گام 1 - خطاهای کوچک را علائم شکست نینگارید بلکه آن را تنها انحراف از مسیر تلقی کنید.

خطاهای کوچک را علائم شکست نینگارید بلکه آن را تنها انحراف  از مسیر تلقی کنید.

در صعود به یک قله، تعداد دفعاتی که می لغزید و فرو می افتید اهمیتی ندارد بلکه تعداد دفعاتی که دیگر بار برمیخیزید و به راهتان ادامه میدهید حائز اهمیت است. اهریمن شکست تتها زمانی سایه ی پلیدش را بر اوضاع و شرایط شما میگستراند که پس از چندبار افتادن و برخاستن تسلیم شوید و برای عدم توانایی خود، به اشکا‌ل‌تراشی متوسل گردید.

قلمی را در برابرتان روی میز بگذارید، به طوری که دسترسی به آن آسان باشد. حال اگر بکوشید آن را بردارید، دو اتفاق ممکن است پیش بیاید: یا قلم از میز جدا میشود و یا همچنان بر روی آن باقی میماند. اگر قلم از روی میز جدا شد، برای برداشتن آن تلاشی از خود نشان نداده اید، بلکه صرفا آن را برداشته اید. اگر انگشتان شما با قلم تماس پیدا کرد، اما قلم از میز جدا نشد، چیزی را برنداشته اید. به هر حال یا قلم را برمی دارید و یا برنمی دارید و بین این دو اقدام حرکت دیگری وجود ندارد.
همان طور که ملاحظه میکنید، در این راستا چیزی به عنوان کوشش مطرح نیست. بنابراین در توصیف کارهایی که واقعا در حال اجرای آن هستید، استفاده از فعل (کوشیدن) معنایی ندارد.

گام 2 - از پیامدهای منفی برای تصحیح مسیر استفاده کنید.

از پیامدهای منفی برای تصحیح مسیر استفاده کنید.

موفقیت حاصل اقدام است و نه کوشش. وقتی دانشمندان ناسا موشکی به فضا پرتاب میکنند و موشک از مسیر اصلی منحرف میشود، هرگز با این بهانه که: “ما تلاش خود را مبذول داشتیم.” از حرکت باز نمی ایستند، و فضا نوردان شناور در فضا را به حال خود وا نمیگذارند. بلکه با اصلاح مسیر، فضاپیمایی را که به بیراهه افتاده به مسیر اصلی هدایت میکنند. به بیانی دیگر موشک صرفا با تلاش این دانشمندان به مقصد نمیرسد بلکه با اصلاح مسیر مداوم بر جایگاه مناسب فرود می آید.