کمتر خواهد شد .

گام 3 - آیا با شرایطی خاص به خود علاقه مند می شوید ؟

آیا با شرایطی خاص به خود علاقه مند می شوید ؟

در این جا به پیامد های دیگر تعلل در کارها اشاره خواهم کرد . شما با تکرار این جمله به خود که : « احساس خوبی خواهم داشت ، فقط زمانی که .... » همچنان احساس داشتن اعتماد به نفس و حال خوبی که به دنبالش هستید را به عقب انداخته اید . شما می توانید جای خالی را پر کنید و البته وقتی در جای خالی چیزی را می نویسید که آرزویش را دارید در آینده اتفاق بیفتد و چیزی که در حال حاضر اتفاق نیفتاده است ، شما نمی توانید احساس اعتماد به نفس داشته باشید و دید مثبتی نسبت به خودتان در آن لحظه داشته باشید .

من احساس خوبی در مورد خودم خواهم داشت اگر ...

زمانی که به صورت مستقل برای خودم کار کنم .

زمانی که ده کیلو وزن کم کنم .

زمانی که یک ازدواج عاشقانه داشته باشم .

زمانی که فلان مقدار پول در سال در آمد داشته باشم .

زمانی که قرض هایم را بدهم .

زمانی که من و همسرم دوباره صمیمی شویم .

زمانی که به مقام شغلی بالاتری برسم .

به عبارت دیگر زمانی که این نیازها بر آورده بشود ، احساس خوبی درباره خودم خواهم داشت و احساس اعتماد به نفس خواهم کرد و خودم را دوست خواهم داشت .

در تحصیل مواردی که به شما احساس خوبی می دهند اشکالی وجود ندارد . خود باوری یکی از محصولات جانبی کامیابی و موفقیت است . به هر حال اگر احساس خوب را در مورد خود جهت به دست آوردن چیزهای خاصی در آینده به تعویق بیاندازید ، ظلم بزرگی در حق خودتان کرده اید . این عمل « عشق مشروط به خود داشتن » نامیده می شود . « در واقع من احساس خوبی نسبت به خود خواهم داشت اگر بتوانم نیاز هایم را بر آورده سازم ، ولی تا آن زمان قصد دارم بارها از نظر احساسی خودم را آزار دهم ».

تصور کنید که شما برای کسی کار می کنید که به شما نوید می دهد اگر از عهده انجام کاری خاص بر آیید پاداشی در ازای آن  به شما خواهد داد . او فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید را به شما می دهد و شما با عجله به دنبال آن کارها می روید و سرانجام موفق می شوید ، اما وقتی نزد رئیستان می روید به شما می گویید : « آه ، فراموش کردم ، فهرست دیگری هست که قبل از دریافت پاداش باید آن ها را هم انجام دهی » . اگر کسی با شما چنین کاری کند بی شک عصبانی می شوید ، این طور نیست ؟ اعتراض می کنید که : « منصفانه نیست ! » با این وجود شما همواره با خود همین بازی را می کنید . فکر می کنید : زمانی که مدرک تحصیلی ام را بگیرم یا کارم را آغاز کنم یا وقتی که بچه دار شوم احساس خوبی در مورد خودم خواهم داشت » . اما زمانی که به این اهداف نائل می شوید و انتظار دارید احساس فوق العاده خوب و اعتماد به نفس واقعی را حس کنید ، صدای خودتان را می شنوید که می گوید : « می دانم که این همان کاری است که برای دوست داشتن خودم لازم داشتم ، اما در واقع چیز دیگری هم هست که قبل از داشتن آن احساس خوبی نسبت به خودم ندارم » .

آیا تا کنون با کسی که با شرایط خاصی شما را دوست داشته باشد رابطه داشته اید ؟ این فرد همواره موانعی را ایجاد  می کند که شما برای آن که مورد پسندش قرار بگیرید باید از آن ها عبور کنید : « من نمی توانم با تو ازدواج کنم تا زمانی که مقداری از وزن خودت را کم کنی » . این شخص اصرار می کند ، بنابراین شما وزن خود را کم می کنید و به جای این که او به وعده خود عمل کند . چیزی شبیه این را می شنوید : « این که تو وزن خودت را کم کرده ای فوق العاده است ولی من مطمئن نیستم که بتوانیم در مورد سلامتی ، مثل هم فکر کنیم . من ازت می خوام برنامه رژیم غذایی ات را عوض کنی » . البته به طور حتم شما این کار را انجام می دهید و در پاسخ این کار خود می شنوید که : « بسیار خوب ، می دانم که قبلا گفتم اگر به سلامتی خودت اهمیت بدهی باهم ازدواج می کنیم ، ولی اگر راستش را بخواهی نگرانم که از نظر عاطفی آن طور که باید روی خودت کار نکرده باشی » . این شخص همواره شما را به دنبال خود می کشاند که معنایش این است که شما خودتان را دنبال خود می کشید . اگر یکی از دوستانتان این را برای شما تعریف کند احتمالا در پاسخش می گویید : « باید فراموشش کنی ، چون ارزشش را ندارد . من که اصلا نمی توانم چنین رفتاری را تحمل کنم . متوجه نمی شوی که هر کار دیگری هم بکنی ، بهانه ای دیگر می آورد ؟ » . اما در واقع حقیقت این است که شما با خودتان هم همین کار را می کنید با شیؤه بی رحمانه ای که هر بار پیش می گیرید ، احساس خوب داشتن نسبت به خودتان را تا مدتی که بتوانید از عهده فلان کار بر آیید به تعویق می اندازید . یکی از دوستانم اخیرا درباره شوهرش برایم صحبت کرد . دوستان او دقیقا مصداق همان چیزی است که مورد صحبت ما هستند . شوهرش « باب » ، عاشق دویدن است و هدفش این است که بتواند یک کیلومتر را در عرض سه دقیقه بدود و اعتقاد دارد که اگر به این هدف نایل شود احساس فوق العاده ای در مورد خواهد داشت . اما باب نمی تواند از همان ابتدا این کار را انجام دهد . او در ابتدا می تواند این مسافت را در چهار دقیقه بدود ، بنابراین هر روز صبح برای تمرین دو می رود و زمانی که به ساعت خود نگاه می کند افسرده می شود . او حتی از دویدن هم لذت نمی برد ، چرا که تمام هدف و نیتش این است که بتواند این مسافت را در سه دقیقه بدود .

همسر باب به من اعتراض می کرد که این عمل شوهرش یعنی دویدن یک کیلومتر در سه دقیقه روی روابطشان تاثیر گذاشته است . او می گفت : باب تمام مدت مانند یک شکست خورده اش خسته شده ام به من می گوید : « فقط اگر بتوانم یک کیلومتر را در سه دقیقه بدوم همه چیز دوباره درست خواهد شد . من باید این کار را برای خودم انجام دهم » .

آن چه را که باب نمی داند این است که او خودش را بنا به شرایطی دوست دارد . او تمام بینشش را بر روی هدفی متمرکز کرده است که معلوم نیست به دست می آید . او به جای این که از تعهدش نسبت به دویدن برای داشتن تناسب اندام احساس اعتماد به نفس کند ، تنها خودش را آزار می دهد . باب خودش و همسرش را آزار می دهد . او برای این که احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد هر بهانه ای می آورد ، اما مشکل او این است که نمی داند اعتماد به نفس واقعی چیست  ؟ او نمی داند که برای داشتن اعتماد به نفس نباید منتظر رسیدن به هدف خاصی باشد . او در همان شرایط  هم می تواند احساس اعتماد به نفس را در خود داشته باشد و از آن لذت ببرد .

گام 4 - علت تخریب حس اعتماد به نفس خود را پیدا کنید

علت تخریب حس اعتماد به نفس خود را پیدا کنید

هم اکنون از چه طریقی احساس خوب نسبت به خود داشتن را به تعویق می اندازید ؟ برای رسیدن به اعتماد به نفس چه قوانینی وجود دارد ؟ آیا واقعا باور دارید که زمانی که به هدفی رسیدید یا از عهده انجام کاری بر آمدید ، احساس فوق العاده ای خواهید داشت و این احساس دوست داشتن خودتان همواره ادامه خواهد داشت ؟ ولی این گونه نخواهد شد ، چرا که نمی توان هر روز و هر دقیقه به موفقیت و کامیابی نائل شد . زمانی که شما به یکی  از اهدافتان دست پیدا کنید ، ارضاء نمی شوید و به دنبال هدف دیگری خواهید رفت . این یک تمرین است که به شما کمک می کند بعضی از کار هایی که ممکن است اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند را شناسایی کنید . شما با اولین پاسخ هایی که به ذهنتان می رسد جاهای خالی را پر کنید و تاجایی که می توانید با خود صادق باشید :

در مورد خودم احساس خوبی خواهم داشت وقتی .............................................................................................. ........................................................................................................................................................

در مورد خودم احساس خوبی خواهم داشت وقتی ............................................................................................... ........................................................................................................................................................

در مورد خودم احساس خوبی خواهم داشت وقتی ............................................................................................... .........................................................................................................................................................

در مورد خودم احساس خوبی خواهم داشت وقتی ............................................................................................... ........................................................................................................................................................

در مورد خودم احساس خوبی خواهم داشت وقتی ............................................................................................... .........................................................................................................................................................

شگفت آور است ، زمانی که شما این تمرین را انجام می دهن است از طریق آن ها به صورت ناخود آگاه به ارزش قائل شدن برای خود و خوشبختی تان لطمه بزنید را در می یابید . آیا از این کار خسته نیستید ؟ آیا زمان آن نرسیده که از به عقب انداختن دوست داشتن خود دست بردارید ؟ بسیار خوب ، شما می توانید از امروز تغییر را آغاز کنید و تصمیم به این تغییر بگیرید .

شما حتی نباید منتظر باشید تا خواندن این مطلب را به اتمام برسانید . من به شما پیشنهاد می کنم :

فکر من واقعا در مورد خودم احساس خوبی دارم وقتی .........

را با این فکر جایگزین کنید

من همینک احساس خوبی دارم ، چرا که ..........

لیستی به شرح زیر تهیه کنید :

من هم اکنون در مورد خودم احساس خوبی دارم .......

زیرا با خودم صادق هستم .

زیرا امروز مواظب سلامتی ام هستم .

زیرا از دوستم در خواست کمک کردم .

زیرا امروز احساساتم را نسبت به شوهرم بروز دادم .

زیرا وقتی دخترم به من نیاز داشت باهمه وجود در کنارش بودم .

زیرا شجاعت خواندن این مطلب و رویارویی با هر موضوعی را دارم .

زیرا در حال یادگرفتن آن هستم که خودم را آن گونه که هستم دوست داشته باشم .

آیا اکنون نسبت به وقتی که دوست داشتن خود را تازمانی در آینده به عقب می انداختید احساس بهتری ندارید ؟ شما حق آن را دارید که از هم اکنون احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید و هر بار که به خاطر آن چه که هستید به خود افتخار می کنید به خود قدرتی می دهید که گام بعدی را برای رشد و بالندگی محکم تر بردارید .

اطلاعات مطلب

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب