گام 1 - تعریف،اهمیت و ضرورت ارتباط:

تعریف،اهمیت و ضرورت ارتباط:

تعریف ارتباط:

رابطه میان دو یا چند نفر در مورد انتقال اطلاعات (پیام ها،عقاید،دانش،روش ها،و …)ارتباط نامیده می شود.ارتباط ممکن است شفاهی و یا غیر شفاهی باشد،متقیم(رودررو)یا غیر مستقیم(از راه دور)باشد و ممکن است از طریق کانال ها و رسانه های مختلف صورت پذیرد.

در سلسه مراتب نیاز های ابراهام مازلو روان شناس آمریکایی یکی از نیاز های اساسی انسان،وابستگی و تعلق است. در ارضای این نیاز روانی اساسی،ارتباط نقش حیاتی دارد.ایجاد ارتباط یک هنر است و ارتباط مجموعه ای از مهارت هاست.ارتباط یک پل پیوند معنی میان مردم است تا از آن راه بتوانند آن چه را که می دانند و احساس می کنند با یکدیگر در میان بگذارند.به عبارتی ارتباط یک نوع فعالیت دوسویه است.ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس آن و به وسیله آن به وجود می آید.گاه یک نگاه جذاب،لحن یا تن صدا،یا یک حرکت حاوی پیامی است که از درون فرد سرچشمه می گیرد و معمای ارتباط را مشخص می کند.نکته مهم درباره ارتباط،گفت و شنودی است که همواره دست کم دو تن در آن درگیرند،یکی فرستنده پیام و دیگری گیرنده پیام.یک شخص به تنهایی نمی تواند اطلاع رسانی کند اما آنچه که در این بین اهمیت خاصی دارد،درک نقطه نظر های طرف مقابل و فهمیدن پیام است،نه شنیدن پیام.ارتباط یک شکل نیرومند از افشای خود بر دیگران است.ارتباط چیز هایی درباره شخصیت پیام رسان،شیوه اندیشیدن و گاه نوع ارزش های او را بازگو می کند،از این رو یک ضرورت بنیادی در همه پیوند های میان اشخاص و میان گروه هاست.

به طور خلاصه ارتباط یعنی مبادله حقایق،نظرات و عقاید بین دو نفر یا دو گروه از افرادی که عهده دار انجام ماموریت خاص شده اند و یا در یک جا زندگی می کنند،به منظور تامین وحدت مقاصد و تلاش ها و در جهت زود تر رسیدن به مقصد و هدف نهایی.پس می توان گفت:

ارتباط یک ضرورت بنیادین بین انسان هاست،دو سویه است و موجب شناخت و تامین وحدت مقاصد و تلاش ها در جهت نیل به مقصد می شود.

اهمیت ارتباط:

خانواده ای که از تعدادی انسان به وجود آمده است،نمی تواند بدون گفت و شنود،ادامه حیات بدهد.

ارتباط موثر،والدین و فرزندان را همراه با نیرو های مادی در جهت اهداف زندگی بهتر،به موفقیت هدایت می کند.ارتباط موثر در واقع شیوه عملی نفوذ به دیگران است.متقاعد کردن دیگران و اداره کردن مقاومت دیگران است.

ارتباط موثر عامل مهم بهداشت روانی و سلامت روان بوده و با ارتباط موثر در محیط توافق،تفاهم،عشق،عمل صالح و خلاق قرار می گیریم.

اگر ارتباط بین اعضا یک خانواده یا افراد گروه های انسانی برقرار باشد،تعلق به خانواده یا افراد و گروه بیشتر شده،در نتیجه کار آیی و سلامت جسمانی،روانی و عقلانی افزایش می یابد.به وسیله روابط گرم،هماهنگی و همکاری و تفاهم در برنامه ریزی برای زندگی صمیمی و هدایت امور راحت تر انجام می شود و از نظر تربیتی،فرهنگی،و بهداشت روانی سلامت و توفیق در خانواده بیشتر شده و از نظر اقتصادی نیز،سود آوری افزون تر می شود.

در نتیجه:

به وسیله ارتباط مطلوب:اعضای خانواده نیاز های همدیگر را بهتر شناخته و ارضا می کنند،خشنودی از زندگی و از یکدیگر بیشتر می شود.همراه و همگام کردن دیگران در مسایل زندگی حاصل می شود. بهداشت و سلامت روانی برای آدم ها تامیین می گردد.فضای صمیمی و توام با عشق فراهم می شود.خلاقیت ها بروز می کند.دوام و استحکام خانواده تامین می شود.اداره امور راحت تر و سریع تر می گردد.سود آوی و بهره وری نیز ارتقا می یابد.

ضرورت ارتباط:

تفاوت بنیادی در ادراک انسان ها،نیاز ها و خواسته های مشروع انسان ها،گسترش ثانیه ای اطلاعات،وجود عوامل فراوان آسیب رسان به روان انسان ها،سازمانی و ماشینی شدن روز افزون زندگی بشر،نیاز به ارتباط روزافزون را بیشتر می کند.در حیطه روان شناختی،ارتباط یک نیاز اساسی است تا به وسیله آن دستورات زندگی،شغلی،اخبار و اطلاعات لازم،بازخورد های تربیتی و کاری و …به نحوی مناسب و به موقع و قابل فهم به همه افراد ارائه شود،تا آنان با رغبت،آگاهی و تفاهم در فعالیت های گروهی مشارکت کرده،بدین وسیله به رضایت در زندگی و شغلی و …نایل شده و در افزایش بهره وری از فعالیت ها و تحقیق اهداف جمعی مفید فایده واقع شوند.از طرفی ارتباط بین انسان ها سلامت روح و روان ،نشاط و شادابی و امید را در دل ها زنده می کند و توانمندی و پویایی را در وجود آدم ها قوت می بخشد.و والدین و مربیان را از خیال و تصور به سمت واقعیت رهنمون می گردد.لذا بنا به دلایل بالا ارتباط یک ضرورت است.در این باره حافظ می فرماید:

پیش ما رسم،شکستن نبود عهد و وفا را

                                                                                           الله،الله،تو فراموش مکن جانب ما را

گر مخیر بکنندم به قیامت،که چه خواهی؟

                                                                                         دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گام 2 - اصول ارتباط موثر:

اصول ارتباط موثر:

1)اصل هم سطح شدن با دیگران:

یعنی در برابر برقراری ارتباط،القاب و عنواین باید کنار گذاشته شده و طوری سخن گفته شود که طرف مقابل ارتباط بتواند بشنود و بفهمد.به فرموده مولوی شاعر بزرگ ایران:

چون که با کودک سر و کارت فتاد

                                                            پس زبان کودکی باید گشاد

2)اصل توجه به وجوه مشترک:

ارتباط زمانی سریع برقرار می شود که از طریق وجوه مشترک طرفین ارتباط آغاز شود.مثل زبان مشترک،دین و اعتقادات،مکان زندگی،خاطرات،علاقه،ارزش ها و …..

3)اصل توجه به راه های مختلف:

طرفین ارتباط برای برقراری ارتباط نباید یک راه را تجربه کنند بلکه بایستی راه های مختلفی را آزمایش کنند تا بهتر و سریع تر ارتباط برقرار شود. گاه با صحبت رو در رو،گاه با تلفن،گاه به وسیله نامه،و یا ایما و اشاره و یا گاه با لمس بدن یکدیگر.

4)اصل انعطاف پذیری

5)اصل همگام شدن

6)اصل احترام متقابل

7)اصل اطمینان

8)اصل مقابله به مثل

9)اصل توجه به حس های مختلف

10)اصل تفاوت های فردی

11)اصل نفئذ کلام

12)اصل کاهش مخالفت یا مقاومت

13)اصل متقاعد سازی 

14)اصل پذیرش پیام

15)اصل گذشت و جوانمردی

16)اصل خوش اخلاقی

 

گام 3 - اصول مهم و موثر در ارتباط:

اصول مهم و موثر در ارتباط:

اصل محبت:

جوهر یک ارتباط سالم و درست میان دو نفر،محبت کردن،دوست داشتن و مبادله و عطوفت بین آن هاست.محبت کردن یک تقویت مثبت است.

الف)ویژگی های کودکی که از محبت محروم بوده است:

1-احساس ناامنی و عدم آرامش می کند.

2-احساس مسئولیت نمی کند.

3-از زنده بودن و زندگی کردن لذت نمی برد.

4-اعتماد به نفس در او ضعیف است.

5-رابطه او با دیگران سرد و خشک است.

6-به قوانین و مقررات و اصول اخلاقی کمتر مقید است.

7-حالت بدبینی در او وجود دارد.

ب)ویژگی های کودکی که بیش از حد از محبت برخوردار بوده است:

1-قدرت سازگاری در او ضعیف است.

2-احساس مسئولیت نمی کند.

3-رشد شخصیتی در او متزلزل است.

4-فردی وابسته و متکی به دیگران است.

5-شخصی از خود راضی و خود پسند است.

6-در تصمیم گیری ضعیف است.

7-در دنیای خیالی و غیر واقعی به سر می برد.

ج)ویژگی های کودکی که به قدر کافی از محبت بهرمند بوده است:

1-قدرت سازگاری خوبی دارد.

2-احساس امنیت روانی و آرامش می کند.

3-بانشاط و روحیه است و از زندگی کردن لذت می برد.

4-اعتماد به نفس در او قوی است.

5-فردی واقع بین است.

6-به دیگران اعتماد می کند و تمایل به همکاری با دیگران دارد.

7-از استقلال اندیشه برخوردار استو به کسی متکی نیست.

8-مبتکر،خلاق و نوآور و کنجکاو است.

 

اصل امنیت روانی:

از نظر روانشناسان،نخستین شرط تامین سلامت روانی کودک یا نوجوان،احساس امنیت روانی است.مهمترین عامل ایجاد منیت روانی،جلب اعتماد کودک،توجه به نیاز های روانی کودک و تامین آنهاست.

الف)ویژگی های فردی که احساس امنیت روانی می کند:

1-فرد خود را پذیرفته است و خود را قبول دارد و هویت خود را می شناسد.

2-فرد،به خود اعتماد دارد و به دیگران هم اعتماد می کند.

3-فرد،مسئولیت رفتار خود را می پذیرد و دیگران را مقصر نمی داند.

4-فرد،مثبت می اندیشد و به توانایی ها و نا توانایی های خود آگاهی دارد.

5-فرد،خود تصمیم می گیرد،خود رهبر،مستقل و خلاق است.

6-فرد،از اراده ای راسخ برخوردار است و توسط واعظ درونی هدایت می شود.

7-فرد،احساس آرامش درونی و خود ارزشمندی می کند.

ب)ویژگی های شخصی که احساس ناامنی روانی می کند:

1-بهانه گیری می کند و خطاهای خود را نمی پذیرد و آن ها را به عهده دیگران می گذارد.

2-دچار عدم اعتماد به نفس است و در پذیرش خود مشکل دارد.

3-به دیگران اعتماد ندارد و با دیگران نمی تواند ارتباط برقرار کند.

4-همواره به دنبال تایید این و آن است.

5-دیگران را و دنیا را عامل ناکامی و شکست خود می داند.

6-فردی متکی و وابسته است و از دیگران کورکورانه پیروی می کند.