گام 1 - مهم ترین فعالیت های امام در دوران خلافت

به توجه به موقعیت و مقتضیات موجود در جامعه اسلامی ، مهم ترین فعالیت های حضرت علی (ع) عبارت است از :

  1. تفسیر قرآن و بیان مراد واقعی بسیاری از آیات.
  2. پاسخ به پرسش های دانشمندان بویژه دانشمندان اهل کتاب.
  3. بیان حکم شرعی رویدادهای نوظهور و قضایای پیچیده ای که قضاوت از داوری درباره آن ناتوان بودند.
  4. پرورش انسان های برخوردار از ضمیر پاک و روح اماده و تربیت شاگردانی مانند عبدالله بن عباس و افرادی چون ابوذر ، اویس قرنی ، مقداد ، عمار ، مالک اشتر ، کمیل ، میثم تمار ، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه ، تا بتوانند در پرتو رهبری امام آنچه با دیده ظاهری نمی توان دید با دیده دل و چشم باطن دریابند.
  5. کوشش برای تامین زندگی بینوایان و درماندگان
  6. شرکت در نشست های رایزنی خلفا و ارائه صادقانه راه حل ها

قبل از پرداختن به چگونگی مراجعه مردم به امام علی در باره قبول مسوئلیت اداره حکومت اسلامی ، از انجا که در میان اهل سنت تصور می شود موضوع جانشینی پیامبر جنبه انتخابی و عرفی داشته است ، مرور چگونگی حاکمیت خلفای نخستین سودمند است.گذشته از محاسن و معایب این شیوه برای تصدی جانشینی پیامبر ، به نظر میرسد بر انچه درباره سه خلیفه نخستین اتفاق افتاده است نه تنها نمیتوان نام انتخابِ ازاد مردم نهاد ، حتی تظاهر به ایجاد مجال برای مشارکت مردم نیز نبوده است ، چرا که این سه حادثه را به هیچ روی نمی توان پیرو هیچ قاعده ضابطه ای جز عنصز قرشی بودن دانست.با عنایت به اینکه اگر قرار است خدا و رسول به هر دلیل مجاز به تعیین و معرفی جانشین صاحب رسالت نباشند ، استناد به حدیث <<الائمه من قریش>> بدون در نظر گرفتن آغاز و پایان آن وجهی ندارد.چرا که با یکی از مهم ترین اصول دعوت خاتم انبیا ( اصل لغو امتیازهای نژادی و قومی و قبیله ای ) منافات دارد. چنانکه خواهید دید ، به هیچ روی نمی توان اقدام خلیفه اول و دوم را فقط پیشنهاد و معرفی افراد برای بیعت مردم دانست.

 

گام 2 - گفتمان سقیفه

اشاره شد هنگامی که علی بن ابی طالب  و بنی هاشم سرگرم غسل دادن پیامبر بودند ، سه تَن از مهاجران با اطلاع از اجتماع انصار در سقیفه به سرعت به محل رفته ، به گفتگو پرداختند.خبر این گفتگو را خلیفه دوم بعد ها ضمن خطبه ای در مدینه بازگو کرد.او پس از شنیدن این سخن که بیعت با ابوبکر از روی دور اندیشی و تدبیر نبوده است ، در پی توضیح و پاسخ بر آمد و گفت : پس از رحلت رسول خدا به ما خبر دادند که انصار با سعد بن عباده در سقیفه بنی ساعده اجتماع کرده اند.من ، ابوبکر و ابو عبیده به آنجا رفتیم . سخنران انصار در سقیفه ضمن سخنانی گفت : ما انصار لشکر منسجم اسلام هستیم وشما ای قریش ، گروهی از ما و اقلیتی در میان مایید.

من خواستم سخن بگویم ، اما ابوبکر مانع شد و گفت : البته انچه شما انصار درباره خود میگویید، درست است ، ولی <<عرب>> این امر (جانشینی پیامبر) را جز برای قریش نمی شناسد.آنان از نظر نسب و اصالت خانوادگی برترین عرب شمرده میشوند.من پیشنهاد میکنم با عمر یا ابوعبیده بیعت کنیم.سخنگوی انصار اعتراض کرد و در نهایت گفت : امیری از ما و امیری از شما باشد.من (عمر) پاسخ دادم : دو شمشیر در یک غلاف جای نخواهد گرفت.

آنگاه دست ابوبکر را گرفته ، با او بیعت کردم.پس انصار با او بیعت کردند.ما بیم داشتیم از آن جمع جدا شویم و آنان با دیگری بیعت کنند و ما مجبور شویم ناخواسته با او بیعت کنیم یا با مخالفت خود فساد پدید آوریم.البته بیعت با ابوبکر ناگهانی و بدون دوراندیشی بود ، اما خداوند شر آن را بر طرف کرد.آنان پس از بیعت سقیفه نشینان در کوچه ها به راه افتادند و از موافق و مخالف بیعت گرفتند.روز بعد وقتی کار بیعت تمام شد ، عمر از انچه روز پیش درباره زنده بودن رسول خدا بر زبان رانده بود ، پوزش خواست.افزون بر دو شخصیت برجسته بنی هاشم ، (علی (ع) و عباس عموی پیامبر) افرادی چون زبیر بن عوام،خالد بن سعید ، مقداد بن عمرو ، سلمان فارسی ، براء بن عازب ، ابی بن کعب و ابوذر نیز با دستاورد سقیفه مخالفت کردند.