گام 1 - سوابق تاريخي

سوابق تاريخي

سوابق تاريخي

آنچه از فرشهاي كهن فارس به ما رسيده است به ندرت قدمتي پيش از سيصد سال دارد. اينكه در فارس باستان فرش بافته مي شده است، تنها به مدد منابع مكتوب به اثبات مي رسد.

اسناد و مدارك فراوان گواه آن است كه فرشبافي فارس، خواه قالي گره بافته خواه گليم، دست كم دوازده قرن پشت سر دارد. كهنترين سندي كه در آن از فرشهاي فارس ياد شده، صورت اموال خزانه هارون الرشيد عباسي است كه پس از مرگ او به سال 193 هجري فراهم آمده است.

در خزانه فرش خليفه هزار بساط (فرش گره بافته) ارمني … سيصد بساط دشت ميشان … پانصد بساط طبيري …. و هزار بساط بافت دارابجرد بوده است. از سده چهارم هجري به بعد، مدارك مكتوب كه دلالت بر گستردگي دامنه فرشبافي فارس داشته باشد فراوان است.

اصطخري، جغرافي نويس و مورخ مشهور سده چهارم، كه خود از فارس برخاسته، گويد كه:

از جهرم افكندنيهاي نيكو خيزد … و از غند جان …. بساطها و برده هاي نيكو خيزد …

به اندك زماني، مؤلف ناشناس كتاب پارسي حدود العالم من الشرق الي المغرب (372 ه. ق) از پي اصطخري مي آيد و صريحتر و دقيقتر از او، اقسام گوناگون فرشهاي فارس را بر مي شمرد.

صاحب حدود العالم تصريح دارد كه از پارس بساطها و فرشها و زيلو ها و گليمهاي با قيمت خيزد. اين عبارت، شايد براي نخستين بارآشكار مي كند كه فرش به طور اعم و بساط بطور اخص دلالت بر قالي گره بافته دارد كه از زيلو و گليم بي گره ممتاز است.

در دهه هاي 1780و 1790 (1195-1214 ه . ق) بازرگانان كمپاني هند شرقي در ايران بطور منظم فراهم بودن فرشهاي صادراتي را در بندر بوشهر گزارش مي كنند، كه قرنها (تا حدود پنجاه سال پيش) بندرگاه اصلي براي صدور دستبافتهاي فارس بوده است.

گام 2 - ساختار

ساختار

ساختار

بيشتر قالي هاي كهنه فارس تار و پودشان از پشم است و تار و پود نخي تنها در مناطقي مانند كوهستان داراب و اقليد و آباده فراغه و بخشي از ني ريز متداول بوده است، بخصوص در قاليچه هاي ريز بافت از آن استفاده مي شود .

رشته هاي تار در دستبافي تمام پشم و نيز در آنها كه ريشه ابريشمي دارند ،رنگ نمي شود ؛ بنابراين رنگ طبيعي پشم ريشه هميشه نمايان است.بخش اعظم قاليهاي عشايري دو پوده ،و نزديك به نيمي از قاليهاي روستايي يك پوده است كه اغلب به صورت رنگ شده در بافته ها مورد استفاده قرار مي گيرند .

به همين جهت بيشتر قاليهاي قشقايي ،بهارلو و عرب داراي پود قرمز رنگ و بيشتر پود قاليهاي ني ريزي به رنگ سفيد و پود آباده اي ها به رنگ آبي و پود لري به رنگ مشكي و قهوه اي و خرمايي است. واحد اندازه گيري طول در بين عشاير قشقايي قل است كه از نوك انگشتان تا آرنج بافندگان حدود 50 سانتي متر است.

ابعاد

ابعاد قاليهايي كه عشاير براي بازار بخصوص منطقه گرمسيري توليد مي شود به  اصطلاح شش قل ،يعني حدود 30×60 يا 1.5×3 متر است. اسلوب بافت فرشهاي فارس در هر ايل و طايفه (و البته در تقسيمات فرعي طايفه اي) و در هر ناحيه فرق مي كند؛ اين نيز هست كه تفاوتهاي اسلوبي به نوع و ساخت دستبافت هم بستگي دارد با اينهمه، در سرتاسر اين اقليم، بافندگي در انحصار زنان است و جز گبه هاي دورو جملگي دستبافتها بر دارهاي زميني / افقي بافته مي شود؛ در چند دهه اخير شماري اندك از كارگاههاي بافندگي تجارتي به دار عمودي روي آورده اند.

نقش

قاليها و قاليچه هاي فارس عموماً دو پوده است مگر گبه كه قاعدتاً هم پرز بسيار بلند و هم بيش از دو پود؛ اگر جز اين باشد فرش را قالي – گبه خوانند كه به طرح و نقش گبه است ولي دو پود بيش ندارد و به همين سبب معمولاً فاقد نرمي و لختي گبه اصل است.

در بخش اعظم گليمهاي فارس پودهاي رنگي – كه در هر دو رويه دستبافت نقشها را پديد مي آورند – به اسلوب منقطع بافته مي شوند و، لاجرم، شكاف باريكي هر پاره رنگ را جدا مي كند. شماري اندك از گليمهاي لري را به شيوه اي بافته اند كه پودهاي رنگي گرداگرد تار همجوار پيچيده و شكاف ميان پودهاي منقطع را به هم دوخته است. گليمهاي فارس دامن هاي پهني در سر و ته دارد كه آنها را شبكه زني گويند و به طرح و نقشي كه با طرح و نقش زمينه گليم فرق دارد.

پهناي شبكه زني به تناسب اندازه گليم و كيفيت و ظرافت بافت فرق مي كند. شبكه زني گليمهاي قشقايي اكثراً آراسته به نوارهاي شطرنجي وني يا نوارهاي گليمبافي است كه نقوش پيوسته پر و خالي زينت بخش آن است؛ نوارهاي وني همواره به اسلوب سوزن دوزي دو لايه و دو رو بافته مي شود كه ودهاي رنگي در هر رويه معكوس روي ديگر است؛ ميان نوارهاي منقش يا چند نوار باريك يكرنگ قرار مي گيرد يا نوارهايي با نگاره هاي مكرر ريز نقش دورنگ به شيوه نگاره سازي مثبت و منفي. لرهاي فارس عموماً نوارهاي باريك رنگارنگ را پياپي مي بافند و گهگاه نوارهاي وني را در شبكه زني گليمهاي خود به كار مي آورند.

جاجیم

از انواع ديگر فرشهاي بي گره، جاجيم را نام بايد برد كه برخلاف گليم – كه تارهايش ديده نمي شود – به مدد تارهاي  رنگارنگ نقش مي پذيرد، و گاه نيز تار و پود هر دو نقش آفرينند. به اقتضاي مسير قائم تارها، طرحهاي جاجيمي همواره راه راه قائم است و هر نوار به يك رنگ، مگر آن كه از پودهاي رنگي هم بهره برده باشند كه در اين صورت بخشهايي از هر نوار به شكل چهار گوشها يا سه گوشهاي دو رنگ در مي آيد.

جاجيمهاي فارس را در دو قطعه باريك جدا از هم مي بافند و سپس در امتداد قائم به هم مي دوزند. جز گليم و جاجيم، كه بافتن آنها كمابيش عموميت دارد، انواعي ديگر از بي گره در فارس بافته مي شود، به مقدار اندك و نه در همه جا. از اين شمار است جاجيم پر نقش به اسلوب پود پيچي و به بهره وري از پودهاي اضافي بافته مي شود، و دستبافتي بنام شيركي مكملي كه بر رويه آن نقشها را پديدار مي كنند در پشت دستبافت رها مي شوند و ريشه وار آويز از عربهاي يكجانشين در سر چهان و مردمان فارسي زبان همين ناحيه دست اندركار شيركي كه طرح و نقش اغلب آنها شبكه سرتاسري لوزيهاي رنگارنگ است، و گهگاه به همان گره بافته هاي ايلات عرب.

گام 3 - طرحهای رایج

طرحهای رایج

نقشمايه ها و نگاره هايي كه بيش از همه در قاليهاي فارس به چشم مي خورد به ده گروه منقسم است كه ترتيب تقدم آنها در اينجا نشان دهنده ميزان بسامدي و فراگيري آنها است.

اين نيز هست كه هر گروه را شاخه ها و گروههايي فرعي است و مشتقات بيشمار، كه برخي چندان ساده و خلاصه شده و سبك و شيوه پذيرفته اند كه اصل آنها را به نگاه نخست نمي توان بازشناخت.

گروههاي اصلي ده گانه بدين شرح است:

  • نگاره هاي مرغي و كله مرغي
  • نقشمايه هاي گياهي
  • نگاره هاي بته اي
  • نقوش جانوري (چهارپايان)
  • مشتقات سواستيكا يا گردونه خورشيد
  • انواع گلها
  • ستارگان
  • شكلهاي شطرنجي
  • نقشمايه هاي دندانه دار برگ / ماهي سان
  • آرايه هاي چهاربازويي ميانه ترنجها

گام 4 - توزیع جغرافیایی

توزیع جغرافیایی
  •  شیراز
  •  آباده
  •  نیریز
  •  بولوردی
  •  قالی های عشايري فارس

 

    شیراز: طرح هاي رايج

با وجود اينكه قالي هاي شيراز توسط جمعيت هايي بافته مي شوند كه داراي بنيادهاي گوناگوني هستند ولي در غالب موارد، اين قالي ها داراي ويژگي هاي مشتركي به شرح زير مي باشند:

  • چيرگي سبك هندي بر تمام نقش ها
  • زمينه اكثر قالي ها عاري از لچك هاست، و در مركز آن يك تا سه ترنج لوزي يا شش ضلعي متصل به هم قرار دارند .
  • حاشيه يا كه از سه تا هفت قاب تشكيل شده است با برتري نقوش هندسي شده (مثلاً: ستاره هاي هشت گوشه، هشت ضلعي هاي شقه شده، لوزي هايي كه خط محيطي آنها به صورت پلكان است. برگ هاي دندانه دار، يا اينكه نقش هايي بنام اشگالي كه از مجموعه اي لوزي تشكيل شده و از طريق طارمي هاي الوان به همديگر متصل شده اند)
  •  وجود يك نوار گليم بافت آبي و قرمز يا بلوطي، به خصوص در قالي هاي قديمي.

براي اينكه تشخيص هويت اين قالي ها دقيق تر باشد، به نشانه ها ديگري نيز اشاره مي كنيم:

در اكثر موارد، خطوط محيطي ترنج ها از خطوط صاف تشكيل نشده است بلكه از خطوط دندانه اي يا چنگك دار بوجود آمده اند. در قالي هاي قديمي تر، زمينه قالي به رنگ آبي نيست بلكه با خطوط هاشوري رنگارنگ، شقه شقه شده است.

معمولاً، درون ترنج ها، لچك ها و حتي خود زمينه قالي مملو از مجموعه اي از نقش هاي استليزه اي است كه با داشتن سبك هندسي، نقش قالي هاي قفقازي را تداعي مي نمايند.

نقش

از بين اين نقش ها، بوته هاي درخچه اي گل دار، حيوانات كوچك، ستارگان، چند ضلعي ها، پرندگان و بخصوص، نقش خروس را مشاهده مي كنيم. نقش مار، به صورت استليزه شده آن، به كرات به شكل يك حرف S بزرگ ظاهر مي گردد و اين همان نقشي است كه در قالي هاي قفقاز نيز ديده مي شود. نقش بته ميري نيز غالباً اقتباس شده است.

اين نقش را در متن اين قالي ها، اكثراً درون نقش خروس مي بينيمدر قالي هاي شيراز، بته ها ايفاگر نقش نمادين هستند. بعلاوه، آنها گاهي نيز تشكيل عناصر پر كننده زمينه را مي دهند. بنابراين بته ها يا به شكل و سبك هندسي يا به شكل و سبك طبيعي در كنار ساير نقش ها خود را جلوه گر مي سازند. ضمناً همين بته ها در قالي هائي كه عاري از لچك ها و ترنج مركزي هستند، مورد استفاده وسيع تري پيدا مي كنند كه غالباً نيز انحصاري مي باشند (نقش تكراري، كه در تمام زمينه قالي پراكنده مي شوند).

مثلاً در بعضي از قالي هاي قديمي قشقائي، بته ها را در رديف هاي منظم روي نوارهايي به رنگ هاي گوناگون و به هم چسبيده اي گذشته اند.  

 

ابعاد

در بين اين قالي ها، مطلوب ترين و مرجح ترين اندازه، همان قطع سجاده اي (20/1*90/1متر) و يا قطع متوسط (80/180/2 يا 40/1*30/2) است. قالي هاي شيرازي كه اندازه آنها از 3*2 متر تجاوز كند، بسيار نادر است.  

 

رنگ بندي و رنگرزي

در مورد رنگرزي حتي در قاليهاي جديد و متداول شيراز ،فقط از رنگهاي طبيعي استفاده مي شود.

در مورد قاليها اشاره مي كنيم كه رنگ آبي بخصوص براي زمينه حالت چيرگي دارد و پس از ان ،رنگ هاي قرمز و بلوطي قرار مي گيرند و بدنبال آنهاـ ولي به مقدار خيلي كم ـرنگ هاي سفيد، آبي روشن و بنفش قرار گرفته اند .

قاليهاي قديمي تر از طريق مايه هاي زنده تر رنگها و درخشندگي پشمها ،تفاوت  خود را بروز مي دهند . در قالي هاي امروزي شيراز رنگهاي تيره غالب تر هستند.

گام 5 - قالي هاي عشايري فارس

قالي هاي عشايري فارس

قالي هاي عشايري فارس

پراكندگي گروههاي عشايري، اعم از ساكن و يا متحرك، و وسعت مناطقي كه جهت ييلاق و قشلاق و مراوده تجاري و فرهنگي مورد استفاده قرار مي گيرد، شناسايي فرشهاي ايلات و عشاير را با مشكل مواجه مي سازد.

اختلاط و آميزش فرهنگي ايلات و طوايف و تأثيرپذيري آنان از يكديگر در همه ابعاد، از جمله در فرشبافي نيز، به نحوي محسوس پديدار است. چه بسا بسياري از الگوها و نگاره هايي كه اختصاص به يك ايل و طايفه دارد و با اندكي تغيير و دگرگوني در نقوش ايل يا طايفه اي ديگر، مورد استفاده قرار مي گيرد.

اقتصاد

ادغام و پراكندگي واحدهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كوچكتر از ايلات و طوايف، به نام تيره نيز، مزيد بر علت شده و كارشناسايي دستبافهاي گوناگون اين خطه را دشوار ساخته است. ذهني بافي و عدم استفاده از نقشه هاي ترسيمي  الگو قرار دادن قاليهاي بافته شده و حذف يا افزودن برخي از نگاره ها در حين بافت، سبب شده تا برخلاف گذشته دستبافهاي مختص يك ايل يا طايفه كه براي چندين دهه بدون تغيير توليد مي شد، امروزه به لحاظ عوامل مذكور، تغييرات فاحشي را بپذيرد.

بنابراين ديگر نه تنها انتساب يك دستباف عشايري به ايل و طايفه اي مخصوص دشواربه نظر مي آيد بلكه به ناچار مي بايست آن را به منطقه وسيعتري نسبت داد و صرف نظر از شيوه هاي بافت، طرح و رنگ، و طريقه كاربرد مصالح و مواد، روند شكل گيري هر يك از ايلات منطقه مورد مطالعه را نيز مد نظر قرار داد.

با تمامي اينها جهت بررسي قالي هاي عشايري فارس ناگزير به تقسيم بندي ايلات و بررسي جداگانه دستبافته هاي آنها داريم لذا قالي هاي عشايري فارس طبق تقسيم بندي زير ارائه مي گردد:

  •  افشار
  •  قشقایی