ورود به سایت

ثبت نام در سایت

Registration confirmation will be e-mailed to you.

فراموشی رمز

15 − 14 =

بستن
بستن

چگونه فرش دستباف تبریز خریداری کنیم؟

چگونه فرش دستباف تبریز خریداری کنیم؟

چگونه فرش دستباف تبریز خریداری کنیم؟

آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.به طور کلی آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرش بافی سوق داده است.

سرزمین آذربایجان بنابه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با قدمتی در حدود (عصر دیرینه سنگی) یکی از مناطق باستانی ایران محسوب می شود. 

شاید مهم ترین حادثه در تاریخ آذربایجان در قرن یازدهم اتفاق افتاده باشد

چه در این زمان ترکان سلجوقی بر ایران غلبه کردند و ایالات آذربایجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمی خود برگزیدند. در اندک زمانی در این دو ناحیه زبان ترکی جایگذین زبان فارسی و عربی شد و تبریز نیز بصورت شهر ترک زبان درآمد که تاکنون نیز بهمین حال باقی مانده است.

در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مرکز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید. قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه کهن داشته باشد.

تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلکه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود. تبریز از زمان هلاکوخان مغول از مراکز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تکاملی خود را می پیموده است.

 بخصوص در زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. قالی مشهور مسجد اردبیل (۱۵۳۹م) که اکنون در موزه ( ویکتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می کنند.
  2. قالی دیگری که مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN  DUVEEN) است.
  3. یک تخته قالی که به امپراطور چالز کوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است.
  4. دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان که اولی مربوط به سال ۱۵۲۲ م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن ۱۶ باشد.
فرش تبریز و بازارهای جهانی

مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان کالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینکه در قرن ۱۵، مردم کشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از قرن ۱۷ به بعد هم پس از آنکه قالی ایران به خارج از کشور راه یافته بود صنعتکاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریکا دست به بافتن قالی هایی زدند که بازار آن کشورها را به خود اختصاص دادند.

تبریز که در موارد بسیاری همواره علمدار نهضتهای مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذکاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.

 

  تاریخ طراحی فرش تبریز

طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم. پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت  شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.

پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعیل صفوی، تبریز پایتخت پر قدرت ایلخانیان و مکتب دوم هنرهای ایرانی، مرکز شایسته ای برای تجمع هنرمندان و نشر آثار بی نظیر فرهنگی و هنری در دنیای آن روز می شود. حضور نقاشان بزرگ ایرانی نظیر بهزاد و سلطان محمد و همچنین کتابخانه سلطنتی در تبریز، به رشد شکوفایی هنرهایی نظیر کتاب آرایی و نقاشی کمک بسیار کرد. در این مکتب، هنر طراحی فرش، بدون تردید جای خاصی داشته و طرحهای آن بوسیله نقاشان بزرگی که در تبریز زندگی می کردند ترسیم می شد و همینطور این موقعیت ویژه باعث شد که هنرمندان طراح قالی در تبریز با اهتمام بیشتری به این هنر بپردازند.

مکتب دوم هنر ایران

مکتب دوم هنر ایران در تبریز عمر چندانی نیافت و این پایگاه هنری به قزوین و اصفهان منتقل شد. در آغاز که هنوز فرش جنبه کالای تجاری نیافته بود، توسط نقاشان و مینیاتوریستها طراحی می شد که عمدتاً به سفارش سلاطین و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان که تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائیان در دوره صفویه و خواستار شدن آنان از فرشهای ایرانی با طراحی سنتی، طراحی فرش به شکل شغلی خاص، ابتدا با حمایت سلاطین صفوی و سپس بصورت شغلی مستقل درآ‌مد و تبریز محل مناسبی برای این هنر اصیل گردید. بعدها انتقال پایتخت و جنگها و آشوبهای بسیار، تا حدودی از رونق شهر تبریز کاست ولی این شهر قبل از هر شهر دیگری در دوره قاجار شروع به تجدید حیات در زمینه طراحی نقشه فرش کرد.

رونق بازار فرش

از آنجا که شهر تبریز، شهری تقریباً مرزی محسوب می شود، با کشورهای همجوار ارتباط  فرهنگی و اقتصادی داشت و همچنین روح نوجویی و پیشرفتی که در این شهر وجود داشت باعث گردید که به زودی هنرهای مختلف، از جمله هنرهای گذشته و به خصوص فرش در آنجا احیاء شود. با ایجاد شعباتی از کمپانی های خارجی خریدار فرش و طهور تجار ایرانی، بازارهای خارجی به روی فرش تبریز گشوده شد. شهر تبریز به علت سابقه قبلی بافت فرش و طراحی آن و نزدیکی به کشورها و بازارهای خارجی شرایط مساعدی برای بافت فرشهای مختلف و با کیفیت خوب داشت.

طراحی فرش تبریز با پیروی از گذشته پر رونق خود، کم کم به شکل رشته ای قابل ارائه در آموزشکده ها و کارگاههای طراحی قالی درآمد تا اینکه پا به پای مدرسه هنرهای زیبای تهران، مدرسه صنایع مستظرفه تبریز با وضعیت مشابهی تأسیس و شروع به فعالیت کرد. این مؤسسه فرهنگی به زودی محل کار و فعالیت هنرمندان برجسته تبریز در رشته های مختلف هنری گردید. بسیاری از هنرمندان برجسته تبریز نظیر میرمنصور و رسام ارژنگی و برخی از طراحان بزرگ دیگر تبریز در آن زمان در ایجاد این مدرسه و اعتلای هنر طراحی سنتی و طراحی قالی به شیوه کنونی تلاش فراوانی نمودند و همینطور در طراحی فرشهای با ارزش که برای کاخ های سلطنتی و عمارات حکومتی بافته می شد، مشارکت داشتند.

مطالب مرتبط


گام 1 - ساختار

ساختار

ساختار

ريز بافت ترين فرشهاي ايران در تبريز بافته مي شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (تركي) و پودگذاري بصورت دو پوده (مانند كليه نواحي ترك زبان) است. تار فرش تبريز اغلب  پنبه اي و بسياري مستحكم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهاي ابريشمي نيز بصورت گل ابريشم، تمام ابريشم و يا چله ابريشم بافته مي شود و قاليچه هاي چله ابريشم تبريز در نوع خود از بهترين فرشهاي ايران است كه قسمت عمده ابريشم آن از خراسان و تهران تهيه مي شود.

پشم فرش بافی

قسمت عمده پشمي كه در صنعت قاليبافي تبريز مورد استفاده قرار مي گيرد از منطقه ماكو، كه كوهپايه باريكي است، تهيه مي گردد. ماكو در شمال غربي ايران بين تركيه و جمهوري نخجوان كه جزء اتحاد جماهير شوروي سابق است، قرار گرفته است. پشم ماكو مرغوب است ولي قدري خشن تر و زبرتر از مناطق ديگر شمال غربي و غرب كشور است. همين مختصات سبب شده كه قاليهاي تبريزي قدري خشن شود.

زماني بخشي از پشم تبريز از اروميه و مهاباد، دشت مغان. خوي و سلماس نيز تأمين مي شد. در مورد پرز فرشهاي تبريز بايد به اين ويژگي اشاره كنيم كه حالت ظاهري اين پرزها نه درخشان است و نه ابريشمين، و اين موردي است كه درباره ساير گونه هاي فرش ايران نيز صادق است. اين عدم شفافيست و خشكي را نمي توان به كيفيت به پشم نسبت داد كه كاملاً عكس اين قضيه است و پشمها بخصوص وقتي كه از ماكو و يا از دشت طالش آورده مي شوند داراي كيفيت بسياري عالي هستند.

اين پديده را در قالي هاي جديدي كه داراي بافت بسيار ظريفي هستند و حتي در قالي هاي قديمي نيزمي بينيم. عدم شفافيت و خشكي اين قاليها ناشي از رنگرزي آن و استفاده از آب شور تبريز است كه داراي نمك فراواني است.

نخ هاي پود قالي هاي تبريز، از دو رشته تشكيل شده اند:

يكي از آنها ضخيم و ديگري نازك است. اولين رشته (سفيد يا خاكستري) كه براي حجيم كردن كردن قالي و انعطاف پذيري آن در نظر گرفته شده است بصورت كشيده از ميان نخ هاي تار كه در دو سطح زير و رو قرار دارند عبور مي كند. رشته دوم نيز كه غالباً به رنگ آبي نفتي يا قرمز است، از ميان همين تارها مي گذرد. با اين تفاوت كه نخ هاي تاري را كه رشته پود اول از هم جدا كرده بطور محكم به يكديگر پيوند مي دهد.

يعني رشته نخ هاي تارهاي زيرين در رو و تارهاي رويي در  زير قرار مي گيرند. با توجه به پشت قالي ها، متوجه مي شويم كه قالي هاي جديد تبريز، با قالي هاي قديمي آن تفاوت دارند، زيرا كه پشت قالي هاي جديد بيش از قالي هاي قديمي داراي خطوط برجسته تري است. اگر قالي هايي را كه براي گره هايشان از خامه نازكتري استفاده مي كنند مستثني كنيم، قالي هاي تبريز بطور قابل توجهي،‌ضخيم، سنگين و بادوام هستند.

قالي هايي كه در تبريز بافته مي شوند از لحاظ رج شمار به شرح زير هستند:

25×25، 30×30، 35×35، 40×40، 50×50، 60×60  ( گره در هر پنجره 7 سانتي متري). نوع 25×25 قاليهاي ارزان قيمت است كه براي فروش در بازار بافته مي شود. نوع 30×30 نوعي معمولي و بازاري است. 35×35 معمولاً نوعي است كه شركتهاي اروپايي سفارش مي دهند تا مطابق با سليقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهاي بالاتر فرشهايي با فشردگي و تراكم بالا نظير فرش هاي ابريشمي هستند.

تقسيمات حاشيه در تبريز خارج از معيارهاي قديمي و سنتي مي باشد و به نوعي طراحان آن را متحول ساخته و كم و زياد مي‌كنند. به طور كلي در اكثر مناطق مخصوصاً تبريز، اندازه بندي حاشيه را بدين گونه انجام مي دهند كه پهناي كل حواشي حدوداً يك ششم كل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده براي حاشيه، پهناي حاشيه اصلي دو برابر حاشيه فرعي باشد.

حاشيه معروف تبريز، حاشيه سماوري يا توسباغي است كه در آن دو اسليمي در كنار هم قابي را تشكيل داده اند كه شكل سماور را تراعي مي كند.

به نقش سماور هراتي نيز مي گويند. قالي هاي قديمي تبريز داراي حاشيه هاي با قاعده تر و متناسب تري بودند. حاشيه اين قاليها معمولاً بسيار عريض است و رنگ آن با رنگ زمينه تفاوت دارد. اين حاشيه ها هم داراي نقش هاي آشفته پيچيده اي از شاخه هاي گلدار است كه در بين آن برگهاي بزرگي از نخل با فاصله معيني از يكديگر قرار گرفته اند.

كاربرد كتيبه در طرح هاي امروز حاشيه تبريز، رواج زيادتري دارد و استفاده از گل فرنگ در درون اين كتيبه ها نيز ديده مي شود. همچنين طراحان تبريزي نوعي حاشيه كار مي كنند كه در آن نقشهاي حاشيه اصلي وارد حاشيه هاي فرعي شده و يا گاهي طرحهاي حاشيه فرعي داخل حاشيه اصلي مي شوند كه نام حاشيه مرافل برآن نهاده اند. در كل حاشيه قاليهاي غني و پربار است و اين حاشيه تا هفت عدد قاب ثانوي مي تواند داشته باشد كه با ظرافت خاصي مزين به برگهاي چرني يا گل هايي هستند كه توسط زينت هاي مارپيچي يا شاخه هاي كوچك گل دار به هم متصل شده اند.

ترنج نقشي است كه در وسط فرش قرار مي گيرد و شكل آن ممكن است دايره، بيضي، لوزي و يا چند پره باشد.

اندازه ترنج در فرشهاي تبريز معمولاً تا حدودي بزرگتر از حد معمول است و ترنج هاي اين شهر از تنوع و گوناگوني زيادي برخوردار هستند و انواع نقش مايه ها را در آنها مي توان پيدا كرد، ازجمله نقوش پرندگان و حيوانات مختلف و دسته گل هاي فرنگ كه شامل گل هاي طبيعي هستند در متن ترنج تبريز ديده مي شود. گلدان و نقوش زير خاكي نيز از عمده نقش هاي ترنج هاي تبريز هستند.

طراحان تبريز همه نوع ابداع و نوآوري را در لچك ها بوجود آورده اند به طوري كه لچك هاي اين شهر نسبت به ساير شهرها متنوع تر و رنگارنگترند.

حركت آزادانه اسليمي ها كه باعث ايجاد اشكال قابي شكل و تودرتو مي شوند در لچك قالي هاي تبريز مانند ساير مناطق كاربرد فراوان دارند. هم چنين به كارگيري اسليمي هاي دهن اژدري با شاخه هايي مزين با برگهاي نوك تيز در تبريز رايج مي باشد و به طور كلي اكثر اسليمي ها از جمله خرطومي، دهن اژدري، ساده و شكسته، گلدار، اسليمي هاري در طرح هاي فرش تبريز به خوبي نمايانگر است و شايد تبريز به علت تنوع طرح هايش تنها شهري باشد كه از اين همه اسليمي ها در قاليهاي لچك و ترنج و حاشيه و خصوصاً متن استفاده مي كند.

دار تبريزي يا عمودي را از اين رو تبريزي مي نامند كه ظاهراً در تبريز اختراع شده است.

در شهر تبريز انواع ديگر دار استفاده نمي شود چون اين دستگاه ساده است و به كار بردن آن آسان و در عين حال ارزان نيز هست. در اغلب مراكز قاليبافي واقع در شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران نيز اين نوع دار به كارمي رود. اين دار نسبت به دار روستايي از چندين لحاظ برتري دارد. كار خسته كننده كلاف كردن چله ها و گره زدن آنها به تير فوقاني و دوختن قسمت بافته شده قالي به تير زيرين در اين دستگاه حذف گرديده است.

هنگام پايين كشيدن قالي مي توان با بيرون كشيدن چهارگوه از شكاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به اين ترتيب قالي پايين مي آيد و قسمت بافته شده را طوري بر روي دار قرار مي دهند كه به سهولت مي توان آن را مورد بازرسي قرار داد.

در شهر تبريز كارد مخصوص به كار برده مي شود كه با كاردهاي ديگر اختلاف مهمي دارد.

اين كارد تركيبي است از يك تيغه تيز و قلابي شبيه قلاب دكمه انداز كه در انتهاي تيغه تعبيه شده است. از قلاب براي گره زدن و به جاي گره زدن بوسيله دست، و از تيغه براي بريدن نخ پس از بستن گره استفاده مي كنند.

در سراسر ايران نوعي شيوه قاليبافي تقلبي رواج يافته كه به شهرت نيك قالي ايران بسيار لطمه زده است. اين روش زيان آور اين است كه به جاي گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار مي بندند، به اين ترتيب فرشي كه بافته مي شود تنها نصف گره هايي را كه بايد داشته باشد دارد.

شهر تبريز يكي از مراكز معدود قاليبافي است كه اين بيماري در آن شايع نشده است علت اين امر به اين دليل است كه قاليبافان تبريز چون براي بستن گره به جاي انگشت از قلاب استفاده مي كنند، بستن گره با قلاب امكان پذير نمي شوند. نتيجه اين مصونيت به طور كلي به نفع قاليبافان تبريز تمام مي شود.

گام 2 - طرح های رایج

طرح های رایج

طرح های رایج

امروزه در تبريز همه نوع طرح را مي توان پيدا كرد كه البته بررسي همه آنها امكان پذير نيست و به زمان زيادي احتياج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف كشور، ديگر نمي توان به طور يقين طرحي و يا نگاره و موتيفي را متعلق به نقطه اي خاص دانست و به همين ترتيب نمي توان فرش منطقه اي را با ديدن طرحي و يا نگاره اي تشخيص داد.

به طور مثال در تبريز نمونه فرشهايي بافته مي شود كه جدا از بافت و رنگبندي، داراي طرحي از منطقه كرمان است كه در تبريز به طرح كرمان قلم مشهور است. به طور كلي طرح و نقشه فرش هاي تبريز بيشتر از سليقه خريداران تبعيت مي كند.

طراحان تبريز اگرچه در اصول از طرح هاي معروف و قديمي پيروي مي كنند اما به اين طرح ها جان مي دهند و زيبايي مي بخشند و نوآوري دارند. در طبقه بندي كه شركت سهامي فرش ايران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه هاي قالي ايراني در 19 بخش طبقه بندي شده است كه شهر تبريز نيز به جهت تنوع طراحان و كثرت آنها در اغلب اين بخش ها آثار و نمونه هايي دارد .

از جمله نقشه آثار باستاني و ابنيه اسلامي

نقشه شاه عباسي، نقشه اسليمي، نقشه افشان، نقشه بندي خشتي، طرح درختي، طرح شكارگاه، نقشه قابي، طرح گلفرنگ، طرح گلداني و طرح ماهي درهم (هراتي) به خصوص لاك پشتي و همينطور طرح محرابي و نقش محرمات و طرح هندسي و قاليها و قاليچه هاي تصويري و طرح بوته اي.

گام 3 - رنگ بندی

رنگ بندی

رنگ بندی

در تبريز و اكثر مناطق آذربايجان بر روي نقشه شطرنجي، به شيوه كدگذاري و شماره نويسي رنگبندي مي شود و هر طراح و رنگ بند براي خود مسطوره اي دارد و براي هر رنگ شماره اي در اختيار دارد كه بر روي نقشه نوشته مي شود.

اغلب فرشهاي ايران داراي رنگهاي بخصوص هستند كه بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد. ولي در تبريز برخلاف ديگر نقاط ، رنگهاي متنوعي براي بافت فرشها مورد استفاده قرار مي گيرد.

رنگ فرش تبريز مانند طرح آن از سليقه هاي مختلف سفارش دهندگان پيروي مي كند اما داراي هماهنگي خاص است. 80 درصد اهميت فرش تبريز مربوط به رنگ و بافت آن است. قالي تبريز به جهت تنوع توليد كه به خاطر كسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمينه رنگ نيز متنوع تر و گسترده تر از نقاط ديگر مي باشد. كمتر جايي را مي توان سراغ گرفت كه به اندازه تبريز داراي تنوع رنگي باشد. اين تنوع رنگ در تبريز تا جائيست كه حتي به جرأت مي توان گفت كه هنوز بعضي از اين رنگها نامگذاري نشده است.

سبک

تبريز علاوه بر رنگ، اكثر سبكهاي بافتي هم كه ديگر نقاط كشور دارند، آزمايش كرده است. سبكهايي مانند تك پود، لول باف، نيم لول، سنه باف و... و در تمام اين نوع بافتها، ابتكار و تغيير و تحول به عمل آورده است. در گذشته طرحهاي اصيل تبريز داراي رنگهايي با تضاد زياد بوده است. مثلاً در كنار يك رنگ، رنگي ديگر كه هيچ سنخيتي و تشابهي با آن نداشت آورده مي شد. ولي امروزه بدليل افزايش تعداد رنگها و نزديك شدن آنها به يكديگر رنگبنديها داراي تضاد كمتري مي باشند .

به طور كلي رنگبندي فرش تبريز را مي توان در سه بخش خلاصه كرد:

  1. رنگبندي كه در آن رنگها داراي كنتراست بالايي با يكديگر هستند كه اكثراً در طرحهاي اصيل گذشته رايج بوده است.
  2. استفاده از رنگهايي با والورهاي متوسط كه فاصله رنگها از يكديگر كمتر شده و تضاد رنگها نيز به همان نسبت كاهش يافته است.
  3. بكارگيري تناليته هاي رنگي نزديك به هم و مشابه كه در زبان تركي به اين رنگها (أولورنگ) مي گويند و نام ديگرش (كهنه رنگ) مي باشد. 

به عنوان مثال در كنار يك رنگ كرم، رنگ قهوه اي روشني بكار مي رود كه بسيار مشابه كرم است اين روش به فرش حالت كهنگي و يكنواختي مي بخشد.

تنوع رنگ

اكثر توليدات فرش تبريز امروزه از نظر رنگبندي از نوع  دوم و سوم هستند. با توجه آنچه گفته شد فرشهاي تبريز داراي تنوع رنگي بسيار است اما با اين حال باز هم رنگهاي خاصي وجود دارند كه بعضي از فرشهاي تبريز را به خوبي از ديگر فرشها متمايز مي كند كه شايد تنها استفاده كننده اين رنگها تبريز باشد.

مثلاً در تبريز نسبت به مناطق ديگر خاكستري هاي رنگي به وفور ديده مي شود. امروزه در فرش تبريز علاوه برخاكستريهاي رنگي، از رنگهاي صورتي و پوست پيازي زياد استفاده مي شود. در فرشهاي قديم تبريز رنگهاي مورد استفاده شامل  رنگ كرم، روناسي، قهوه اي، آبي، سورمه اي و ... بوده است.

در حال حاضر رنگهاي مورد مصرف در صنعت فرش تبريز، اكثراً رنگهاي شيميايي و از نوع كرمي و آنيليني مي باشد كه از خارج كشور تأمين مي شود. گرچه بعضاً و بويژه در فرشهاي هنري از رنگهاي طبيعي نيز استفاده مي شود. نكته قابل ذكر ديگر اينكه امروزه رنگ فرشهاي تبريز را بازار خارجي تعيين مي كند و آنها در انتخاب رنگ فرشهاي مورد نظرشان روانشناسي رنگ را مد نظر قرار مي دهند كه اين امر باعث نزول نگرش روانشناسي رنگ طراحان و نقاشان داخلي شده است.  

گام 4 - رنگرزی

رنگرزی

رنگرزی

تبريز اولين مركز قاليبافي ايران است كه مواد رنگي كشورهاي مغرب زمين در آن كاملاً رسوخ يافته است و رنگهاي جديد جانشين رنگهاي قديمي شده است.

با بررسي گذشته پر فراز و نشيب صنعت فرشبافي مي توان دريافت كه تبريز همواره قطب مهم توليد فرش بوده و متعاقب آن در صنعت رنگرزي نيز از سابقه طولاني برخوردار است و در طي گذشت زمان در زمينه تكنولوژي و تكنيك رنگرزي به پيشرفت و تكامل رسيده است.

در زمان اوج هنر و صنعت فرش بافي، يعني در دوران پادشاهي صفويه در تبريز مراكز مهم فرشبافي داير گرديد و در كنار آن كارگاههاي رنگرزي كه غالباً رنگرزي گياهي را انجام مي دادند تأسيس و گسترش يافت.

با گسترش روابط ايران و كشورهاي ديگر از جمله اروپائيان صنعت رنگرزي نيز دست خوش تحولات و پيشرفتهاي روز افزوني شد و تاكنون نيز ادامه داشته است. سهولت و سرعت و ارزاني رنگرزي با رنگهاي اروپايي در مقايسه با شيوه معمول در ايران كه مستلزم صرف هزينه و وقت زيادتر بود مردم تبريز را مجذوب خود كرد.

در تبريز از رنگهاي كرمي و آنيليني ،رنگهاي تركيبي كارخانه هاي خارجي كه با بيكرمات پتاسيم تثبيت مي شود، هر دو استفاده مي شود كه رنگهاي آنيليني فقط در قالي هاي ارزان قيمت مصرف دارد.

گام 5 - ابعاد،توزیع جعرافیایی و وضعیت فعلی

ابعاد،توزیع جعرافیایی و وضعیت فعلی

ابعاد

قالي تبريزي از كوچكترين تا بزرگترين اندازه بافته مي شود.معمولاً قالي هاي تصويري تبريز داراي قطعه كوچك يا متوسط هستند و قالي ها ابريشمي هم غالباً در اندازه ها بزرگ مي باشند.

توزیع جعرافیایی

  1. هريس وگراوان
  2. بخشايش
  3. سراب
  4. قراجه
  5. اهر
  6. مرند
  7. بيجار، تكاب، افشار
  8. مهربان
  9. شربيان

وضعیت فعلی

 از اول قرن حاضر سه عنصر موجب كاهش كيفيت و درجه زيبايي قالي هاي تبريز شده است:

  1. صنعتي كردن فزاينده توليد
  2. پذيرفتن رنگهاي مصنوعي و غالباً نيز از نوع متوسط آن
  3. حالت مبهمي كه اين قالي ها پيدا كرده اند و آن نيز ناشي از تقليد طرح هايي است كه به ساير طبقه هاي قالي تعلق دارند

با اين همه قالي هاي قابل تحسين مثل قالي هاي سهند را مي يابيم كه تا حدي يادآور نقش قالي هاي هرات مي باشند. در محصول جديد قالي تبريز،خارج از قالي هاي ابريشمين، شاهد تنزلي در تكنيك و استفاده از مواد اوليه هستيم و تعداد گره قالي نيز كاهش يافته است. ضمناً از ويژگي قالي هاي جديد، پرز بلندتر آنها، رشته نخ پنبه اي ضخيم تر آنها براي تار و پود و گاهي پشم ظريفتر براي گره هاي آن است.

مشخصات مثبتي كه قالي تبريز را از بافته شهرهاي ديگر ايران متمايز مي كند بطور كلي عبارتند از:

  1. گره: هر تخته از قالي تبريز (به استثناي فرآورده هاي غير معمول) با گره تركي بافته مي شوند و هر قالي كه با اين گره بافته نشده باشد نمي توان آنرا تبريزي محسوب كرد.
  2. دو پوده بودن: قالي تبريز دو پوده است و معمولاً پرز آن كوتاهتر و نازكتر و سبكتر از اغلب بافته هاي غير عشايري ايران است.
  3. طراحي : طراحي قالي هاي تبريز عالي و بافت  آن بسيار دقيق است. به اين جهت قالي چنان منظم و جا افتاده از كار در مي آيد كه حالت قالي ماشيني را پيدا مي كند. كوتاهي پرزهاي قالي تبريز اين دقت ماشيني را نمايان تر جلوه مي دهد.
  4. مواد اوليه: پشم ناحيه ماكو مخصوصاً پشمي كه از دباغ خانه هاي تبريزبدست مي آيد از پشمي كه در ساير شهرها براي قاليبافي به كار مي رود خشن تر است و در نتيجه قالي هاي تبريز مانند قاليهاي مشهد و كرمان مخملي نيست.
  5. رنگ:  رنگهايي كه در قاليهاي تبريز به كار مي رود اغلب تند و خام است.

اطلاعات مطلب

  • فرش دستباف
  • 857 بازدید
  • blankblankblankblankblank (5 votes, average: 4٫60 out of 5)
    blankLoading...
  • آخرین ویرایش توسط : درهمی - جمعه, 07 دسامبر 18, 11:56 ق.ظ
  • قالی ایران

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین علوم و دانش برای شما گردآوری میشه

آخرین های آیا میدانید

از همه جا براتون مطلب داریم لطفا کلیک کنید

مطالب برگزیده

موضوعات مهم سایت

مطالب محبوب